ادامه «…دولتهایی که منافع مردم خود را تابع اوامر سرمایه خارجی میکنند. این تمام تاریخ امپراتوری آمریکا پس از ۱۹۴۵ است [۶].
🔆موفقیت یا شکست استراتژی مهار، بنابراین، در گرو مبارزه طبقاتی درون هر کشور محوری تعیین خواهد شد. غرب نیازی به پیروزی در همه کشورها ندارد. تنها باید چند شریک استراتژیک را تثبیت کند که بتوانند تحریم اقتصادی یا جنگ نیابتی را ممکن سازند. فهرست این کشورها روشن است: ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین، تایوان و در صورت امکان هند، اندونزی، پاکستان. اگر بخشهای کمپراتور طبقات حاکم این کشورها نصب یا تقویت شوند، سیاستهایی را اجرا خواهند کرد که مستقیماً با توسعه ملی آنها در تضاد است؛ سیاستهایی که به سود منافع هژمونیک الیگارشی غربی و به بهای جمعیتهای خودشان عمل میکند [۷]. این حدس و گمان نیست. این همان سازوکار دقیقی است که آمریکا به مدت هشتاد سال امپراتوری خود را حفظ کرده است.
⚠️چرا در نهایت کارگر نخواهد بود: دلیلی که این استراتژی، هرچند از منظر الیگارشی عقلانی به نظر رسد، در نهایت شکست خواهد خورد، در دل تناقضات خود آن نهفته است:
🔆۱. سلاح انرژی داراییای رو به کاهش است. چین بیحرکت ننشسته است. این کشور رهبر جهانی در انرژی تجدیدپذیر، فناوری باتری و زیرساخت شبکه است. هر سال، هزینه انرژی سبز کاهش و امکان استقلال از سوخت فسیلی افزایش مییابد. پنجره فرصت برای اجبار انرژی در حال بسته شدن است [۸].
🔆۲. استراتژی کمپراتور ذاتاً ناپایدار است. جمعیت کشورهای جنوب جهانی منفعل نیستند. هرچه دولتهایشان آشکارتر برخلاف منافع ملی عمل کنند، بیشتر شورش داخلی را دعوت میکنند. موج احساسات ضد امپریالیستی در سراسر آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا یک حالت زودگذر نیست، بلکه پاسخی مادی به طعمهکشی یک نظام رو به مرگ است.
🔆۳. خود الیگارشی فراملی سرشار از تناقض است.Drive for short-term profit با الزامات بلندمدت استراتژیک هژمونی در تضاد است. «فدا کردن» کل اقتصادها ممکن است در حالت انتزاعی قابل قبول باشد، اما وقتی ترازنامه شرکتهایی را تهدید میکند که الیگارشی نماینده آنهاست، شکافهای درونی چند برابر میشود. سودهای سرشار صنعت انرژی آمریکا ممکن است با منافع وال استریت در تضاد افتد اگر رکود جهانی تقاضا را خشک کند. وحدت طبقه سرمایهدار همیشه موقتی است و همیشه زیر فشار از هم میپاشد.
🔆۴. تمایل الیگارشی به پذیرش رکود جهانی، جنگ جهانی یا حتی تشدید هستهای نشانه قدرت نیست؛ بلکه واکنش مستأصلانه طبقهای است که بازی بلندمدت را باخته است. چین قرن بیستویکم را در حوزه تولید و توسعه فتح کرده است. آمریکا فقط میتواند تلاش کند آنچه را دیگر نمیتواند بر آن سلطه یابد، نابود سازد. این منطق بربریت است و منطق طبقهای که دارد قبر خود را میکند [۹].
⚠️در نهایت می توان به این نتیجه رسید که : الیگارشی غربی به طور فعالانه انحصار انرژی را برای منزوی کردن چین دنبال میکند و ما نباید خسارت کوتاهمدت آن را دستکم بگیریم. کشورهای کمپراتور آسیایی میدان نبرد هستند. این طرح ممکن است در یک معنای محدود تاکتیکی بیش از آنچه بسیاری گمان میکنند پیشروی کند، اما در نهایت نمیتواند موفق شود، زیرا نیروهای مولده از چنگ امپراتوری گریختهاند و مبارزه طبقاتی جهانی به طور قاطعی به نفع نظم کهنه در حال تغییر است. جنگ انرژی یک استراتژی برای پیروزی نیست؛ استراتژی یک اقدام عقبنشان (عقبنگهبان) است که مانند همه این اقدامات، زیر وزن تناقضات خود شکست خواهد خورد.
⚠️منابع:
[۱] «نشت متان خطوط لوله نورد استریم به عنوان بزرگترین انتشار سوخت فسیلی در تاریخ ثبت خواهد شد»، یوراکتیو. گریست .
[۲] مایکل تی. کلر، مسابقه برای آنچه باقی مانده: هجوم جهانی به آخرین منابع جهان، انتشارات متروپولیتن، ۲۰۱۲. گوگل بوک .
[۳] جان مرشایمر، توهم بزرگ: آرمانهای لیبرال و واقعیتهای بینالمللی، انتشارات دانشگاه ییل، ۲۰۱۸. گوگل بوک . انتشارات دانشگاه بیل .
[۴] آدام توز، تعطیلی: چگونه کووید اقتصاد جهان را به لرزه درآورد، انتشارات دانشگاه استنفورد.
[۵] ویلیام آی. رابینسون، سرمایهداری جهانی و بحران بشریت، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۱۴. کتاب انتشارات دانشگاه کمبریج .
[۶] نوآم چامسکی، هژمونی یا بقا: جستجوی آمریکا برای سلطه جهانی، انتشارات متروپولیتن، ۲۰۰۳. کتاب در آمازون .
[۷] هو فونگ هونگ، رونق چین: چرا چین بر جهان حکومت نخواهد کرد، کتابخانه نیتی آیوگ (هند) .
[۸] آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، چشمانداز جهانی انرژی ۲۰۲۳. صفحه رسمی گزارش در سایت IEA (نسخه چینی/فارسی). (نسخهٔ انگلیسی).
[۹] امانوئل والرشتاین، زوال قدرت آمریکا: ایالات متحده در جهانی هرجومرجزده، انتشارات نیو پرس، ۲۰۰۳.»
@Truthsgram
حملات سنگین و متمرکز موشکی ایران علیه رژیم کودککش یهودی ادامه دارد. حملات با قدرت و دقت ردی حیفا و تلآویو متمرکز است. اصابت های متعدد از این مناطق گزارش میشود.
🇮🇷@SyrianKhabar
⚠️ نفَس رژیم متزلزل صهیونیستی به شماره افتاده است
🗓 ۵/خرداد/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
973.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشحالی یکی از فلسطینی های مظلوم نوار غزه که میگه:
ایران الان داره میزنه، داره میزنه، جانم ایران، جانم جمهوریه اسلامی ایران آزاد، به عشق خدا. به هر کشوری که با موشکهای شما مخالفت میکند، حمله کنید، حتی اگر پدر خودم باشد. موشکها را پرتاب کنید.
@CITYOFSUN
سخنگوی نیروهای مسلح یمن، فرمانده با افتخار آقای یحیی سریع:
ما ممنوعیت کامل و جامع ناوبری دریایی اسرائیل در دریای سرخ را اعلام میکنیم و تمامی تحرکات دشمن را از لحظه صدور این بیانیه، اهداف نظامی مشروع برای نیروهای مسلح خود میدانیم.
پ. ن: این همون چیزی بود که از روز اول آتشبس میگفتیم که برای خنثی کردن محاصره تنگه هرمز باید باب المندب بسته شود.
شما نمیدانید این حمله دیشب ایران و یارانش به اسرائیل و اتفاقات بعدش چه بلایی سر دشمن خارجی و نفوذی داخلی آورده است.
الان به یک عده کارد بزنی خونشون در نمیاد و افتادن پاچه مردم را گاز گرفتن.
این شاهکار نظامی با رهبری امام سید مجتبی خامنه ای انجام شده است که نشان داد چقدر خوب میتواند شیاطین خارجی و جوجه ابلیس های داخلی را به موقع ادب کند.
@CITYOFSUN
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴بسته شدن دریای سرخ روی یهود
✔️ «یحیی سریع» سخنگوی نیروهای مسلح یمن از ورود کامل یمن و انصار الله به مبارزه با رژیم صهیونیستی در دریای سرخ و اراضی اشغالی خبر داد.
🔻سخنگوی نیروهای مسلح یمن گفت: در راستای مقابله با تجاوزات آمریکایی و صهیونیستی علیه محور جهاد و مقاومت در ایران، فلسطین، لبنان، عراق و یمن و در تقابل با پروژه صهیونیستی که به دنبال تأسیس آنچه به نام «اسرائیل بزرگ» تحت عنوان خاورمیانه جدید است و در تلاش ما برای شکستن محاصره ناعادلانه و ظالمانهای که دشمن آمریکایی بر مردم ما و مردم آزاد و عزیز محور در لبنان، غزه و ایران تحمیل کرده است و بر اساس اصل وحدت_ساحات و مقابله با دشمنان و در پاسخ به تجاوز صهیونیستی علیه لبنان، ایران و غزه، ورود مستقیم محور یمن به نبرد را اعلام میکنیم.
🔻وی افزود: در این راستا، نیروهای مسلح یمن حمله موشکی را به اهداف حساس دشمن اسرائیلی در منطقه اشغالی یافا(تلآویو) آغاز کردند، حملات موشکی با دقت به اهداف خود دست یافتند و نیروهای مسلح موارد زیر را تأکید میکنند:
۱- ما ممنوعیت کامل و جامع ناوبری دریایی اسرائیل در دریای سرخ را اعلام میکنیم و تمامی تحرکات دشمن را از لحظه صدور این بیانیه، اهداف نظامی مشروع برای نیروهای مسلح خود میدانیم.
۲- تأکید میکنیم که به تشدید با تشدید پاسخ خواهیم داد و عملیات نظامی ما بر اساس تحولات میدانی، نبرد و هماهنگ با محور جهاد و مقاومت شدت خواهد یافت.
۳- بر حق ملت آزاد ما و امت اسلامی برای مقابله با تجاوز آمریکایی-اسرائیلی تأیید میکنیم.
🇮🇷@SyrianKhabar
🔻یحیی سریع تاکید کرد: ما در برابر محاصره ناعادلانهای که بر مردم ما و مردم محور جهاد و مقاومت در فلسطین، غزه، ایران، لبنان و عراق تحمیل شده است، ساکت نخواهیم ماند. تمامی تلاشهای دشمن شکست خواهد خورد، انشاءالله و عملیات ما تا زمانی که تجاوز و محاصره علیه ما و محور جهاد و مقاومت ادامه دارد، ادامه خواهد یافت.
@SyrianKhabar
تشخیص اجتماعی: یک سلسلهمراتب انگلی
تحقیق و ترجمه : جنید
🔆چکیده : در این نوشتار به تحلیل ساختار قدرت در جوامع معاصر میپردازم و استدلال میکنم که نظام اقتصادی-اجتماعی کنونی را میتوان بر اساس الگوی روابط انگلی میان طبقات تحلیل کرد. من با تکیه بر مفاهیم «کنترل طبقاتی» و «رهبری نامتقارن» نشان میدهم که چگونه طبقه حاکم با جداسازی خود از نیروی مولد اصلی جامعه، قوانین را به نفع خود تنظیم کرده و از طریق مکانیسمهایی همچون بدهی، تورم و کمبود مصنوعی، ارزش تولیدشده توسط طبقه کارگر را مصادره میکند. این نوشتار با بهرهگیری از سنت نظری جامعهشناسی طبقات انگلی و نظریههای نوین نابرابری، تلاش میکند تصویری نظاممند از این رابطه نابرابر ارائه دهد.
🔆۱. مقدمه: استعاره مار و پارازیتیسم اجتماعی
تمدن مدرن اغلب به مثابه موجودی عظیم و پیشرفته توصیف میشود که قلههای رفاه و فناوری را فتح کرده است. اما به گمان من این روایت رایج از یک حقیقت اساسی غفلت میکند: حرکت این «مارِ» عظیم، تنها با نیرویی که طبقه کارگر در دم آن اعمال میکند، ادامه مییابد. در قیاس با قانون اول نیوتن (F=ma)، برای حفظ حرکت این پیکره عظیم به نیرویی مستمر نیاز است. این نیرو، چیزی جز کار و انرژی میلیونها انسانی نیست که زیرساختهای مادی تمدن را بر دوش میکشند.
🔆مسئله اصلی از نگاه من این است که جامعه مدرن به سیستمی تبدیل شده که برای «سوزاندن سنگ بستر خود» برای انرژی طراحی شده است. این سنگ بستر، همان منابع طبیعی و انسانی است که حیات اجتماعی بر آن بنا شده. آنچه این وضعیت را به یک مسئله صرفاً اقتصادی تبدیل نمیکند، بلکه آن را به مسئلهای تشخیصی بدل میسازد، ماهیت انگلیِ رابطه میان طبقات بالای جامعه و قاعده هرم اجتماعی است.
🔆۲. رهبری نامتقارن: جدایی سر از دم
من مفهوم «رهبری نامتقارن» را به وضعیتی اطلاق میکنم که در آن «سر به طور کامل از دم جدا میشود». در متون جامعهشناسی کلاسیک، به ویژه در سنت جامعهشناسی پارازیتیسم اجتماعی، این وضعیت به عنوان «کنترل طبقاتی» تعریف میشود: اعمال قدرت توسط یک طبقه انگلی به نفع خود. ویژگی بارز این طبقه، زندگی با هزینه بقیه جامعه و در انزوا از واقعیتهای سخت تولید است.
🔆در نظام سرمایهداری معاصر، به باور من افراد مالی و مدیران ارشد در رأس هرم، قوانین اقتصاد کلان را نه بر اساس نیازهای تولیدی جامعه، بلکه برای مدیریت آسایش خود و حفظ جایگاهشان تدوین میکنند. این جدایی به آنها اجازه میدهد از «اختلاف، آسیب و از دست دادن انرژی که دم باید هر روز جذب کند» مصون بمانند. به عبارت دیگر، کنترل طبقاتی از طریق نابرابری نامتقارن قدرت چانهزنی بازتولید میشود؛ وضعیتی که در آن طرف قدرتمند بازار (کارفرمایان و سرمایهداران) گزینه جایگزین بسیار بهتری نسبت به طرف ضعیف (کارگران) دارد.
🔆۳. مکانیسمهای بازتولید انگلوارگی
طبقه انگلی برای حفظ موقعیت خود به ابزارهای خاصی متکی است. بر اساس نظریه کنترل طبقاتی، «قدرت، خرافات، فریب، تجمل و نسخ» ارکان اصلی حکمرانی طبقات انگلی هستند. در جامعه مدرن، این ابزارها شکلهای نرمتری به خود گرفتهاند که در ادامه به آنها میپردازم:
🔆نخست: گرفتن تولید و بازگرداندن کمبود مصنوعی. طبقه کارگر ارزش تولید میکند، اما طبقه حاکم این ارزش را به شکلهای مختلف (مالیات، سود، بهره) مصادره کرده و در مقابل، کالاها و خدمات را با قیمتهای تحریفشده و مبتنی بر کمبود مصنوعی بازمیگرداند.
🔆دوم: خیالپردازیهای مالیاتی و بدهی. در نظام سرمایهداری مالی معاصر، خلق پول و اعتبار اساساً به ابزاری برای انتقال ثروت از فقیر به غنی تبدیل شده است. تورم، ارزش پساندازهای نیروی کار را کاهش میدهد و بدهی، زنجیرهای از وابستگی ایجاد میکند که شکنندگی دم (طبقه کارگر) را افزایش میدهد.
🔆سوم: انزوای اشراف مالی. یکی از ویژگیهای جامعه مدرن، کاهش «مویرگی اجتماعی» است. در جامعهای سالم، افراد مستعد باید بتوانند بر اساس شایستگی در سلسلهمراتب اجتماعی بالا و پایین بروند. اما طبقه انگلی با بستن مسیرهای تحرک رو به بالا، سعی در تثبیت موقعیت خود دارد. پذیرش تعداد معدودی از افراد شایسته از طبقات پایین در حلقه اشراف، اثری شگفتانگیز در آرام کردن خشم و حسد طبقه کارگر دارد و در نتیجه طول عمر سیستم انگلی را افزایش میدهد.
ادامه …
@Truthsgram
ادامه «…🔆 ۴.بحث: منطق درهمتنیده یک سیستم شکسته
در اینجا میخواهم به فضای سردرگمی و بیگانگی ناشی از این سیستم اشاره کنم. درهمتنیدگی منطقهای متناقض - یعنی ادعای عدالت و برابری از یک سو و عملکرد مبتنی بر استثمار و جداسازی از سوی دیگر - فضایی از سردرگمی فانی و نادیدهگیری هدفمند ایجاد میکند. اشارات تاریخی به مارکوس اورلیوس، پتر کبیر و تیبریوس در متن اصلی، همگی گواه این حقیقت هستند که الگوی استثمار و جدایی سر از دم، ریشهای دیرینه در تاریخ تمدن بشری دارد.
🔆این وضعیت مشابه شرایطی است که در نظریههای بازیهای نابرابر تحلیل میشود. در شرایط «عرضه مازاد نیروی کار» (مانند پدیده بیکاری ساختاری)، طبقه کارگر در موقعیت «ضلع بلند» بازار قرار میگیرد؛ یعنی تعداد کارگران جویای کار بیشتر از تقاضاست. این عدم توازن، قدرت چانهزنی کارگران را به شدت کاهش میدهد و آنها را مجبور به پذیرش دستمزدهای پایینتر و شرایط سختتر میکند. نتیجه آن چیزی است که نظریهپردازان پسا-مارکسیستی «بیعدالتی دموکراتیک» مینامند: محرومیت طبقه کارگر از مشارکت در تصمیمات حیاتی درباره تولید و توزیع.
🔆۵. نتیجهگیری: نیاز به بازتعریف تشخیص اجتماعی
تشخیص اجتماعی به معنای توانایی درک درست بیماریهای ساختاری جامعه است. من در این مقاله استدلال کردم که مدل «سلسلهمراتب انگلی» هنوز هم برای تحلیل جوامع معاصر اعتبار دارد، هرچند شکل آن تغییر کرده است. دیگر خبری از نظام فئودالی صرف یا بردهداری کلاسیک نیست، اما رابطه «میزبان-انگل» در قالب نابرابریهای مالی، بدهیهای فزاینده، افول قدرت اتحادیههای کارگری و شیوع پدیده «کارگران فقیر» بازتولید میشود.
🔆در پایان باید تأکید کنم که انتقاد و اعتراض صرف، اگر مبتنی بر درک ساختاری نباشد، اثری همچون پرندهای سرگردان در هوا دارد. آنچه میتواند این توازن نابرابر را برهم زند، آگاهی طبقاتی و تشخیص دقیق مکانیسمهای استثمار است. بازگرداندن منطق به این طرح شکسته، نیازمند بازسازی پیوند میان «سر» و «دم» و انکار حق طبقه حاکم برای زندگی با هزینه دیگران است.
منابع :
منابع :
۱.کنترل اجتماعی، بخش نوزدهم: کنترل طبقاتی. (تحلیل کلاسیک از تفاوت میان کنترل اجتماعی و کنترل طبقاتی و ابزارهای مورد استفاده طبقه انگلی).
· عدم تقارن قدرت، الزامآوری و همکاری داوطلبانه. مرکز اسناد اقتصاد آلمان (دارم میسازم.). (تحلیل نظریه بازیها و اثرات عدم تقارن قدرت بر هزینههای اجرا و همکاری).
· چاکرابارتی، آ.، و دار، آ. (۲۰۲۲). نقد پسا-کلاسیک مارکسی بر اقتصاد سیاسی. (بررسی مفهوم عدالت دموکراتیک و شکاف میان مجریان و تصاحبکنندگان کار مازاد).
· روئمر، ج. ا. (۱۹۸۲). نظریه عمومی بهرهکشی و طبقه. انتشارات دانشگاه هاروارد. (چارچوب نظریه بازیها برای تحلیل بهرهکشی و روابط طبقاتی).
@Truthsgram