داشت میگفت فلانی مادرشو گذاشته سرای سالمندان، سال به سال بهش سر نمیزنه، چقدر بیرحمن، چقدر بنمک نسناسن! گفتم فلانی یادت رفته چه بلاهایی سر این بچه آورد؟ یادته بچه بود چون تو مهمونی دو تا خیار خورده بود، چه جوری تو خونه کتک خورده بود؟! یادته مدام میگفت تو هیچی نمیشی؟
یادته با پول عیدیش رفت ماشین کنترلی خرید، مادره جلو چشم همین بچه، ماشینن رو زد زمین و خرد کرد و گفت غلط کردی پولاتو دادی آشغال خریدی؟ جلوی فامیل و دوست و آشنا چقدر تحقیرش میکرد؟ دانشگاه مهندسی عمران قبول شد، گفت کار شاقی هم نکرده والله! باید میرفت تجربی که بتونه مثل پسر فلانی پزشکی بخونه؟ سربازی رفت یه قرون پول تو جیبش نذاشت و حتا نمیدونست کدوم شهر افتاده؟! ازدواج کرد تا دم خواستگاری گفت من این ازدواج رو به هم میزنم بالاخره، انقدر آتیش به پا کرد که عروسش با دو تا بچه، طلاق گرفت؟! اینا رو ما میدونیم و حرصمون درمیاد، خودش که تو این جهنم زندگی کرده چرا الان باید با اون حجم از نفرتی که مادرش بهش تزریق کرده، مراقب مادری باشه که نیاز به پرستار و مراقبت شبانه روزی داره و در همین حال هم نیش زبون داره و آزار کلامیش پرستاراشو خسته کرده؟
ساناز هستم یک مالک
🗣 @tootiter
من خود زنی میکنم...
وقتی زورم به هیچ کس و هیچ کجا نمیرسه خودمو میزنم ، موهامو کوتاه میکنم ، وقتی دستم میسوزه روش پماد نمیزنم ، شب نمیخوابم
اینجوری خودمو به خاطر ضعیف بودنی که نیاز وجودی من هست سرزنش میکنم
مراقب آدم هایی مثل من باشید
نشونه ی ما دست های لرزونمونه...
•فرناز•
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
#ارسالی_مخاطب
دو مدل تلاش داریم:
۱. «یه» تلاشی بکنی که اگه نشد بگی نمیشه.
۲. «هر» تلاشی بکنی که بشه.
ما اغلب مدل اول تلاش میکنیم. تا خودمون و اطرافیان رو در جهت هدف پنهان/ناخودآگاهمون (که ببین نمیشه) قانع کنیم. اما اکثر رسیدنهای تأثیرگذار زندگی مدل دومه: یا راهی مییابم یا راهی میسازم.
لوکوموتیو
🗣 @tootiter
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جاده نهنبدان به شهداد، به طول ۳۰۰ کیلومتر، یکی از طولانیترین و مستقیمترین جادههای دنیا است که در دل کویر لوت کشیده شده و استان خراسان جنوبی را به کرمان متصل میکند. این مسیر زیبا و در عین حال ترسناک است؛ در آن خبری از آنتن موبایل و اینترنت نیست، آب و برق و حتی امداد جادهای وجود ندارد. در طول مسیر نه روستایی هست، نه شهری، نه پمپ بنزین و نه حتی یک درخت. تنها چیزی که میبینی کویر است و سکوت مطلق. رانندگی در این جاده بدون توقف، حداقل پنج ساعت طول میکشد.
چشمانداز آن شبیه سیاره مریخ است؛ تپههای شنی و ماسهای که انگار با دست نقاشی شدهاند. وقتی شب فرا میرسد، یکی از زیباترین آسمانهای دنیا را میتوان دید: پر از ستارههای کوچک و بزرگ و کهکشانهایی شگفتانگیز. البته کمتر کسی جرئت میکند شبانه به این جاده وارد شود. در سکوت و تنهایی مطلق، ترس و هیجانی عجیب وجود دارد که گاهی آدم را به چالش میکشد.
پس از چند ساعت رانندگی در این بیانتها، کمکم عظمت و وسعت ایران را درک میکنی. اینجا جایی است که در شاهنامه هم نمادش آمده: گذر از این مسیر مثل یکی از هفتخان رستم است؛ خان دوم، جایی که رستم باید با عطش و گرمای سوزان دستوپنجه نرم کند.
پا گذاشتن در این جاده یک ریسک واقعی است. در طول مسیر، خدا را بیشتر به یاد میآوری و میفهمی تنها پشتیبانت اوست. کمتر کسی تنها راهی این مسیر میشود، بهویژه با خودروهایی که امکان خرابی دارند، چرا که در اینجا خراب شدن ماشین میتواند به بهای جان تمام شود. دمای هوا در تابستان به ۷۰ درجه میرسد.
*mypersia*
🗣 @tootiter
دیشب من سر کار بودم و همسرم تعطیل
به دوستش گفت بیاد شام خونه ما
جوجه و چنجه رو کباب کرده ، تا برنج آماده بشه رفته دخترک رو برسونه خونه دوستش
وقتی برگشته دیده دوستش تمام کبابهارو خالی خورده
بعد به همسرم گفته ببخشید گرسنه بودم ، چون تو رفتی فکر کردم سیری!
همسرم که برام تعریف کرد گفت سارا بابت تمام دفعههایی که غذا رو تموم میکردم بعد میگفتم فکر کردم تو خوردی ، فکر کردم نمیخوای ، فکر کردم واسه خودت کنار گذاشتی ... معذرت میخوام ! حالا میفهمم چقدر زور داره
»アッシャー«
🗣 @tootiter