چه خبر خوبی!
پرسنل یه شرکت روز پنج شنبه اومده بودن پارک پردیسان رو از زباله پاکسازی میکردن. الحق که دمشون گرم! 👏
اصلاً یه صحنه قشنگی بود.همه با هم با انرژی، داشتن زبالهها رو جمع میکردن.این دیگه آخرِ مسئولیتپذیری و کار تیمی بود!
یه تلنگر قشنگ زدن به همه، امیدوارم این حرکت ها فرهنگ سازی بشه.
🗣 @tootiter
بچه گفت من دارم سعی میکنم بزرگ شدم هنرمند بشم. تصویر ساز یا انیماتور. البته نگران نباش. یه پلن بی هم دارم برای وقتی که نتونستم. میخوام برم نمایشگاه/فروشگاه خیابونی بزنم. از اینا که مثل مغازهس، ولی دیوار نداره و رو زمین ریختن 😶
پلن بی بچهم دستفروشیه🫠
》روباه سلیطهی قرمز《
🗣 @tootiter
یهو یاد خالهی مامانم افتادم
جوون بود شوهرش دادن به یه مرد ۳۰سال ازخودش بزرگتر. چون چشمای خاله چپ بود و خواستگار نداشت. خیلی زوددهم شوهرش مرد بدون هیچ وارثی
وخاله تا ۳۰سال تنها بود بعد با یه آدم خسیس تحصیلکرده شهری، ازدواج کرد که بچههای شوهرش تحصیلکرده بودن اما اجازه نمیدادن پدرشون پول تو جیبی به زن جدیدش(خاله) بده
سفر و خرید هم خبری نبود. بعد ده سال پدرشونو مهجور اعلام کردند و خاله رو طلاق دادند. خاله برگشت به خونهاش و احساس خوبی داشت
اما سه سال بعد باز به اصرار برادرزاده هاش ازدواج کرد با یه مرد روستایی بیسواد که بچههای اونم تحصیلکرده بودند.
اما مرده به حدی خاله رو دوست داشت که نمیذاشت آب تو دلش تکون بخوره. هر سفری که میشد خاله رو برد. مهمونیهای دائمی. بچههای مرده عاشق خاله بودند درحالیکه خاله اصلا هیچ کاری نمیکرد اصلا بلد نبود. خرید لباس و طلا هرچی که داشت در طبق اخلاص میذاشت. گمونم ۱۵سال باهم زندگی عاشقانه داشتند.
وقتی شوهر خاله مرد، خاله به مثال شمع ذوب شد. چند ماه تمام اشک ریخت کور شد ازاون قد رعنا و وزن زیادش، فقط یک اسکلت و پوست موند و سر سال مرد. میخوام بگم عشق اینجوریه.مردی که دوست داشته باشه هرکاری میکنه.
*زنی پس از چهل سالگی*
🗣 @tootiter
گاهی وقتها فکر میکنیم داریم کمک میکنیم، اما چون روش درست رو بلد نیستیم نتیجه خوبی بدست نمیآد.
مهارت ارتباطی یعنی بتونیم طرف مقابلمون رو درک کنیم، نه اینکه فقط برچسب بزنیم. بهجای اینکه بگیم “عصبانی به نظر میآی”، بهتره ازش بپرسیم: “الان چی لازم داری؟” یا “میخوای درمورد حست برام بگی؟”
کمک واقعی یعنی بفهمیم اون لحظه، طرف مقابل دقیقاً به چی نیاز داره
🗣 @tootiter