امروز تلاش کردم تا قبل از رفت همه پروندهها رو تمیز کنم و همه کارها رو انجام بدم تا همه چی موقع رفتنم سرجای خودش باشه و موقع رفتن دل کندن برام سخت بود چندین بار بای بای کردم و در اتاق رو بستم و دوباره باز کردم و به فضای اتاق چشم دوختم دوباره بای بای کردم و باز در رو بستم.
انگار که دیگه قرار نیست اونجا رو ببینم.
اوبونتو|ubuntu
دو هفتهست که تصادفی چهارشنبهها ژله پزون داریم. چهارشنبهها رو بزنیم به اسم ژله آیا؟ ایده خوشمزهایه!
مثل پنج شنبهها که کامل به قول امیرحسین روز اقوام پدریه.