حقایق داغ Truthsgram
نگاهی به کیهان شناسی های باستانی بابلی، ودایی، اینکایی و فنلاندی مقدمه: از آغاز تمدن، انسانها با نگ
مفاهیم کلیدی:
· کیهان به عنوان یک موجود زنده: جهان یک موجود زنده و الهی (ویشنو یا پوروشا) در نظر گرفته می شد که آفرینش از قربانی شدن یا اراده او پدید آمده است.
· چرخه های بی پایان (کالپا): برخلاف کیهان شناسی های خطی، دیدگاه ودایی چرخه ای است. جهان از طریق چهار دوره (یوگا) در چرخه ای بی پایان از آفرینش، حفظ و نابودی (پرالایا) قرار دارد. هر چرخه کامل یک «کالپا» (معادل ۴.۳۲ میلیارد سال زمینی) است و معادل یک روز برای برهما، خالق است. پس از آن، جهان نابود شده و شب برهما فرا می رسد و دوباره از نو آفریده میشود.
· ساختار لایه ای جهان:
· سیارهها و قلمروها: جهان به سه قلمرو اصلی تقسیم میشد:· سوارگا (آسمان): قلمرو خدایان و فرشتگان، جایگاه نور و سعادت.· پریتیوی (زمین): قلمرو انسانها، حیوانات و گیاهان.· پاتالا (جهان زیرین): قلمرو ارواح، دیوان و ناگاها (مارهای افسانه ای).
· سیستم سیارات: در متون بعدی مانند پوراناها، از یک سیستم سیاره ای زمین مرکزی صحبت می شود که شامل "لوکاس" (جهان ها) است. زمین مسطح و دایره ای شکل توصیف شده و توسط اقیانوس ها احاطه شده است. خورشید، ماه و سیارات به دور آن می چرخند.
· جهان تخم مرغی (براهماندا): یک مفهوم بسیار مهم، جهان به شکل یک تخم مرغ طلایی (براهماندا) توصیف شده است. پوسته بیرونی جهان های متعدد را از هم جدا می کند و درون آن سطوح مختلفی از وجود، از زمینی تا الهی، قرار دارد.
· مرکز کیهانی: کوه مرو (سومرو): این کوه افسانه ای محور جهان آکسیس مودی است که در مرکز جهان قرار دارد و زمین، آسمان و جهان زیرین را به هم متصل می کند. خورشید، ماه و ستارگان به دور آن می چرخند.
· کهکشان راه شیری: در متون ودایی از آن به عنوان "آکاش گنگا" (گانگای آسمانی) یاد می شد، رودخانه ای الهی که از بهشت به زمین جریان دارد.
خلاصه نگرش: جهان یک پدیده مقدس، چرخه ای و ساختاریافته است که در آن قانون اخلاقی «کارما» و «دارما» بر همه چیز حاکم است. هدف نهایی نه تنها درک جهان فیزیکی، بلکه رهایی (مُکشَ) از چرخه تولد دوباره (سامسارا) و پیوستن به حقیقت مطلق (براهمان) است.
۲. کیهانشناسی اینکایی : کیهانشناسی اینکایی بر اساس مشاهدات طبیعی، اساطیر و سازمان اجتماعی امپراتوری اینکا (تاهوانتینسویو) بنا شده بود. این کیهانشناسی بسیار عملی و در هم تنیده با زندگی روزمره و حکومت بود.
مفاهیم کلیدی:
· سه جهان عمودی: · هانان پاچا (دنیای بالا): جهان بالایی، قلمرو خدایان، به ویژه خدای خورشید (ایتی)، ماه (کیلا)، ستارگان و پدیده های آسمانی مانند رعد و برق. این جهان با نمادهایی مانند کندور نشان داده می شد. · کای پاچا (دنیای میانه): جهان ما، قلمرو انسان ها، حیوانات، گیاهان و کوه ها. این جهانِ "اینجا و اکنون" بود. · اوکو پاچا (دنیای زیرین): جهان درونی یا زیرین، قلمرو مادر زمین (پاچاماما)، اجداد، بیماری و مرگ. این جهان با نمادهایی مانند مار و پلنگ نشان داده می شد.
· اصل دوگانگی متقابل (یانانتیه): جهان بر اساس اصل دوگانگی های مکمل اداره می شد (مثل مرد/زن، روز/شب، بالا/پایین). این دوگانگی ها در تضاد نبودند، بلکه برای ایجاد تعادل و هماهنگی با هم کار می کردند. امپراتوری اینکا خود به دو بخش "هانان" (بالا) و "هورین" (پایین) تقسیم شده بود.
· مرکز کیهانی: شهر کوزکو: پایتخت اینکا، کوزکو، نه تنها یک شهر، بلکه مرکز کیهان در نظر گرفته می شد. معبد اصلی کوریکانچا در کوزکو، نقطه تلاقی سه جهان بود.
· خطوط انرژی (سکوئه): از مرکز کوزکو، ۴۱ خط خیالی به نام "سکوئه" به بیرون تابیده می شدند که مکان های مقدس (اوکا) مانند چشمه ها، صخره ها و معابد را به هم متصل می کرد. این سیستم هم نقشه کیهانی و هم تقویم مذهبی-نجومی پیچیده ای بود.
· خدایان و اجرام آسمانی: اینکاها به دقت آسمان را رصد میکردند.
· ویرا کوچا : خدای بزرگ و خالق کل جهان.
· ایتی (اینتای): خدای خورشید، مهمترین خدا در آیین دولتی و نماد امپراتور اینکا (ساپا اینکا).
· کهکشان راه شیری (مایو): برای اینکاها یک "رودخانه آسمانی" نبود، بلکه یک اقیانوس کیهانی محسوب می شد. صورت های فلکی آنها نه از ستاره ها، بلکه از لکه های تاریک بین ستارهای در کهکشان راه شیری تشکیل شده بود که حیوانات و پدیده های زمینی را نشان می دادند (مانند صورت فلکی "لاما"، "روباه" و "مار").
خلاصه نگرش: جهان یک سیستم زنده و به هم پیوسته است که در آن انسان، طبیعت و خدایان در تعامل دائمی هستند. هدف اصلی حفظ تعادل و هماهنگی بین این سه جهان از طریق فداکاری، آیین ها و احترام به نیروهای طبیعت (به ویژه پاچاماما) بود.
۳. کیهانشناسی باستانی فنلاندی
این کیهانشناسی عمدتاً از طریق اشعار حماسی «کالِوالا» و فولکلور شفاهی فنلاند حفظ شده است. این دیدگاه بسیار طبیعتگرا و سحرآمیز است و جهان را پر از ارواح و نیروهای ماوراءالطبیعه می داند.
@Truthsgram
حقایق داغ Truthsgram
مفاهیم کلیدی: · کیهان به عنوان یک موجود زنده: جهان یک موجود زنده و الهی (ویشنو یا پوروشا) در نظر گرف
مفاهیم کلیدی:
· ساختار جهان: · یومالا (آسمان بالایی): قلمرو خدایان و ارواح بالاتر، به ویژه یومالا (خدای آسمان و تندر). این مکان سرد و یخی توصیف شده است.
· ماانالا (زمین میانی): جهان انسانها، جنگل ها، دریاچه ها و حیوانات.
· تومنالا (جهان زیرین): سرزمین مردگان، قلمرویی تاریک و غمگین که توسط الهه لوننوتار بر آن حکمرانی می شد. ورود به آن از طریق یک رودخانه یا درگاهی در زمین انجام می گرفت.
· جهان به عنوان یک جزیره: در افسانه ها، جهان گاهی به عنوان یک جزیره بزرگ تصور می شد که توسط اقیانوسی بیکران احاطه شده بود. در لبه این جهان، آسمان و زمین به هم می رسیدند و "ستون جهان" آنها را نگه داشته بود.
· درخت جهان (ماندراق): مانند بسیاری از اساطیر اوراسیایی، یک درخت غول پیکر (معمولاً بلوط یا خاکستر) به عنوان محور جهان در نظر گرفته می شد که ریشه هایش در تومنالا، تنهاش در ماانالا و شاخه هایش در یومالا بود. این درخت ساختار جهان را حفظ می کرد.
· اهمیت طبیعت و شمنیسم: کیهانشناسی فنلاندی سرشار از "انیمیسم" (جاندارپنداری) است. هر عنصر طبیعت—سنگها، درختان، آبها—یک روح (هالتیا) داشت. شمنها یا شفادهندگان (تیتاجا) قادر بودند بین این جهان ها سفر کنند تا برای درمان بیماری ها، پیشگویی یا تحت تأثیر قرار دادن آب و هوا با ارواح ارتباط برقرار کنند.
· اجرام آسمانی: خورشید (پایوینن) و ماه (کوو) نیز به عنوان موجودات زنده و اغلب به شکل انسان تصور می شدند. صورتهای فلکی بخشی از اساطیر شکار (مانند صورت فلکی "شکارچی" که به عنوان "واهترینن" یا "پدر زمان" شناخته می شد) بودند.
خلاصه نگرش: جهان مکانی سحرآمیز، خطرناک و پر از ارواح است که انسان باید برای بقا و رفاه خود با آنها به توافق برسد. دانش و قدرت نه از طریق منطق محض، بلکه از طریق جادو، اشعار (رونو) و حکمت باستانی به دست می آید.
۴.کیهانشناسی بابلی (بین النهرین)
کیهانشناسی بابلی که بر پایهٔ باورهای سومری و اکدی بنا شده، یکی از تأثیرگذارترین نظام های فکری در دنیای باستان بود و بعدها بر کیهانشناسی یونانی و حتی کتاب مقدس نیز اثر گذاشت. اطلاعات ما عمدتاً از افسانه های آفرینش مانند «انوما الیش» و «حماسهٔ گیلگمش» به دست آمده است.
مفاهیم کلیدی:
· آفرینش از طریق نبرد کیهانی: در اسطورهٔ «انوما الیش»، جهان از طریق نبرد خدایان به وجود آمد. «ماردوک»، خدای شهر بابل، بر «تیامات» (الههٔ آب های شور و اولیه و نماد آشوب) پیروز شد و جسد او را به دو نیم کرد:
· نیمهٔ بالا → آسمان را ساخت.
· نیمهٔ پایین → زمین را ساخت. این اسطوره، آفرینش را به عنوان یک پیروزی بر نیروهای آشوب و استقرار نظم توصیف می کند.
· ساختار مسطح و گنبدی جهان:
· زمین: به صورت یک صفحهٔ مسطح و دایره ای شکل تصور می شد که بر روی اقیانوس زیرزمینی آبزو شناور بود.
· آسمان: یک گنبد جامد و محکم از جنس فلز («سارکوپاگ» یا «سنگ لاجورد») بود که بر روی پایه هایی در لبه های زمین استوار شده بود. این گنبد، آبهای بالایی کیهان را نگه می داشت که گاهی به صورت باران به پایین می ریخت.
· زیر زمین: قلمرو مردگان و جهان زیرین (به اکدی: «ایرکالا» یا «کورو») بود که مکانی تاریک و غمگین محسوب می شد و توسط الههٔ «ارشکیگال» اداره می شد.
· جهان مرکزیت زمین : زمین در مرکز جهان قرار داشت. اجرام آسمانی (خورشید، ماه، سیارات و ستارگان) که خود خدایان کوچکتری بودند، بر روی صفحات ثابتی در زیر گنبد آسمان می چرخیدند. بابلی ها باور داشتند حرکت این اجرام، اراده و خواست خدایان را نشان می دهد.
· هدف کیهانشناسی: پیشگویی و حکومت: بابلی ها اخترشناسان و منجمان بسیار ماهری بودند. هدف اصلی آنها از رصد آسمان، احتمالاً پیشگویی آینده (طالعت) برای پادشاه و کشور بود. آنها با ثبت حرکات سیارات و پدیده هایی مانند خورشید گرفتگی، باور داشتند می توانند وقایع آینده مانند جنگ، قحطی یا سلامتی پادشاه را پیش بینی کنند. این کار به ثبات و مشروعیت حکومت کمک می کرد.
خلاصه نگرش: جهان یک دولت الهی و منظم است که توسط خدایان اداره می شود. آسمان یک متن مقدس است که با رمز و راز نوشته شده و وظیفهٔ انسان (و به ویژه پادشاه و کاهنان) همتراز کردن این رمزها برای هماهنگی با ارادهٔ خدایان و حفظ نظم کیهانی در برابر تهدیدهای آشوب است.
@Truthsgram
🔴شما اگر بدهی خود به بانک را نپردازید، ظرف ۶ ماه اموالتان توقیف شده و راهی زندان میشوید(مگر اینکه از دوستان شان یا ابر بدهکار بانکی باشید)!
🔻اما در مورد دزدخانه ای بنام بانک اینده، (به گفته خودشان) حداقل چهار سال با بانک مرکزی تعارف تکه پاره کرده اند تا در این فرصت بانک اینده از مشکل، تبدیل به ابر بحران کشور بشود!
♦️حالا هم به جای محاکمه مدیران این «چپاولگاه»،
صحبت از ادغام آن در بانک ملی است!
‼️مصدق نفت را ملی کرد، آقایان هم بدهی بانک اینده را!!
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جیوه قرمز، عنصر کلیدی پشت فناوری باستانی.
از سیر دفع میشود و به طلا جذب میشود. وقتی آینهای در کنار آن قرار میگیرد، هیچ بازتابی ندارد، همچنین انرژی آزاد تولید میکند و فلزاتی که با آن تماس پیدا میکنند را بیش از حد گرم میکند.
جالب است بدانید که فرهنگهای باستانی درک عمیقی از خواص جیوه داشتند و معتقد بودند که میتواند ارتعاشات جوی اطراف را تقویت کند.
در سایتهای باستانشناسی مختلف در سراسر جهان، از جمله اهرام مصر، کشف شده است.
@Truthsgram
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در نگرش طب سنتی، مضرات پوشیدن لباسهای با الیاف مصنوعی (مانند پلیاستر، نایلون، آکریلیک) با توجه به اصول اساسی مانند "مزاج"، "تعرق" و "تنفس پوست" بررسی میشود.
در این نگرش، پوست تنها یک پوشش نیست، بلکه یک عضو فعال و مهم برای دفع مواد زائد (حین تعریق) و همچنین جذب برخی مواد است. لباس به عنوان دومین پوست بدن در نظر گرفته میشود که تاثیر مهمی بر سلامتی دارد.
در ادامه مهمترین مضرات این لباسها از منظر طب سنتی آورده شده است:
ادامه …
@Truthsgram
حقایق داغ Truthsgram
در نگرش طب سنتی، مضرات پوشیدن لباسهای با الیاف مصنوعی (مانند پلیاستر، نایلون، آکریلیک) با توجه به
ادامه «…۱.اختلال در دفع مواد زائد (حبس ریح و بخارات): یکی از راههای مهم دفع سموم و اخلاط فاسد از بدن، از طریق منافذ پوست و به وسیله تعریق است. این فرآیند "تبخیر فضولات" نامیده میشود.
لباس های مصنوعی معمولاً هوا را به خوبی عبور نمیدهند (فاقد تخلخل و تهویه مناسب هستند). در نتیجه، بخارات و رطوبتهای دفعی حین تعریق، زیر لباس محبوس میمانند.
این "حبس ریح" میتواند باعث بازگشت مواد دفعی به بدن شده و منجر به بروز بیماریهایی مانند:
· خارش و حساسیتهای پوستی· تشدید بیماریهای مفصلی مانند روماتیسم · احساس کسالت و سنگینی در بدن· ایجاد یا تشدید بوی بد بدن.
۲. ایجاد اختلال در مزاج پوست و بدن
سلامت بدن در گرو تعادل مزاج (گرمی، سردی، تری و خشکی) است. الیاف مصنوعی معمولاً دارای مزاج سرد و خشک در نظر گرفته میشوند. پوشیدن طولانیمدت این لباسها، به ویژه برای افراد با مزاج سرد و خشک یا سرد و تر، میتواند:
· موجب سردی بیش از حد بدن، به ویژه در نواحی تحت پوشش شود.· خشکی پوست را افزایش دهد و باعث پوستهپوسته شدن، اگزما و ترکخوردگی پوست شود. · جریان خون در مویرگهای سطحی پوست را کاهش دهد.
۳. جذب نشدن رطوبت و ایجاد رطوبت نامناسب : پوست نیاز به یک رطوبت متعادل دارد. لباس باید بتواند عرق را به خود جذب کرده و آن را تبخیر کند تا پوست خشک یا بیش از حد مرطوب نماند.
الیاف مصنوعی برخلاف پنبه یا پشم، رطوبت را به خوبی جذب نمیکنند. در نتیجه: · عرق به صورت قطرات آب روی پوست یا بین الیاف لباس باقی میماند.· این رطوبتِ محبوس شده، محیطی گرم و مرطوب برای رشد قارچها و باکتریها فراهم میکند که عامل عفونتهای قارچی و باکتریایی است.· تماس مستقیم پوست با رطوبتِ محبوس، باعث "تضعیف پوست" و مستعد شدن آن برای بیماریهای مختلف میشود.
۴. ایجاد الکتریسیته ساکن : در طب سنتی، جریان یافتن مناسب "ارواح" (انرژیهای حیاتی) در بدن برای سلامتی ضروری است. هر عاملی که این جریان را مختل کند، مضر محسوب میشود.
لباسهای مصنوعی معمولاً الکتریسیته ساکن زیادی تولید میکنند: اعتقاد بر این است که الکتریسیته ساکن میتواند:
· بر جریان انرژی حیاتی در بدن تأثیر منفی بگذارد.· باعث ایجاد بیقراری، اضطراب و اختلال در خواب شود. · سردردهای مزمن را تشدید کند.
۵. جذب مواد شیمیایی از طریق پوست : پوست دارای خاصیت جذبی است و میتواند مواد موجود در تماس با خود را به درون بدن راه دهد (جذب بطئی).
الیاف مصنوعی از ترکیبات پتروشیمی و با استفاده از مواد شیمیایی و رنگهای مصنوعی قوی تولید میشوند.
این مواد شیمیایی میتوانند به آرامی و در طول زمان از طریق پوست جذب بدن شده و باعث مسمومیت تدریجی، آلرژیهای شدید و در درازمدت اختلال در عملکرد اندامهای داخلی شوند.
توصیههای طب سنتی برای انتخاب لباس:
۱. اولویت با الیاف طبیعی: پنبه (کتان)، پشم، ابریشم و چرم طبیعی بهترین انتخابها هستند. - پنبه: دارای مزاج معتدل و تریبخش است و برای اکثر مزاجها مناسب است. - پشم: دارای مزاج گرم و خشک است و برای افراد با مزاج سرد (به خصوص در فصول سرد) بسیار ایدهآل است. - ابریشم: دارای مزاج معتدل مایل به گرمی است و برای پوست بسیار لطیف و مناسب است.
۲. رنگ لباس: استفاده از رنگهای طبیعی و روشن توصیه میشود، زیرا رنگهای شیمیایی تیره و قوی میتوانند مضرات مشابه الیاف مصنوعی داشته باشند.
۳. گشاد بودن لباس: لباس باید گشاد باشد تا هوا به راحتی بین پوست و لباس جریان داشته باشد و عمل دفع و تنفس پوست به خوبی انجام شود.
جمعبندی نهایی: از دیدگاه طب سنتی، لباسهای مصنوعی به دلیل ایجاد مانع در دفع سموم، ایجاد سردی و خشکی در بدن، تولید رطوبت نامناسب و انتقال مواد شیمیایی، سلامتی را به طور جدی تهدید میکنند و پوشیدن لباسهای از جنس الیاف طبیعی، یک سرمایهگذاری اساسی برای حفظ تندرستی محسوب میشود.»
@Truthsgram
هدایت شده از تا 2030
امروز، ۳۰ مهر: «انتقاد دبیرکل سازمان ملل از افزایش شمار اعدامها در ایران»
چند روز پیش، ۴ مهر: «ترامپ به دنبال اعمال قانون اعدام در سراسر آمریکا»
البته گوترش برای اعتراض به آمریکا، همیشه لال است!
🆔@CoronaDeception
🌐لینک پیوستن به کانال:
https://eitaa.com/joinchat/93192196Cac05c503bc
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شیفت_شب چگونه بر تاریکترین جنبههای وجودمان مسلط شویم. راهکارهای ماکیاوولیستی.
@Truthsgram
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خصوصیات پنهان افراد "پرحرف"، "پرخنده"، “شوخ طبع” ، “پرزرق و برق”، “ساکت”
در روانشناسی تاریک، هیچ رفتاری لزوماً "خوب" یا "بد" نیست، بلکه یک ابزار است. همان پرحرفی و شوخی که میتواند یک جمع را شاد کند، میتواند سلاحی برای کنترل باشد. همان سکوتی که نشانه ادب و تفکر است، میتواند برای ایجاد ترس و ابهام به کار رود.
شناخت این لایههای پنهان به ما کمک میکند تا نه فریب ظاهر پرزرق و برق و پرحرفی را بخوریم.نه از سکوت یک فرد، تصوری سادهلوحانه داشته باشیم و در نهایت، انگیزههای واقعی خود و دیگران را بهتر درک کنیم.
این تحلیل به معنای بدبین بودن به همه افراد نیست، بلکه به معنای هوشیاری روانشناختی بالاتر است.
ادامه …
@Truthsgram
حقایق داغ Truthsgram
خصوصیات پنهان افراد "پرحرف"، "پرخنده"، “شوخ طبع” ، “پرزرق و برق”، “ساکت” در روانشناسی تاریک، هیچ رف
ادامه «…خصوصیات پنهان افراد "پرحرف"، "پرخنده"، “شوخ طبع”
این دسته از افراد معمولاً در طیف "برونگرایی بالا" و گاهی در دایره "اختلال شخصیت نمایشی" قرار میگیرند.
انرژی خود را از تعامل با دیگران میگیرند. صحبت کردن، خندیدن و شوخیکردن راهی برای جلب توجه و محبت توسط آنها است.ممکن است ذاتاً شاد و اجتماعی باشند. این رفتارها یخهای اجتماعی را میشکند و فضا را صمیمی میکند.
نگاه روانشناسی تاریک (انگیزههای پنهان و خودخواهانه این رفتار ):
منحرف کردن توجه پرحرفی و شوخیهای پی در پی اجازه نمیدهد دیگران فرصت کنند تا عمق یا نقاط ضعف آنها را ببینند. این یک دود عظیم برای پنهان کردن ناامنیها یا حقایق ناخوشایند است.
· ابزاری برای کنترل : با کنترل کردن محتوای گفتگو و جو اجتماعی، میتوانند بحث را از مسیرهای خطرناک منحرف کرده یا دیگران را در جهت دلخواه هدایت کنند. یک شوخی به ظاهر بیضرر میتواند برای تحقیر رقیب یا آزمایش حد و مرزهای دیگران استفاده شود.
· جذب و استثمار : این "شخصیت جذاب و بامزه" میتواند طعمهای برای جلب اعتماد دیگران باشد. وقتی فردی شما را میخنداند، به او احساس نزدیکی میکنید و دفاعهایتان پایین میآید. این دقیقاً زمانی است که میتوانند از شما سوء استفاده عاطفی، مالی یا اطلاعاتی کنند.
· خودشیفتگی پنهان : مرکز توجه بودن برای آنها یک "حق" است. پرحرفی و پرخندگیشان راهی برای تضمین این است که همیشه کانون ثقل جمع باشند.
خصوصیات پنهان افراد "پرزرق و برق"
این ویژگی مستقیماً به شخصیت نمایشی و همچنین خودشیفتگی مرتبط است.
آنها با استفاده از ظاهر برای نشان دادن فردیت و خلاقیت هستند.وقتی خوب به نظر میرسند، احساس بهتری نسبت به خود دارند. مانند آهنربا افرادی با سلیقه مشابه را جذب میکنند.
نگاه روانشناسی تاریک (انگیزههای پنهان و خودخواهانه):
فرد خود را به یک "کالا" تبدیل میکند تا ارزشش را در نگاه دیگران تعیین کند. این یک بازی برای کسب قدرت از طریق جذابیت ظاهری است.
مانند پرحرفی، زرق و برق شدید میتواند توجه را از کمبودهای مهارتی، هوشی یا اخلاقی فرد منحرف کند. "وقتی میدرخشی، مردم نقاط تاریکت را نمیبینند."
این نمایش پرزرق و برق میتواند عامدانه برای کمانگاشتن دیگران ("من از تو برترم") و ایجاد حس ناامنی در آنها استفاده شود تا راحتتر قابل کنترل باشند.
ممکن است راهی برای نشان دادن تعلق به یک طبقه خاص یا ایجاد فاصله عمدی با دیگران باشد.
خصوصیات پنهان افراد "ساکت"
سکوت میتواند عمیقترین و چندلایهترین رفتار باشد و در روانشناسی تاریک بسیار قدرتمند است.
افراد ساکت انرژی خود را از تنهایی میگیرند. صحبت کردن در جمع برایشان انرژیبر است. ترجیح میدهند قبل از حرف زدن، بیاموزند و محیط را تحلیل کنند. برایشان عمق و دقت کلام مهمتر از سرعت آن است.
نگاه روانشناسی تاریک (انگیزههای پنهان و خودخواهانه):
سکوت ، آنها را مرموز و غیرقابل پیشبینی نگه میدارد. وقتی شما کمتر حرف میزنید، اطلاعات کمتری از خود بروز میدهید و این شما را در موضع قدرت قرار میدهد، زیرا دیگران نمیدانند شما چه فکر میکنید یا چه واکنشی نشان خواهید داد. این یک تاکتیک کلاسیک در ماکیاولیانیسم است.
فرد ساکت میتواند با گوش دادن فعال، نقاط ضعف، ترسها و آرزوهای دیگران را کشف کند. سپس در زمان مناسب از این اطلاعات برای تحت تأثیر قرار دادن، متقاعد کردن یا حتی باجگیری عاطفی استفاده کند.
سکوت طولانیمدت، بهویژه پس از یک سؤال یا اظهارنظر، میتواند برای طرف مقابل بسیار اضطرابآور باشد. آنها شروع به پرسش از خود میکنند: "آیا حرف اشتباهی زدم؟". این یک روش غیرمستقیم برای سلطهگری روانی است.
نشان دادن بیعلاقگی عمدی میتواند دیگران را برای جلب توجه شما تحریک کند. این رفتار "کمتوجهی-علاقهمندسازی" میتواند یک بازی روانی برای وادار کردن دیگران به تعقیب تأیید شما باشد.»
@Truthsgram