افسانهی «آینهیِ دزدِ سایهها»؛
تویِ یه قصرِ مخروبه، آینهای قدیمی و غبارگرفته بود که میگفتند تصویر را برنمیگرداند، بلکه آن را میبلعد.
یک شب، مسافری مغرور که از تاریکی نمیترسید، شمعی برداشت و روبرویِ آن ایستاد تا زیباییاش را تحسین کند. آینه خیره به او ماند، اما نه تصویری نشان داد و نه نوری بازتاب کرد. ناگهان، مسافر حس کرد دستهایِ سردی از پشتِ شیشه، گلویش را فشردند.
*Страх и ужас
صبحِ روزِ بعد، مردم قصر را خالی یافتند. اما رویِ دیوار، آینه دیگر خالی نبود؛ تصویرِ مسافر در آن اسیر بود و با چشمانی وحشتزده به بیرون زل زده بود… و «چیزی» که از آن آینه بیرون آمده بود، سایهای بود که تمامِ شب، در راهروهایِ قصر به دنبالِ قربانیِ بعدی میگشت.~
احضار چارلی چارلی؛
وسایل مورد نیاز؟✏️
دو عدد مداد یا خودکار⤹
یک کاغذ⤹
ابتدا مانند عکس صفحه را به 4 قسمت تقسیم میکنیم و به صورت ضربدری yes و no را مینویسیم
بعد چارلی را صدا میکنیم: چارلی چارلی آیا ما میتونیم وارد بازی بشیم؟
اگر چارلی جواب نه را داد، بهتره دیگر امتحان نکنید ولی اگر گفت بله یعنی بازی شروع شده؛)
نکته: اگر میخواهید توسط چارلی تسخیر نشوید حتما در پایان بازی از او اجازه بگیرید و بعد از بازی خارج شوید
در غیر این صورت چارلی پیش شما میماند...
♰Ah maybe فور:عزل
بسملاح
یبار تو مدرسه اینکارو کردیم و وقتی گفت نه بچه ها یجوری جیغ میزدن از ترس
خیلی حال داد😍
♰Ah maybe فور:عزل
یبار تو مدرسه اینکارو کردیم و وقتی گفت نه بچه ها یجوری جیغ میزدن از ترس خیلی حال داد😍
دقیقا🤣🤣🤣🤣
وای من ازش وحشت دار-
♰Ah maybe فور:عزل
یبار اینکارو تو مدرسه کردیم و گفتیم فقط برق کلاس ما قطع شه بعد خب ما کلا کنتر برق تکی تو مدرسه نداشتیم و فیوز کل کلاسمون به چخ رفت
♰Ah maybe فور:عزل
یبار اینکارو تو مدرسه کردیم و گفتیم فقط برق کلاس ما قطع شه بعد خب ما کلا کنتر برق تکی تو مدرسه نداشت
نستستشتقتتصتقتصتقتتقتقتقتقتقت جیغغغ🤣😭😭😭