9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای امام حسین ما جنبهی جا موندن نداریما💔
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای اهل حرم
میر و علمدار نیامد..💔🥀
#تاسوعا
خلاصه رمان هایی که در چنل[عاشقان شهادت] گذاشته شد🌱✨
رمان با من بمان🦋✨
♥️.♥️.♥️.♥️.♥️
رمان بچه مثبت😬👻
♥️.♥️.♥️.♥️.♥️
رمان دختر عموی چادری من🦋☀️
♥️.♥️.♥️.♥️.♥️
رمان عروس ننم میشی؟🎩❄️
♥️.♥️.♥️.♥️.♥️
رمان خیال تو🧡🌱
♥️.♥️.♥️.♥️.♥️
رمان عشق به یک شرط💚○
♥️.♥️.♥️.♥️.♥️
رمان در حوالی پایین شهر🌸
نمیدونم این چه حس بدیه که توی روز عاشورا دچار میشم🥲
آدم خیلی از درون نابود میشه🤌🏻🥲
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مصطفی صدرزاده نذر حضرت ابوالفضل بود......✨
ودر روز تاسوعا به شهادت رسید💔💔
میگن سه سالش بودتوی یه مجلس روضه حضرت عباس روز (تاسوعا)بود...
همه مشغول گریه بودن که یه خانم، سراسیمه خودش رو رسوند به مادر مصطفی و با صدای لرزون گفت:
"بیا مادر... یه موتور به پسرت زد... پسرت مُرد!"
مجلس بهم ریخت. مادرش با دلِ شکسته دوید بیرون...
رفت بالا سر بچهاش، دید زندهست! فقط بیهوش شده...
همونجا، وسط اون شلوغی، با اشک تو چشم، رو به آسمون گفت:
"یا اباالفضل... اگه مصطفی رو بهم برگردونی، نذرش میکنم برای خودت..."
مصطفی برگشت... ولی دیگه برای خودش نبود. شد نذر سقّا...
و سالها بعد گفت:
ایشالا، تاسوعا پیش عباسم..."
و رفت...
نذر مادر، روز تاسوعا رسید به علمدار...