eitaa logo
-no fixed from
273 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
جایی که هیچ چیز ثابت نمیماند . https://eitaa.com/joinchat/3649963756Cf75bfd8ac2
مشاهده در ایتا
دانلود
ادمین کار بلد میخوام . خز و نوب و فونتی نیاد ریپ میکنم . پرایوتم : @Pv_MeHRy چنل : https://eitaa.com/joinchat/3649963756Cf75bfd8ac2
هدایت شده از بدم میاد از ؟ .
بدم میاد ؟! متنفرم از هرکسی که به نینی‌م نزدیک بشه .
پاک نشه .
188.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت بیاین پیوی سه تا شهر بگین بگم شهرتون کدومه . اشتباه گفتم مجازات کن . هر مجازاتیو انجام نمیدم . من : @Pv_AMlRe ما : https://eitaa.com/joinchat/3649963756Cf75bfd8ac2
هدایت شده از '𝑽𝒊𝒚𝒂𝒏 | وٖیآن'
987.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درود ممبرا . جمله[ از وقتی که ... ] رو به دلخواه ادامه بدین بزارم چنل:)✨ ID, @MAhdiS_Nm1 - گپ اگه ریپی. Ch, https://eitaa.com/joinchat/3461154478Cd84bb382cf چنل جوین باش!.
دوتا رمان خفن با ژانر : درام بسیار عاشقانه ، غمگین❤️‍🩹 اگه این ژانر هارو دوستداری بیا..💔 ^8ساعت پس از انتخاب^ . تازه کلاهه لباسشم انداخته بود و قیافش تو اون تاریکیه گم شده بود ، در صورتی که نیکوان اصن لباس کلاه دار نداشت فقط آره یه چند تا داشت اما این جوری نبود فرق داشت ، کلم و از بغلش جدا کردم و بالا آوردم تا ببینم طرف و . آره اون نیکوان نبود ، اون بیشتر شبیهه آرکان بود ، ترسیده بودم این اینجا چیکار میکرد؟؟ از بغلش جدا نشدم ، میدونی چرا چون وقتی بترسم هول بشم ، یا ... هرچیزی شبیهه این ، من دیگه نمیتونم حرکت کنم نه اینکه انگار فلج بشم ، اینکه نمیتونم کمی تکون بخورم از سره جام ، همونطور که من داشتم کسی که شبیهه آرکان بود و میدیدم اون هم زل زده بود به من و نگاهم میکرد . کم کم بغض کردم و اشک تو چشام جمع شد که همونموقع آروم من و دوباره تو بغلش کشید دوباره بدون حرکت بودم ، فقط من و داشت بغل میکرد و هردفعه یکم محکمتر بغلم میکرد ، دستایه من دورش بود ، خواستم بکشم کنار اما نزاشت ، دستام و سفت گرفت و محکم با دستام خودش و بغل میکرد و منم محکمتر بغل میکرد ، کم کم اشکام داشتن میریختن، ♡♡♡♡♡ اعتراف، کن، عاشقمی حتی به اجّبآر ♧ 1 آرین : ... ... نیلا توو خودتت خودت و به این روز و وضع کشوندی! با بغض تازه ای گفتم : بزار برم پیشه خانوادم ، خونه خودمون ، خودم..! آرین : دِ مثه اینکه نمیفهمی هاا ، احمقق من تورو گرفتمت از دسته اون کثافتا نجاتت ندادم که حالا پس بدمت به خانوادت! فهمیدی! پس این فکر و از سر و گوش و نمیدونم خیالاتت بنداز بیرونن ! https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ❤️‍🩹💔
https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ویدئو هاش🛐 زیبا بمونی پیشمون🌪 اینجا از هرچیزی وجود داره : داستان وَ یا رمان میزاریم ^ خبر فوتبالی^ویدیو کلیپ^ متن انگیزشی^ وَ... ^ بودنت باعث افتخاره ناز🩶 افتتاح : 21-5-1405🤍 " بیست و یکِ ، پنجم، مرداد،چهارشنبه،1405🖤 رمان هاش دله همرو بردهه...🫠
https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 سلام و درود.دوباره اومدیم اینبار زیباتر ... بمونی پیشمون باعث افتخارمه ناز ، با وجودت کانالمون رو ببریم بالا ریپ،در شأن شما نیست.به اکانتم نیاز دارم🫀
https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ویدئو هاش🛐 زیبا بمونی پیشمون🌪 اینجا از هرچیزی وجود داره : داستان وَ یا رمان میزاریم ^ خبر فوتبالی^ویدیو کلیپ^ متن انگیزشی^ وَ... ^ بودنت باعث افتخاره ناز🩶 افتتاح : 21-5-1405🤍 " بیست و یکِ ، پنجم، مرداد،چهارشنبه،1405🖤 رمان هاش دله همرو بردهه...🫠
دوتا رمان خفن با ژانر : درام بسیار عاشقانه ، غمگین❤️‍🩹 اگه این ژانر هارو دوستداری بیا..💔 ^8ساعت پس از انتخاب^ . تازه کلاهه لباسشم انداخته بود و قیافش تو اون تاریکیه گم شده بود ، در صورتی که نیکوان اصن لباس کلاه دار نداشت فقط آره یه چند تا داشت اما این جوری نبود فرق داشت ، کلم و از بغلش جدا کردم و بالا آوردم تا ببینم طرف و . آره اون نیکوان نبود ، اون بیشتر شبیهه آرکان بود ، ترسیده بودم این اینجا چیکار میکرد؟؟ از بغلش جدا نشدم ، میدونی چرا چون وقتی بترسم هول بشم ، یا ... هرچیزی شبیهه این ، من دیگه نمیتونم حرکت کنم نه اینکه انگار فلج بشم ، اینکه نمیتونم کمی تکون بخورم از سره جام ، همونطور که من داشتم کسی که شبیهه آرکان بود و میدیدم اون هم زل زده بود به من و نگاهم میکرد . کم کم بغض کردم و اشک تو چشام جمع شد که همونموقع آروم من و دوباره تو بغلش کشید دوباره بدون حرکت بودم ، فقط من و داشت بغل میکرد و هردفعه یکم محکمتر بغلم میکرد ، دستایه من دورش بود ، خواستم بکشم کنار اما نزاشت ، دستام و سفت گرفت و محکم با دستام خودش و بغل میکرد و منم محکمتر بغل میکرد ، کم کم اشکام داشتن میریختن، ♡♡♡♡♡ اعتراف، کن، عاشقمی حتی به اجّبآر ♧ 1 آرین : ... ... نیلا توو خودتت خودت و به این روز و وضع کشوندی! با بغض تازه ای گفتم : بزار برم پیشه خانوادم ، خونه خودمون ، خودم..! آرین : دِ مثه اینکه نمیفهمی هاا ، احمقق من تورو گرفتمت از دسته اون کثافتا نجاتت ندادم که حالا پس بدمت به خانوادت! فهمیدی! پس این فکر و از سر و گوش و نمیدونم خیالاتت بنداز بیرونن ! https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800 ❤️‍🩹💔