پاشا گفت:
- دوره ای که مسابقات بود من یه بار رفتم خیلی بد بود استخون هام قفل کرد!
مرد ها دراز کشیدن و پاشا هم چون صبح زود بیدار کرده بودم خسته بود.
سفره کشیدیم زود و اول ناهار خوردیم بعدش هم مرد ها گرفتن خابیدن .
وسایل و جمع کردم و بلند شدم دوری اطراف بزنم و یکم صدف جمع کنم برای کاردستی و وسایل تزعینی درست کردن!
هنزفری ها مو زدم و یه ظرف برداشتم و خط دریا رو گرفتم و مستقیم رفتم تا ببینم کجا صدف بیشتره و راحت می شه تو اب رفت.
حسین ستودهenc_16315060315504719429932.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
نیومدنم برا کدوم گناه منه؟:)
خب بچه ها بخاطر اینکه دیروز معرفی کتاب نداشتیم امروز دوتا داریم😁
منتظر باشید❤️😄