《چون نگهبانی
که در کف مشعلی دارد
میخرامد شب !
میان شهر خواب آلود
خانهها با روشناییهایِ رویایی
یک به یک در گیر و دار
بوسهی بدرود ...》
《#فروغ_فرخزاد》
《به قول فریدون مشیری:
غم زمانه به پایان نمیرسد
برخیز!
به شوق یک نفس تازه در هوای بهار ...》
《#فریدون_مشیری》
چقدر قشنگ گفت .
《جنگلی بودیم،
شاخه در شاخه،
همه آغوش،
ریشه در ریشه،
همه پیوند،
و اینک
انبوه درختانی تنهاییم ...》
《#هوشنگ_ابتهاج》
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد.pdf
حجم:
1.1M
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
نویسنده: #پائولو_کوئیلو
مترجم: آرش حجازی
ورونیکا دختری است که هرچه میخواهد، دارد. تفریحات خوب و دلخواه، بیرون رفتن با دوستان، ملاقات با جوانهای جذاب و خیلی چیزهای دیگر اما او آدم شادی نیست و در زندگیاش احساس خلاء میکند برای همین در یک روز از ماه نوامبر سال ۱۹۹۷ تصمیم میگیرد با خوردن قرص به زندگیاش پایان دهد؛ اما موفق نمیشود. دکتر در بیمارستان به او میگوید که مرگ تا چند روز دیگر قطعا به سراغش خواهد آمد. این موضوع یعنی آگاهی از مرگ و یک هفته سرگردانی میان مرگ و زندگی در نهایت ورونیکا را متحول و به زندگی مشتاق میکند.