یک آقا که سی ساله با ما فامیل شده
مردی بود بسیاااار خوشرو،خوش صحبت،شاداب و شوخ طبع،اهل زن و زندگی و کار و پیشرفت
مرد خانواده،تلاشگر تمیز وخوشبو و مودب
مادر ما سالها دوستدار و طرفدار این مرد نمونه بود و به پدر ما سرکوفت میزد که ببین فلانی چه در خدمت خانوادشه و چه زرنگه( پدرم مردی آرام و ساده س)
امروز همسر این آقا با صورت خونی به خونه ی خواهرش رفته و گفته که سی ساله داره کتک میخوره!
هیچ وقت گله نکرده و ظاهرو حفظ کرده بخاطر بچه ها و آبرو!
انقدررررر ناراحتم که گلوم داره خفه م میکنه
نه بخاطر کتک خوردن زن، چون اگر از ابتدا اقدام میکرد جلوی این آقا گرفته میشد و خشونت سی سال ادامه نداشت
بخاطر اون قداست و محبوبیتی که این مرد ساخت و ما هیییییچ نفهمیدیم😔 هنوز باورم نمیشه حتی ممکن بوده چه آسیب هایی به زن و دخترش بزنه
بخاطر بت ساختن مادرم ازین آدم خشن! پدرم یک بار هم صداش رو برای مادرم و ما بلند نکرده🥲
انقدر همه چیز رو از ظاهر قضاوت نکنید.
»Liliam«
🗣 @tootiter
در قلب همه ما يک ديكتاتور بیرحم است كه حاضر است زندگی هزاران نفر را به خاطر تامين شادی چند نفری كه دوستشان داريم، نابود کند.
#گراهام_گرین
🗣 @tootiter
ولی پولتونو بعضی وقتا باید به رخ یه سریا بکشید
رفتیم برای خواهرم عینک افتابی بخریم
فروشنده هی سلیقهی خواهرمو مسخره میکرد
منم دیدم خواهرم زبون نداره
برگشتم گفتم صاحب مغازهای؟
که گفت نه
گفتم ببین پول یه دونه از این عینکا میشه حقوق یه ماهت، همین جا میتونم پنج تا بخرم ببرم
ساکت بمون تا انتخاب کنیم
»AP«
🗣 @tootiter
💬اجازه ندهید ذهن به بهانه ناراحتی،
از شما یک مظلوم بسازد.
احساس تاسف برای خود و بازگویی ماجراها برای دیگران،
شما را اسیر ناراحتی نگه میدارد.
#اکهارت_تله
🗣 @tootiter
داشت میگفت فلانی مادرشو گذاشته سرای سالمندان، سال به سال بهش سر نمیزنه، چقدر بیرحمن، چقدر بنمک نسناسن! گفتم فلانی یادت رفته چه بلاهایی سر این بچه آورد؟ یادته بچه بود چون تو مهمونی دو تا خیار خورده بود، چه جوری تو خونه کتک خورده بود؟! یادته مدام میگفت تو هیچی نمیشی؟
یادته با پول عیدیش رفت ماشین کنترلی خرید، مادره جلو چشم همین بچه، ماشینن رو زد زمین و خرد کرد و گفت غلط کردی پولاتو دادی آشغال خریدی؟ جلوی فامیل و دوست و آشنا چقدر تحقیرش میکرد؟ دانشگاه مهندسی عمران قبول شد، گفت کار شاقی هم نکرده والله! باید میرفت تجربی که بتونه مثل پسر فلانی پزشکی بخونه؟ سربازی رفت یه قرون پول تو جیبش نذاشت و حتا نمیدونست کدوم شهر افتاده؟! ازدواج کرد تا دم خواستگاری گفت من این ازدواج رو به هم میزنم بالاخره، انقدر آتیش به پا کرد که عروسش با دو تا بچه، طلاق گرفت؟! اینا رو ما میدونیم و حرصمون درمیاد، خودش که تو این جهنم زندگی کرده چرا الان باید با اون حجم از نفرتی که مادرش بهش تزریق کرده، مراقب مادری باشه که نیاز به پرستار و مراقبت شبانه روزی داره و در همین حال هم نیش زبون داره و آزار کلامیش پرستاراشو خسته کرده؟
ساناز هستم یک مالک
🗣 @tootiter