هدایت شده از شرقِ اندوه
"من چقدر او را میشناختم؟ شاید هزارسال. و چرا برای داشتن او باید به زمین و زمان التماس میکردم؟"
Ultraviolence
"من چقدر او را میشناختم؟ شاید هزارسال. و چرا برای داشتن او باید به زمین و زمان التماس میکردم؟"
هر خط ازین کتاب رو میپرستم.
"و همهمون همین رو از هنر میخوایم، مگه نه؟وقتی کسی دست میذاره روی چیزی که حس میکنی درون تو زندگی میکنه، یه تیکه از قلبت رو میکشه بیرون و بهت نشون میده، انگار دارن تو رو به بخشی از وجود خودت معرفی میکنن. "
_دیزی جونز و گروه شش
"خطوط قرمزی داری که اونا رو نمیشکنی. ولی بعد میشکنیشون. و یهو این آگاهی خیلی خطرناک رو به دست میاری که میتونی قانون رو بشکنی و دنیا هم به آخرش نمیرسه."
_دیزی جونز و گروه شش