ﺑﯽجهت ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﺎطرهای را ﮐﻪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﺷﺪه وادار ﺑﻪ ذوب ﺷﺪن ﮐﺮد؛ در آن ﺻﻮرت اﯾﻦ ﺗﮑﻪهای ﯾﺦ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ آب ﮐﺜﯿﻒ و ﻟﺰﺟﯽ ﻣﯽﺷﻮد و ﻣﯽﭼﮑﺪ.
ھﯿﭻ ﭼﯿﺰ را ﻧﺒﺎﯾﺪ دوﺑﺎره زﻧﺪه ﮐﺮد؛ از ذھﻦ ﻧﺮم و ﻧﺎزک ﺷﺪهی آدم ﺑﺎﻟﻎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺪت وﺣﺪت اﺣﺴﺎﺳﺎت ﮐﻮدﮐﺎﻧﻪ را دوﺑﺎره اﺣﯿﺎ ﮐﻨﺪ و ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ درﺑﯿﺎورد!
📒ﺑﯿﻠﯿﺎرد در ﺳﺎﻋﺖ ﻧﻪوﻧﯿﻢ
#هاینریش_بل
🗣 @tootiter
این یکی از عادات قدیمی و مسخرهی انسان است: وقتی راهش را گم میکند، تندتر میدود!
#استیو_تولتز
🗣 @tootiter
عمم تو بخش آنکولوژی بستری بود ،حال مناسبی هم نداشت ، موقع ملاقات، برادر تخت کناری اومد داخل اتاق و بعد از یک نطق چند دقیقه ای که سرتاسر یاس و ناامیدی بود گفت: شماها همتون رفتنی هستین هیچ کس لز سرطان جون سالم به در نبرده...
همون شب خواهرش از شدت ترس و گریه فشارش خیلی بالا رفت و دکترا نتونستن کاری براش بکنن تا اینکه سکته ی مغزی کرد و فوت شد . حال بقیه ی افراد اتاق از فوت هم اناقبشون خیلی خراب شد ، ترس رو تو چهره ی تک تکشون میشد دید ، چند روز بعدش هم عمم فوت کرد. سنگینی جو اون اتاق مرگ هیچ وقت از خاطرم نمیره .
ده سال از اون زمان میگذره اما چهره و حرفهای اون آقا از ذهنم پاک نمیشه. چطور یک آدم میتونه این حجم از بیشعوری رو با خودش حمل کنه ؟؟
رویای ۱۴ ساله
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
#ارسالی_مخاطب
یه مقاله میخوندم گفته بود که جمله «تو تنها کسی هستی که میتونم راجع به همه چیز باهاش حرف بزنم» خیلی جالب نیست و تعریفیه که توش شرط و شروط داره.
من خودم خوشحال میشم این رو بشنوم ولی مقاله گفته با اینکه این ظاهراً تعریف بزرگیه، اما داره نقش «تنها تکیهگاه عاطفی طرف» رو برای تو تعیین میکنه. در واقع فرد اعلام میکنه که فقط روی تو حساب احساسی داره و این یعنی داری مسئولِ آسیبها و ناراحتیهای عاطفیش میشی.
تحقیقات ثابت کرده آدمایی که برای نیازهای احساسیشون سراغ آدمهای مختلف میرن (مثلا یکی برای عصبانیت، یکی برای اضطراب، دیگری برای خوشحالی) کیفیت روانی بهتری دارن. اینطوری هیچ رابطهای بار احساساتِ همهچیز رو بهتنهایی به دوش نمیکشه.
»دیکتاتور حانیه«
🗣 @tootiter
در من به مرور زمان؛
چیزی شکسته بود که، برای سوگواری اش
به حالتی فراتر از گریستن نیاز داشتم...
در من چیزی شکسته بود و زخمی عمیق ایجاد شده بود که نمیتوانستم توضیح بدهم و نمیتوانستم از آن بهبود پیدا کنم.
به همین سادگی، آدمها قوی خطاب میشوند!
و کسی از آنان نمیرسد با این همه زخم زیر پیراهن، هنوز خوبی و هنوز نفس میکشی؟
🗣 @tootiter
در روانشناسی اصطلاحی داریم به اسم فریب نزولی (Deceiving Down)؛ یعنی برای باقی موندن تو یک گروه یا رابطه، خودت رو کوچیک میکنی. تو این حالت برای طرد نشدن و هم سطح به نظر رسیدن با بقیه تواناییهای خودت رو مخفی میکنی، عزت نفست رو نادیده میگیری ولی این کار کمکم به سلامت روان آسیب میزنه.
جان هارتونگ، روانشناس تکاملی، توضیح داد:
«بعضیها برای موندن تو موقعیتهای ناعادلانه، خودشون رو ضعیف نشون میدن تا امنیتشون حفظ بشه.»
کارمندی که از همکاراش تواناییهای بیشتری داره، ولی اون رو بروز نمیده که جایگاهش به خطر نیفته.
فردی که تو رابطهای، خودش رو پایین میاره تا امنیت مالی یا روانیش از بین نره.
کسی که تو گروه یا خانواده، استعدادش رو پنهون میکنه چون میترسه متفاوت بودن دردسرساز باشه.
ریشه این رفتار برمیگرده به زمانی که جدا شدن از قبیله به معنی گرسنگی، آسیبپذیری و حتی مرگ بود و ما یاد گرفتیم برای زنده موندن، خودمون رو کوچیک کنیم تا از قبیله طرد نشیم. این «فریب نزولی» یه ترفند تکاملی بود برای بقا و انتقال ژنهامون.
اما بهای این کار؟ خیلی سنگینه.
سالها زندگی در قالب یه نسخه کوچیکشده از خودت، به اضطراب، افسردگی و خستگی روحی ختم میشه و ما هنوز داریم طبق غریزه بقای اجدادمون زندگی میکنیم، بدون اینکه بفهمیم داریم با روحمون معامله میکنیم.
»bidad«
🗣 @tootiter