هیچ وقت مدت زمانی زیادی رو توی آینه نگاه نکن چون مغزت دیگه قیافه ی واقعیه تورو نشون نمیده!
طلسم هالهٔ مرموز؛💌
وسایلی که نیاز داریم:
.یک عدد آینه کوچک دستی⤹
.چند قطره عطر یا اسانس موردعلاقت⤹
.یک پر، روبان یا تکه نخ بنفش یا مشکی⤹
.یک برگ نعنا، رزماری یا چای خشک⤹
.شمع بنفش، نقرهای یا مشکی⤹
໒ִֻྀི
اول شمع رو روشن کن و چند ثانیه به رقص نورش خیره شو تا ذهنت آروم و عمیق بشه.🕯️
آینه رو جلوت بذار و یکی دو قطره از عطرت رو گوشه شیشه آینه بزن تا انرژی و رایحه جادوییت فعال بشه.⤹𖧧
توی آینه به چشمهای خودت نگاه کن و زیر لب زمزمه کن: «من هالهای از راز، زیبایی و رمزوراز جهانم».
برگ گیاه (یا چای خشک) و اون تکه روبان/نخ بنفش رو بذار روی آینه و آینه رو رو به نور شمع بگیر تا بازتاب نور روش بیفته.
حالا روبان رو گره بزن دور مچ دستت یا دور بند کیفت و بگو: «افسونِ نگاه و راز من قفل شد».
در آخر شمع رو فوت کن.
همین.💆🏻♀️
~طلسم نسیم درخشش؛🌬
وسایل لازم:
.یک فنجون آب⤹
.چند قطرا شیر یا یک پر گل بابونه(اگه دارین هردوش ولی یکیشم کافیه)
.یک قاشق چای خوری چای خشک ید نعنا پودر شده⤹
.یک نخ یا تکه پارچه سفید⤹
~ مراحل انجام طلسم:
شب که شد، فنجون آب رو بزاریک جایی که نور ماه یا نسیم شب بهش بخوره(مثلا لبه پنجره). بعد چای یا نعنا رو بریزین توش و سه بار در جهت مخالف عقربه های ساعت هم بزنین.⤹ آروم روبه فنجون فوت کنید.حالا این ورد رو اروم روبه فنجون زمزمه کنین:
« آسترا، ونتوس،لونا...بادِ شب، پیامم را به ماه برسان و درخشش را برگردان!».
نخ/ پارچرو توی فنجون بزارید و در اخر اگه نخ استفاده کردید، بندینش دور انگشت کوچیکتون و اگه پارچه استفاده کردین بسوزونیدش.
افسانهی «آینهیِ دزدِ سایهها»؛
تویِ یه قصرِ مخروبه، آینهای قدیمی و غبارگرفته بود که میگفتند تصویر را برنمیگرداند، بلکه آن را میبلعد.
یک شب، مسافری مغرور که از تاریکی نمیترسید، شمعی برداشت و روبرویِ آن ایستاد تا زیباییاش را تحسین کند. آینه خیره به او ماند، اما نه تصویری نشان داد و نه نوری بازتاب کرد. ناگهان، مسافر حس کرد دستهایِ سردی از پشتِ شیشه، گلویش را فشردند.
*Страх и ужас
صبحِ روزِ بعد، مردم قصر را خالی یافتند. اما رویِ دیوار، آینه دیگر خالی نبود؛ تصویرِ مسافر در آن اسیر بود و با چشمانی وحشتزده به بیرون زل زده بود… و «چیزی» که از آن آینه بیرون آمده بود، سایهای بود که تمامِ شب، در راهروهایِ قصر به دنبالِ قربانیِ بعدی میگشت.~
احضار چارلی چارلی؛
وسایل مورد نیاز؟✏️
دو عدد مداد یا خودکار⤹
یک کاغذ⤹
ابتدا مانند عکس صفحه را به 4 قسمت تقسیم میکنیم و به صورت ضربدری yes و no را مینویسیم
بعد چارلی را صدا میکنیم: چارلی چارلی آیا ما میتونیم وارد بازی بشیم؟
اگر چارلی جواب نه را داد، بهتره دیگر امتحان نکنید ولی اگر گفت بله یعنی بازی شروع شده؛)
نکته: اگر میخواهید توسط چارلی تسخیر نشوید حتما در پایان بازی از او اجازه بگیرید و بعد از بازی خارج شوید
در غیر این صورت چارلی پیش شما میماند...
مردآزما:
قدیمیها در بعضی نقاط ایران از موجودی به نام مردآزما حرف میزدند؛ موجودی که در جاهای خلوت ظاهر میشد تا شجاعت آدمها را امتحان کند.
میگفتند ممکن است اول شبیه یک حیوان معمولی دیده شود... اما وقتی مسافر نزدیکش میشود، ناگهان تغییر شکل میدهد و ترسناک میشود.
[یک قیافه ی عجیب]
در بعضی روایتها، اگر شخص نترسد، مردآزما کاری با او ندارد؛ اما اگر بترسد، شروع به ترساندنش میکند.