به تنهایی ادامه می دهم و به دنبال عشقی نیستم که باعث سرگردانیم شود ...در بهاری که شکوفه هایش به ببیننده شروع بهار را خبر میدهند و باران بهاری که بعد از آن رنگین کمان را در دامش رها میشود و بوی بهار که با خاک باران خورده باعث آرامشم میشود...در این صورت به تنهایی ام پایان نمیدهم وفقط باطبیعت ،حیوانات ،کتاب هایم ،خودم حرف میزنم .
آنقدر حرف برای گفتن دارم ...که امیداورم وقتی کسی را که واقعاً آدم درستی است میبینم و درباره ی راز هایم،احساس واقعی ام، علایقم و... بدون ترس از اینکه بهم خیانت نکند و بدون اینکه سرم داد بزند و من را ی انسان بیهوده خطاب کند بگویم ...فقط بگوید:درکت میکنم ،حست درست است،حق داری،من کنارتم رفیق ،برای منم پیش امده ...امیدوارم آدم درست زندگیتان این حرف هارا تو هر موقعیتی که هستید بهتان بزند .