راستی شب قبلش هم خونه خاله بابام بودیم، تازه شوهرش خدابیامرز شده بود.
و باید بگم روزهای اول ۱۸ سالگیم رو زیاد مقبره بودیم و من گاهی خوشحال بودم از اینکه به مرگ نزدیکتر شدم😭😂. قشنگ اینجور بودم که ببین فاطمه طولی نمیکشه که اینجا یه خونه کوچولو به تو هم میدن🕶.
هدایت شده از Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تازگیها خیلی پیش میاد برام که یهو تو یه جمعی حالا میتونه جمع دوستام باشه یا خانواده، عمیق میرم تو خودم و کلی فکر و خیال میاد تو سرم.
واقعا خیلی دلم میخواد دیروز رو تعریف کنم اما الان حوصله ندارم🥲.
این پیام اینجا باشه که بعدا بیام تعریفش کنم.