یه عبارت جذاب نوشته بود تو توضیحات:
بیایید به هر آنچه غیر قابل تصور است بیندیشیم،بیایید غیر قابل انجام را انجام دهیم، بیایید با خود ناتوانمان گلاویز شویم و از دل آن، شدن را تجربه کنیم.
_داگلاس آدامز
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
تا وقتی کلمات میبوسند، مینوازند، میخندانند و در آغوش میکشند چه افسوس از فاصلهها عزیز من ؟
هدایت شده از شرقِ اندوه
"من چقدر او را میشناختم؟ شاید هزارسال. و چرا برای داشتن او باید به زمین و زمان التماس میکردم؟"
Ultraviolence
"من چقدر او را میشناختم؟ شاید هزارسال. و چرا برای داشتن او باید به زمین و زمان التماس میکردم؟"
هر خط ازین کتاب رو میپرستم.