eitaa logo
طوطی تر
63.8هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
593 ویدیو
32 فایل
اینجا دنیای رنگارنگ طوئی‌تر فارسیه😜 🕊توئیت‌های چالشی و مشارکتی و پست‌هایی که دل‌ها رو به حرف میاره می‌ذارم براتون. تبلیغ: @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/bw9.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه یاد بگیرید با آدم‌های نزدیکتون حرف بزنید، از ترس‌ها یا غم‌ها یا رویاهاتون بگید باور بفرمایید آدم‌های بهتری می‌شید، زندگی پاش رو از روی خرخره‌تون برمی‌داره و دیگه این‌قدر تلخ و کج‌خلق ادامه نمی‌ دید. حرف بزنید آقایان! 💬Emily 🗣 @tootiter
دوستان درس خوندن واسه کسی که پولدارن و وضع خوبی دارن سخت تره، فکر کن تو این دنیا یه عالمه کار باحال هست که بتونی انجام بدی امکانات و پولشم داری ولی خودت انتخاب کنی درس بخونی، اونم اونجوری که بشی رتبه یک بسه دیگه تو رو خدا اینقدر حسودی نکنید زشته! 🗣 @tootiter
ولی این خیلی حرکت مزخرفی هست که وقتی خبر قبولی یکی هم رشته خودت رو میشنوی شروع میکنی به نالیدن از اشباع شدن رشته و ناامیدی دادن 🙂‍↔️ روزی مام میرسه شما نگران نباش خوشگلم 😘 »گایافنزین« 🗣 @tootiter
دیشب داشتم می‌خوابیدم یهو یه حس ناامنی گرفتم. گفتم پاشم در خونه روقفل کنم. پاشدم هر چی گشتم کلیدمو پیدا نکردم. و بله دوستان؛ از بیرون، کلید مونده بود روی در !!! :)) و این حسه خیلی جالب اومد سراغم. *Moon* 🗣 @tootiter
تیمور لنگ امپراتور خونخواری که از زنش میترسید! تیمور لنگ در کلی جنگ پیروز شد و کشورای زیادی رو گرفت و اون فقط از یه نفر میترسید، سارای ملک خانم یعنی همسرش. یه روز زن تیمور بهش میگه دلم نمیخواد بری جنگ پیشم بمون، تیمور میگه نمیشه که یه سپاه منتظر منن. زنش میگه من مهم ترم یا جنگ؟ تیمور هم میگه معلومه جنگ! بعد این حرف زنش یه جوری میزنتش که ۳ روز جنگ رو عقب میندازه! خلاصه حتی تیمور لنگ هم با اون همه ادعا باید به خانومیش چشم میگفت :)) »SaRa« 🗣 @tootiter
بعضیا فکر می کنند تربیت فرزند از وقتیه که بچه به دنیا میاد؛ در صورتیه که تربیت فرزند از وقتیه که شما مجردید. بله عادات الان شما میشه عادات و اخلاق اون بچه در واقع تربیت فرزند از تربیت خود آدم شروع می‌شه Bahar 🗣 @tootiter
چراغ خاموش شد، اما گفت‌وگوی ما در شب ادامه داشت. انسان بودن یعنی توانِ سخن گفتن در دل تاریکی ـ هانا آرنت 🗣 @tootiter
"ما به طور معجزه آسایی در حضور کسی که به نور ما ایمان دارد، شفا میگیریم. حتی زمانیکه در تاریکی خود سرگردان هستیم." | مجازات 🗣 @tootiter
محققان: اگه دچار سندرم قلب شکسته (کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو) که ناشی از استرس زیاد عاطفیه شدید؛ ورزش هایی مثل شنا و دوچرخه سواری انجام بدید خوب میشید. درمان شکست عشقی هم پیدا شد. reza 🗣 @tootiter
ترسناک‌ترین سوالی که تو مشاوره ازم شد👇 یه زن‌میانسالی که پسرش رو با تصادف از دست داده بود، ازم پرسید: همین که پسرم از خونه بیرون زد، یک مرد همه چی زرد رنگ(مو،چشم، لباس) تو حیاطمون ظاهر میشد. وقتی جنازه پسرمو آوردن تو قبرستون باز همون مرد رو دیدم که دور جنازه‌اش یه چرخ زد و رفت. ‏گفت: وقتی میرفتم تو حیاط، غیب میشد. ‏دیگه ذکر گفتم و وحشت کردم و صلوات فرستادم. ‏ازم پرسید، من که وقتی پسرم از درب منزل زد بیرون نمیدونستم قراره تصادف کنه و فوت بشه، که بگم از ترسم چنین چیزی دیدم(توهم) ‏ پس این چی بود؟! ‏_پاسخی برای این فرد نداشتم. *Dr.mohammad.garavand nia* 🗣 @tootiter
روى پاگرد پله هاى پل عابر نزديك خانه، خانمى ميانسال جوراب و ليف مى فروشد كه باهم سلام عليك داريم. اغلب روى پله ها، رو به بالا كه ميروم قبل از اينكه به پاگرد برسم مى گويم "سلام" و هميشه جواب ميدهد "سلام مادر". يعنى ميدانم كه تازه جوراب خريدى، يعنى فداى سرت كه الان نمى خواهى جوراب بخرى. يعنى برو بسلامت پسرم خدا به همراهت. اما ديشب گفت "سلام مادر كرايه خونه ام عقب افتاده". گفتم "خدا بزرگه! چقدرى هست كرايه خونه؟" گفت "سيصد و پنجاه تومن كم دارم". ايستاده بودم داشتم حساب و كتاب ميكردم كه چند جفت جوراب بخرم تا بخشى از كرايه اش جور بشود. پشت سر من مرد ميانسالى روى پله قبل پاگرد پشت سرم ايستاده بود. انگار راه بنده خدا را بند آورده بودم. نمى دانم چقدر آنجا معطل مانده بود. راه دادم كه برود. از كنارم گذشت؛ روى پاگرد كه رسيد نشست جلوى بساط خانم ميانسال. گفت "خانم جورابا جفتى چند؟" مثل هميشه گفت "جفتى نه تومن". هميشه نه تومن ميگويد كه اگر پا بدهد باقى ده هزار تومن را پس ندهد. مرد ميانسال گفت حالا كه نه تومنه، سى و نه جفت جوراب ميخوام" زن دستفروش ساك اش را باز كرد، چند جفت جوراب ديگر بيرون آورد و گذاشتشان روى همه جوراب هاى روى بساطش و گفت "بفرمايين اينم سى و نه جفت". پريدم وسط كه ميشه "سيصد و پنجاه و يك تومن". مرد ميانسال گفت آفرين "معلومه كه خيلى..." خانم دستفروش صحبت را قطع كرد و گفت "خدا خيرت بده". مرد ميانسال هفت اسكناس پنجاه هزار تومنى و يك اسكناس هزار تومنى از كيفش بيرون كشيد و داد به دستفروش. تقريبا همه بساطش را خريده بود و فروشنده داشت سى و نه جفت جوراب را ميگذاشت داخل يك كيسه بزرگ، كه مرد ميانسال گفت "لطفا اون هزار تومن رو به من برگردون!" اسكناس هزار تومنى را گرفت، از جايش بلند شد و گفت "ميدونى كه به سى و نه جفت جوراب احتياج ندارم، همه شون رو بهت فروختم هزار تومن". و رفت. 👤کیوان نقاش پور 🗣 @tootiter
ســــلام‌و‌درودها🌷 🌸صبحتون بخیر 🌷امـروزتـان شـاد 🌸آرزومندیم 🌷سرای قلبتون پراز عشق 🌸مهربانی روشنی زندگیتون 🌷راهتون سـبز و پـرگـل 🌸لبتون همیشه خنـدون 🌷و دعای خـیر 🌸همراه زندگیتون 🗣 @tootiter