هدایت شده از انجمن شاعران مرده
عتیقه فروشی ها حتی بوی قدیم میدن. همچی انگار با یه ملحفه داستان و خاطره پوشیده شده و منتظره اون رو کنار بزنی و داستان هر عتیقه رو گوش کنی. ارزش چیزای قدیمی به قیمت یا قدمتشون نیست، به داستانیه که خیلی وقته دوباره تعریف نشده.
هدایت شده از انجمن شاعران مرده
you know how much you're fucked up when you hear morning birds singing instead of the sound of night crickets.
هدایت شده از 𝖵𝗂𝗏𝖺𝗍
ولی ما با قلبمون بهم قول داده بودیم. با همون انگشتی داستانشو وقتی سادهتر و بچهتر از الان بودیم برات تعریف کردم گفتم پیوند دو نفر با یه نخ قرمز که دور اون انگشته بهم گره خورده انگار احساساتشون باعث درخشیدن اون میشه. خواستهی احمقانهای بود؛ اما امیدوار بودم که بتونم امتداد نور قلبم رو بین دستای تو پیدا کنم.