eitaa logo
𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞
82 دنبال‌کننده
519 عکس
64 ویدیو
1 فایل
نمیدونم...خودت چی فکر میکنی؟ INTP 5w4 ناشناس اول: https://abzarek.ir/service-p/msg/3521695 ناشناس دوم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hkn0vy&btn=Unique.is.listening! تقدیمی ها و ناشناس ها: https://eitaa.com/uniqueforyou
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
فکت شماره پنج: تا جای ممکن سعی میکنم فیلم هارو از طریق سایت های پالایش شده تماشا کنم ولی در صورتی که نسخه‌ی پالایش شده وجود نداشت یا دسترسی بهشون سخت بود، نسخه‌ی کامل رو میبینم ولی صحنه هارو میزنم جلو.
هدایت شده از 𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
کز به پشتی صندلی‌اش تکیه داد. «آسون‌ترین راه برای دزدیدن کیف یه نفر چیه؟» اینژ گفت: «خنجرو بذاری رو گلوش؟» جسپر گفت: «تفنگو بذاری پشت گردنش؟» نینا گفت: «زهر بریزی تو فنجونش؟» ماتیاس حیرت‌زده گفت: «عجب آدمای مزخرفی هستین!» کز چشم‌هایش را به سمت آسمان چرخاند. «آسون‌ترین راه واسه اینکه کیف یکی رو کف بری اینه که بهش بگی خیال داری ساعتشو بدزدی. اینجوری حواسشو متوجه چیزی می‌کنی که خودت می‌خوای.» 『شش کلاغ | Six of Crows』 — — — — —
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده در حال پخت و پز کردن ایده ها و جلو بردن داستان ها در ذهنم و جواب دادن پیام های پیوی ها با موضوعات جالب در حالی که خسته تر از آنم بیش از چهل تا هسته ی آلوچه توی دهنم رو ببرم بندازم داخل سطل تا بتونم آب بخورم:
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
سر به سر روباه ها نذارید. وگرنه بیچاره خواهید شد.
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
فکت شماره شش: مودبانه صحبت کردن و احترام جایگاه خیلی مهم و ویژه‌ای پیش من داره به حدی که اگه حتی مشغول حرف زدن با دشمن خونیم‌ باشم جوانبش رو رعایت می‌کنم چون این شخصیت واقعی منه ولی از چیزی بیشتر از این بیزار نیستم که مخاطب مقابلم احساس کنه این احترام یعنی صمیمیت و فراموش کردن مسائل حل نشده‌‌ی قبلی و اینکه به اسم ضعف برداشت کنه و خودش رو دست بالا بگیره که کار به جایی برسه که احساس کنه فرد خیلی خاصیه چون فقط شخصیت واقعی خودش رو نشون داده. متاسفانه سر این موضوع بار ها چوب خوردم که طرف حتی به خودش هم افتخار می‌کنه که چه طور تونسته توی بحث برنده بشه با توهین و قضاوت و من فقط افسوس می‌خورم برای اون فرد و ذهنم به این سمت پیشروی می‌کنه که شاید اگه مثل خودش رفتار می‌کردم نتیجه بخش بود؟
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
دانه های زهر آلود را به دست باد می‌سپارم بگذار درخت زهر آلود در درونم آغاز به رشد کند شاخه هایش رگ هایم را از هم بشکافد بگذار اندوه و غم تو در من جریان یابد بگذار شهد تو در من جاری شود تا با تلخی‌ام مخلوط شود خون دوست و زمزمه گر زهر، خون و گوشتم را از من بگیر ای درخت زهر آلود زیبا، اجازه بده قدرتت در من رشد کند بگذار اندوهت در من جریان یابد و غم تو در من جاری شود خون و استخوانم را از من بگیر و همه‌ی وجودم را تسخیر کن گل ها و شکوفه‌هایت را در عمق وجودم بکار و ریشه کن حداقل هنوز همراهی دارم، تو هنوز درون من هستی در درونم، ای درخت زهرآلود غمگین زیبای من عشقم را در درونت مهر و موم می‌کنم بگذار غم تو در من جاری شود و جریان یابد من را به یک درخت زهرآلود زیبا تبدیل کن سایه‌ام را از بین ببرد و شاخه هایم را سخت و محکم کن برگ‌هایم را شکوفه بده و پخش کن و زندگی تازه‌ای در تاریکی به من بده باعث شو احساس کنم چیزی قدرتمند هستم که در درونم عمیق در حال رشد و شکوفایی است من را به یک درخت زهرآلود زیبا تبدیل کن