eitaa logo
نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی
553 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
339 ویدیو
32 فایل
کانال ‌اطلاع ‌رسانی ‌نهاد ‌نمایندگی ‌مقام ‌معظم رهبری در‌ دانشگاه ها محقق‌ اردبیلی 🔸لینک کانال: @uma_nahad 🔸سایت نهاد دانشگاه محقق اردبیلی: www.uma.nahad.ir 🔎ارتباط با ما: @khodapanah58
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 پویش هر دانشگاهی یک رسانه ✅ ویژه اساتید، کارمندان و دانشجويان دانشگاه محقق اردبیلی 📍بامحوریت: جنگ تحمیلی سوم،از جنبه های سیاسی،دینی،روانشناسی، اقتصادی و..... 🔸فایل متنی،ویدیو،عکس نوشته یا صوتی تخصصی خود را در پیام رسان ایتا به آیدی khodapanah58@ ارسال نمایید. --------------------- 📆1405.01.17 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
🍂پویش هر دانشگاهی یک رسانه ✍️فرنازنوری دانشجوی رشته جغرافیا دانشکده علوم اجتماعی 🇮🇷 دلنوشته ای برای وطنم ✨ به نام خلق کننده ی مهر درآئینه ی عاطفه، نظم بخش رفت و برگشت خون در دالانهای پیچیده ی رگ، ترسیم کننده ی جان در کالبد هر جنبنده ای... لحظات سختی ست نگریستن به دریده شدن جانت. دستان پلیدی قصدجانت کرده، برایت دندان تیز کرده اند. گویی خبر ندارند که ذره ذره ی خاکت باعِطرلاله های سینه سوخته سیراب شده است. آنها دَمشان را از میان سِرگین قلب پوسیده شان می گیرند و تو از میان نرگس های تازه که اشک چشم مادران داغ دیده، شبنم گونه بر روی گلبرگهایشان نشسته، نفس میکشی و این از زمین تا به آسمان تفاوت می آفریند. آنچه آنها از دایره ی تاریک چشمانشان می نگرندسراسر خشم است و نفرت.به هر سو که سر می چرخانند، پلیدیِ افکارشان فاجعه ای تلخ به بار می آورد. پس شگفتانه نیست پرپر کردن شکوفه های نورسیده ات به دست منفورترین مخلوقات روی زمین.چندین سال است که خون پاک کودکان بی گناه سر تاپایشان را فرا گرفته. ازآنها بر می آید... امّا تو ای وطن پرعاطفه ی من! از میان این غبار سر بر می آوری، قد میکشی و خودت را به اوج قلّه ای که رهبر شهیدمان وعده داده است خواهی رساند. در این راه همانند ققنوسی جان به آتش میسپاری، داغ می بینی، قُر میگیری امّا فرجام این سوختن تولدی مبارک است. و ما همچنان تاپای جان ،پابه پایت خواهیم آمد، درموج آتشی که جانت رااحاطه کرده دامن میسوزانیم وحقانیتت رادرگوش جهانیان فریاد خواهیم زد. می ایستیم به امیدروزی که دگربار صدای خنده ی دخترکان نازنینمان در مساحت مدرسه هایت نوای زندگی بنوازند. باهرضربه ای که برجانت میزنند،قدرتی فراتر ازتصور عایدت میشودو برگهای تاریخ گواه این حقیقت است. مردان وزنانی غیرتمنددر جای جایت نفس میکشندکه جانشان بند جان توست ومیدان داری میکنند. غُلفی که بر گوشهای دشمنانت خورده است مانع از آن است که صدای اماممان را بشنوند که فرمود:"بکشید مارا،ملّت ما بیدارتر میشود". باهرگلی که از باغت پرپر میشود،مادرانی ازتبار عزّت نوگلی تازه نفس جانشینش میکنند واین است وجه تمایز مابا دشمن پلیدمان. می دانم درد زخمهایی که ازدرون برجانت می نشیند سهمگین تر است امّا دورویی و خیانت ازابتدای آفرینش بوده وخواهد بود.ملالی نیست،این زخمها راهم با دست پروردگارمان التیام خواهیم بخشید. غاصبان وجاعلان ودغل کاران بدانند خاکی که مردمانش جام غیرت سرکشیده انددستان آلوده را پس خواهد زدواز این سیل وطوفان هم به سلامت گذر خواهد کرد.بازهم بنفشه ها از پسِ قندیلهای یخ سربر می آورندو روزهای روشن ازپسِ تاریکی ها نمایان خواهند شد و دوباره ازخون جوانان پاک وطن لاله خواهد دمید... --------------------- 📆1405.01.17 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
پادکست آوازی برای ایران اپیزود چهارم.mp3
زمان: حجم: 4.1M
💢انجمن های علمی_دانشجویی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی تقدیم می کند: 🎙پادکست صوتی آوازی برای ایران | اپیزود چهارم 🔺مدیر مسئول: امیرعلی منافی 🔺گویندگان:سعیده حمیدی_بهار کوهرانی 🔺تدوین: شقایق مظلومی 🔺ناظر کیفی: دکتر ترحم مصری ‌📥روابط عمومی انجمن های علمی_دانشجویی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی https://eitaa.com/AGRINAT_UMA https://rubika.ir/AGRINAT_UMA
🍂پویش هر دانشگاهی یک رسانه ✍️ وهاب جاهدی دانشجوی رشته باستان شناسی دانشکده علوم اجتماعی در صفحه‌ای دیگر از دفتر کهن هستی ایستاده‌ام؛ همان‌جایی که باد، غبار قرن‌ها را ورق زده و رازهای ناگفته را در گوش جانم می‌ریزد. گویی روح تاریخ بر شانه‌ام نشسته و نجوا می‌کند که راه انسان، همیشه از دامنه درد می‌گذرد و هیچ قله‌ای بی‌تاوان فتح نمی‌شود. درنگ می‌کنم و جهان را می‌نگرم: سایه‌ها بلند شده‌اند، آسمان بغض کرده، و خاک از سنگینی رنج آدمیان صدا می‌دهد. اما در میان این همه تیرگی، جرقه‌ای از نور در ژرفای دل می‌سوزد؛ نوری که از ازل با انسان عهد بسته تا در سخت‌ترین لحظه‌ها رهایش نکند. چه بسیار دل‌هایی که شکستند تا چراغی روشن بماند، چه بسیار قدم‌هایی که لرزیدند اما نایستادند، و چه بسیار اشک‌هایی که پنهانی جاری شدند تا صبری دوباره بروید. جهان بر مدار بلا می‌چرخد، اما هر بلا مأموریتی دارد؛ آمده تا جان را صیقل دهد، آمده تا انسان بداند در پس هر ظلمت، درِ کوچک روشنی انتظار می‌کشد. میان این اضطراب‌ها، به یاد سخن قدیمی بزرگی می‌افتم که گفت: «راه حقیقت از دل آتش می‌گذرد، اما آتش اگر تو را نسوزاند نور می‌دهد.» در خلوت خود زمزمه می‌کنم: چه تن‌هایی که در باد زمان فرسوده شدند تا روح‌های پس از آنان آزادتر نفس بکشند. چه صداهایی که خاموش شدند تا زمزمه حق در نسل‌های بعدی بیدار بماند. و چه اشک‌هایی که فرو ریخت تا ریشه‌های امید، دوباره جوانه بزند؛ امیدی که اگرچه ضعیف می‌نماید، توان آن را دارد که جهان را زیر و زبر کند. با خود می‌اندیشم که انسان، همیشه میان دو کوه سختی گرفتار می‌شود تا معنای استقامت را بفهمد؛ تا بفهمد ظلمت، مقامی است پیش از سپیده‌دم. و چه بسیار روشنایی‌ها که در دل همان شب‌های بی‌انتها زاده شده‌اند. اکنون، در میانه غبار و پرسش و رنج، تنها یک حقیقت در جانم روشن است: هرکه برای روشن نگه‌داشتن چراغ مهر و انسانیت قدم بردارد، نامش در حافظه هستی جاودان می‌ماند؛ نه بر سنگ مزار، بلکه در سکوت ستارگان. زیرا به‌راستی: برای آنکه جان انسان به آرامش رسد، رنج‌ها باید پیموده شود و دل باید آبدیده گردد. --------------------- 📆1405.01.17 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
🍂پویش هر دانشگاهی یک رسانه بنام خالق وطنم،ایرانم... ✍ مریم آهنی دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی 🇮🇷 دلنوشته ای برای جنگ رمضان 🔻 صبح غم انگیز ۹ اسفند ۱۴۰۴ ساعت، ۱۰:۱۵ دقیقه، مادرم با خبری دردناک مرا از خواب بیدار کرد خبری که هر ایرانی و هموطنی را از شدت غم از پای در می آورد حمله به وطنم،جانم،سرزمین مادریم... در آن جنگ ۱۲ روزه ترسم ریخته بود می‌دانستم سربازان این سرزمین حتی یک تکه از خاکشان را به دشمن نمی دهند، میدانستم جانشان را میدهند اما خاکشان را هرگز... اما...غم خبری در قلبم سنگینی کرد مدرسه های بی پناه... دخترکان بی گناه میناب، شهری که با شنیدن اسمش قلبم از غصه پاره پاره می‌شود.. بچه های معصومی که نه سلاح داشتند نه نظامی بودند، آنهایی که امید مادرانشان بودند. رهبرم...پدرم...امید وطنم اویی که تا آخر ایستاد و ماند برای وطنش، برای مردمش شکوه و صلابتش دل هر متجاوز و دشمنی را به لرزه در می‌آورد... اکنون...با شهادت رهبرم، دشمن خیال میکرد دیگر تمام شده، اما مردم نشان دادند خون یک ایرانی با غیرت در رگهایشان جاریست، ایرانیی که در روز های سخت پشت کشورشان و رهبرشان ایستادند و الله اکبر سر دادند و شعارشان مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل شد.. مردمی که قوی تر از موشک ها و جنگنده های دشمن هستند... مردمی که در راهپیمایی روز قدس شهید دادند و پرچم خونین ایران را بالا بردند... مردمی که زیر بمب و موشک مشت های خود را گره کرده و حیدر حیدر گفتند، بدون هیچ هراسی... این مردم را رهبری تربیت کرد که تا آخرین لحظه زندگی اش ایران را پر افتخار و سربلند نگه داشت ما نسل حاج قاسمیم، سربازی که تا پای جان برای ایران ماند اینجا ایران است سرزمین مردمان غیور سرزمین سربازانی که وطنشان را همچون مادر خود دوست دارند. سرزمینی که در هنگام سختی مردمانش چه ترک باشند چه لر،چه کرد باشند یا بلوچ ، یک صدا فریاد می‌زنند، جوانانی که همچون شیر در میان هموطنانشان لبیک یا مهدی میگویند مادرانی که گرچه داغی در سینه دارند اما مانند سروی مقاوم ایستادند و با افتخار شهیدانشان را بدرقه می‌کنند. فرماندهانی که دلیرانه رفتند اما نامشان در دل ها باقیست. اکنون جبهه ی حق و باطل است، جبهه مسلمانان جبهه کافران تاریخ تکرار شده ننگ بر آن کسی که در میان دشمن و وطن شک کند اینجا ایرانه، ایرانی که مردمانش خدا را میشناسند و علی وار زندگی میکنند و شهیدانش مظلومانه همچون علی شهید می‌شوند. شکی نیست که حق پیروز است جهان که آمریکا را ابر قدرت بی رقیب می‌شناختند و اسرائیل را شکست ناپذیر توصیف می‌کردند اکنون زیر آتش موشک های ایران و اتحاد و یکپارچگی مردم با شرافتش له می شوند. قدرت ما ایمان و ایستادگی ماست قدرت ما از خدای ماست... خدایی که هست و کافیست. برای ایران قوی و مقتدر به امید پیروزی ایران جانمان🇮🇷 --------------------- 📆1405.01.17 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
🍂پویش هردانشگاهی یک رسانه ✨به نام خداوندی که به هر چیزی آگاه است. متن ادبی : جنگ رمضان ✍️ نویسنده: زهرا جوانشیر دانشجوی جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی جنگ امروز بوی تاریخ میداد، بوی تاریخ هشت ساله ایران جنگ؛ کلمه ای متشکل از سه حرف، اما مملوء از انبار جنایات. کلمه ای به معنای جنایت و ظلم به مظلومان کلمه ای به معنای کشته شدن کودکانی که هنوز حروف های این‌کلمه را، هجه هجه میخواندند و شاید اولین جمله هایشان را به این کلمه ،کودکانه مینوشتند 《جنگ خیلی بد است》 《جنگ ترسناک است》 غافل از اینکه در شنبه ی هفته ای ،در این جنگ بد و ترسناک جان میبازند. شاید مادران میدانستند که این آخرین بیدار شدن بچه هایشان است قبل از فرستادن ،نه به مکتب بلکه کلبه ی خونین ، نه برای آموختن و نوشتن کلمه ی شهید بلکه برای تبدیل شدن به آن بارها و بارها آنها را در آغوش گرفته و عطر و بویشان را برای آخرین بار در سینه حبس میکردند. احساسم غلیظ است لاکن بغض مسکن کرده در گلو مانع توصیف عمیق جنایت عیان و کلماتم عاجز از بیان . گفتند که بدین علت جنگ باشد که ایران مباید انرژی هسته ای داشته باشی. ولی اگر به آن طفلان هسته میگفتی ذهن لطیفشان به هسته ی سیب میرفت نه بمب اتمی. پرسیدن دارد که بپرسم که ای تو اگر توان این را نداشتی که طبق اصول و با دل و جرعت رو در رو بجنگی، پشت میز مذاکره بجای دیپلماسی نقشه های بدجنسانه کشیدی، نابجا کردی که قدم بر صحنه گذاشتی میپرسم از همانان این است رسم جنگ؟ با چه جرعت بر چه علت؟ یک قدرت وقتی از قدرت پیش رویش میترسد بارز است که به حذف و نابود کردن آن قدرت اقدام میکند غافل از اینکه آنچه پیش روی اوست نیز یک قدرت است بار دیگر در خاک ایران لاله کاشته شد اما این بار این لاله ها به همراه درخت عظیم الشان چنار و زیر سایه بی کران وی آرام گرفتند و درختانِ میوه ای که در زیر سایه عظیم این چنار رشد میکردند اکنون آتش آفتاب سوزناک را میبینند خیره خیره می گویند از عظمت چنار بود که ما نمی سوختیم، باشد که این آتش مارا پخته تر کند و از این به بعد بجای میوه های الوان خشک برگی عریان و مملوء از کین نصیب و نثارتان کنیم روحشان شاد یادشان گرامی؛ دلم میخواهد به زبان مادریم بگویم: که ای آلچاق یرینی یوردونو کولکلر آلسین دیرسیز جانین سویوخ توپراقا قالسین "شعر" کلیات جهان زیادی عیان نیست؟ و لاکن تاسف، توان بیان نیست که گاهی زبان نیست و گاهی امان نیست کسی هست‌ که پرسد چه کاریست؟ که خون بی خیالانه جاریست بر چه چرخی جهان زود بایست که ابر بر لاله هایش گریست بگویید به آنها بدانند که جان ها بر ایران فداییست. --------------------- 📆1405.01.17 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
📸 I حضور معاون سیاسی استانداری اردبیل با هیات همراه در موکب همدلی دانشگاه محقق اردبیلی --------------------- 📆1405.01.17 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
🍂پویش هردانشگاهی یک رسانه 《به نام خدا》 سلما علیلو رشته جامعه شناسی دانشجوی دانشگاه محقق اردبیلی جنگ در آخر زمستان زمستان همیشه فصل خاموشی و درنگ است؛ فصلی که طبیعت به خواب می‌رود تا دوباره از نو متولد شود. اما زمستانِ این سال‌، برای ما دانشجوها و برای ایران، آرامش ندارد. انگار سرمای هوا با سرمای دل‌ها یکی شده. هر خبر از حمله، از تنش، ذهنم را سنگین‌تر می‌کند. نمی‌توان بی‌تفاوت ماند وقتی جوانانی هم‌سن و سال خودم درگیر جنگ‌اند، یا وقتی آینده‌ای که برایش درس می‌خوانیم، پشت دود و اضطراب پنهان شده. این شرایط برای همه ما سخت است از دست دادن رهبر بزرگ وار و گران قدرمان که سوگ بزرگی بر دل تک تک مردمان این مرز و بوم گذاشت اما این پایان راه نبود ما ایثار را، ایستادگی را، از رهبر انقلاب آموختیم تا در برابر سختی ها مقاومت کنیم نباید اجازه دهیم که جنگ برای ما تله ذهنی ایجاد کند نباید از خون بچه های بی گناه بگذریم. اما چندین تحلیل باید راجب این جنگ نوشت؛ در نگاه انسانی: جنگ چیزی فراتر از خبرهای نظامی و نقشه‌های سیاسی است. جنگ یعنی بریدن ریشه‌های عادیِ زندگی: صدای خنده‌ها کم می‌شوند، برنامه‌های آینده گم می‌شوند، امنیت روانی از جامعه می‌رود. حتی کسانی که در خط مقدم نیستند، درگیر ترس جمعی‌اند. در مترو، در دانشگاه، در پیام‌های خانواده، نوعی خستگی و بی‌اعتمادی موج می‌زند. این خستگی، یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای جنگ است؛ چون نه با سلاح قابل دفاع است و نه با تبلیغات قابل اصلاح.اما مردم این سرزمین ترسی از جنگ ندارند شجاعانه در راه وطن جان می‌دهند تا خاک دست دشمن ندهند. تحلیل اجتماعی این وضعیت نشان می‌دهد که جنگ‌ها در عصر ما فقط در مرزها اتفاق نمی‌افتند؛ بلکه به زندگی روزمره مردم هم نفوذ کرده‌اند. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و حتی دانشگاه، میدان نبردی نرم میان امید و واقعیت شده‌اند. در چنین شرایطی نقش نسل جوان و دانشجو حیاتی است. ما نه فرمانده‌ایم، نه سیاست‌گذار، ولی «دیدگاه» داریم. دیدگاهی که اگر پرورش پیدا کند، می‌تواند صدای عقل باشد میان هیاهوی خشم. از نظر سیاسی، هر جنگی نتیجه ترکیب تصمیمات اقتصادی، امنیتی و رقابت‌های جهانی است؛ اما از نظر انسانی، همیشه بهایی دارد که باید پرداخته شود اما این را فراموش نکنیم که ما جنگ را شروع نکردیم ما فقط دفاع می‌کنیم از وجب به وجب این خاکی که از خون شهدای هشت سال دفاع مقدس از خون شهدای مدافعان حرم از خون شهدای جنگ رمضان و از خون شهدای نخبگان ساخته شده. درسی که تاریخ به ما داده این است که صلح پایدار هیچ‌وقت از دل خشونت بیرون نمی‌آید. اگر بخواهم به عنوان دانشجو حرف آخر را بزنم، می‌گویم: جنگ برای ما فقط واقعیتی بیرونی نیست، بلکه آزمونی درونی است. آزمون اینکه چقدر می‌توانیم فکرمان را پاک نگه داریم و امید را فراموش نکنیم. آخر زمستان، شاید پایان سرما نباشد، اما می‌تواند آغاز اندیشیدن به گرم‌ترین مفهوم انسانی باشد: صلح و اما صلح با چه کسی این دشمنان به دنبال صلح یا انسانیت نیستند آن‌ها دنبال این خاک هستند به دنبال نابودی کودکان و آیندگان این سر زمین اما باید بدانند که افکار آن‌ها به کل اشتباه هست و نمی‌توانند این خاک را از ما بگیرند. --------------------- 📆1405.01.18 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
🍂پویش هردانشگاهی یک رسانه بسم ربِّ الشهدا و صدیقین و یکتای مخلوقات خالق همه ما. باسلام ✍️دل نوشته:خانم مریم عیسی زاده دانشجوی مهندسی فضای سبز دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی محقق اردبیلی. 🗓 ۱۶ فروردین ماه روز یکشنبه سال۱۴۰۵ درساعت ۲۳:۰۰. 🗒عنوان:لاله‌های بیدار این سرزمین🌷 در این سرزمین، خونِ بی‌گناهان بی‌صدا روی خاک نمی‌ریزد؛ هر قطره‌اش به لاله‌ای سرخ بدل می‌شود که از دلِ درد قد می‌کشد و می‌ماند. کودکان، زنان، هنرمندان، خوانندگان و خبرنگارانِ بی‌گناه همه در حافظه‌ی این خاک نامی جاودانه دارند؛ نام‌هایی که با ظلم خاموش نمی‌شوند و با هیچ تاریکی از یاد نمی‌روند. وطنِ ما سرشار از لاله‌هایی است که از هشت سال دفاع مقدس تا امروز در جانِ این سرزمین ریشه دوانده‌اند. ما جوانانِ این وطنیم؛نسلِ غیرت، نسلِ ایستادگی،نسلِ بیداری در برابرِ هر آن‌چه بخواهد چراغِ این خاک را خاموش کند. پرچمِ سه‌رنگِ ما نه فقط بر بلندای آسمان، که بر زبان و دلِ مردم همیشه زنده است؛و فریادِ«الله‌اکبر» از کوچه‌های این سرزمین تا بلندترین شب‌ها پراکنده می‌شود. این ملت در دلِ تاریکی مثل ققنوس از خاکسترِ درد برمی‌خیزد، و هر شب در میانه‌ی سیاهی شعله‌ای تازه از امید روشن می‌کند. ما فرزندانِ خون و خاک فریادِ بیداری را از یاد نمی‌بریم؛ و باور داریم هیچ زخمِ عمیقی بی‌پاسخ نمی‌ماند. این خاک با خونِ پرپرشدگانش سرافرازتر می‌شود،و این مردم با ایمان،با غیرت،با ایستادگی راه خود را ادامه می‌دهند. 🤲اجرکم عنداللّه --------------------- 📆1405.01.18 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
شیرین1405.pdf
حجم: 43.9K
🍂پویش هردانشگاهی یک رسانه بنام حضرت دوست،که هرچه داریم از اوست نام داستان:شیرین ✍نویسنده:فاطمه شیرین پرستار شیرین دختر بچه ی معلول)فلج( و بی زبان که با مادرش که پرستار هست شیرین مثل هر روز پشت پنجره منتظر آمدن مادرش به خانه است اما.... --------------------- 📆1405.01.18 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad
💠 پویش هر دانشگاهی یک رسانه ✅ ویژه اساتید، کارمندان و دانشجويان دانشگاه محقق اردبیلی 📍بامحوریت: جنگ تحمیلی سوم،از جنبه های سیاسی،دینی،روانشناسی، اقتصادی و..... 🔸فایل متنی،ویدیو،عکس نوشته یا صوتی تخصصی خود را در پیام رسان ایتا به آیدی khodapanah58@ ارسال نمایید. --------------------- 📆1405.01.18 💻پایگاه اطلاع رسانی و ارتباطات دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه محقق اردبیلی ▶️ @uma_nahad