من بسیار انسان اکادمیکی بودم، بیشتر گیراییم بالا بود تا تلاش و پشتکارم، نمره هام زیر ۱۹نبود، آیندهی خودم رو تو دانشگاه های تاپ دولتی و زندگی کارمندی میدیدم تا وقتی که کرونا اومد، و به طبع بخاطر کلاس های مجازی گوشی خریدم، مسیر زندگیم عوض شد، کمکم درسام و بوسیدم گذاشتم کنار
کل زندگیم خلاصه شد روی تختم و تنها کارایی که میکردم توییتر گردی+ خواب
یک لوپ اشتباه که هی تکرار میشد و نتیجش افسردگی و سرخوردگی بود
کنکورمم نتیجش مشخص، دانشگاه پیام نور
الان باید درس دانشگام ترمای اخرش میبود ولی هنوز دارم واحدای ترم ۳ رو پاس میکنم.
اون هم در حالی که از درسای دانشگاه فقط میدونم رشتم چیه!
میزان رضایتم از شرایطی که خودم برای خودم ساختم خیلی نامطلوبه و همش دارم فکر میکنم
برای آیندم مثالِ ماهی رو هروقت از آب بگیری تازست، صدق میکنه یا نه
دلم میخواد دوباره بشینم از اول بخونم ولی اعتماد به نفس درس خوندن تو من مُرد
*-𝑲*
🗣 @tootiter
حیف که آدمی...
تنها وقتی آن چین و چروکهای ترسناک
سرزمین نازک پوستش را تسخیر می کند
تازه می فهمد که باید ببیند ،
بایدبیشتر ببیند،
بیشتر نفس بکشد،
بیشتر راه برود،
بیشتر زندگی کند،
بیشتر عشق بورزد . . .
و شاید این تقدیر آدمی است
که دیر بفهمد . آن هم خیلی دیر ....
📙 فیلها
✍️ شاهرخ_مرزوقی
🗣 @tootiter
بهار آمد از کوه انبوه
شکفتن شد آغاز
دریغا که من چون زمستان سردی
به پایان رسیدم.
#سلمان_هراتی
🗣 @tootiter
امیدوارم پلیس با جرمانگاری سر و صدای موتورها و ماشین ها در نیمههای شب، زیبایی و شکوه شب و خواب را که حق اولیهی شهروندیست را حفظ کند.
خواب،مهمترین محافظت کنندهی مغز و روان در برابر استرسورهاست. ما هیچ بیماری نداریم که قبل از بستری در بیمارستان روانپزشکی، خواب خوب داشته باشد.
»دکتر روح الله صدیق«
🗣 @tootiter
یکی از پرآسیبترین حالتای خودشیفتگی برای کساییه که خودشیفتگیشون حول «من بیشتر از بقیه سختی کشیدم» میچرخه. فکر میکنم جا داره دربارهاش تامل کنیم چون بیشتر ماها به دلایل بسیار، زندگی سختی داشتیم -یا داریم- و باید دقت کرد این سختی منجر نشه به «پس از بقیه محقتر و سزاوارتر هستم»
•Ali•
🗣 @tootiter
گریه کن حقته. این خانم برای خودشیرینی رفته کلیهاش رو به رئیسش اهدا کرده تا جون مدیرعامل شرکت رو نجات بده. بعد از یک ماه که برگشته سرکار، بهش گفتن برو امور مالی کارت دارن. زن هم خوشحال و خندان با خودش گفته ایول قراره بهم ترفیع و پاداش بدن! ولی چند دقیقه بعد، حکم اخراجش رو دادن دستش! دلیل؟ غیبت یک ماهه!
خانم شاکی میشه که من برای نجات جون رئیس یک ماه بیمارستان بستری بودم. داد و هوار که میکنه، مدیرعامل از اتاقش بیرون میاد و سرحال و شاداب میگه: «خانم میخواستی انجام ندی! به سلامت! شرکت ما جای غیبت و فرار از کار نیست.»
این ماجرای واقعی دبورا استیونز ساکن نیویورکه که اخیرا در رسانهها جنجالی شده و یک بار دیگه به ما ثابت میکنه که باید برای فداکاری حد و مرز قائل بشیم!
نباید هیچوقت صد خودمون رو برای هیچ شرکتی یا هیچ شخصی بذاریم! قاعده زندگی اینه. ما توی آرمانشهر زندگی نمیکنیم. جهان از اول وحشی و بیرحم بوده، الانم همینه.
در نهایت خانمه میره شکایت میکنه، شرکت زیر بار نمیره و پرونده بسته میشه. حالا دبورا مونده و یه دونه کلیهاش :)
ویکی
🗣 @tootiter