eitaa logo
𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 🇮🇷
82 دنبال‌کننده
508 عکس
64 ویدیو
1 فایل
نمیدونم...خودت چی فکر میکنی؟ INTP 5w4 ناشناس اول: https://abzarek.ir/service-p/msg/3521695 ناشناس دوم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hkn0vy&btn=Unique.is.listening! تقدیمی ها و ناشناس ها: https://eitaa.com/uniqueforyou
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
اگه دیدی حتی کارای ساده رو با عجله، احساس فشار یا استرس انجام میدی احتمالاً سیستم عصبیت هنوز یاد نگرفته احساس امنیت کنه. اینجور وقت‌ها اولین قدم از «آروم کردن بدن» شروع میشه،نه از قانع کردن ذهن! پس آگاهانه تمرین کن: -متوجهش شو -نفس خیلی عمیق بکش -آروم حرکت کن. اینطوری بدنت یاد می‌گیره «کمتر واکنش نشون بده.»میدونم توی شرایط خوبی نیستیم ولی به خودتون کمک‌کنید .
یکباره دریافتم که برایم هیچ فرقی نمی کند که جهان وجود داشته باشد یا این که هیچ چیز نباشد. تمام وجودم فریاد میزد که هیچ چیز در من وجود نخواهد داشت. سپس ناگهان خشمم نسبت به مردم فروکش کرد و تقریباً دیگر متوجه حضورشان نمی شدم. رویایِ آدمِ مضحک| فئودور داستایفسکی.
با اینکه دیگر هیچ چیز برایم مهم نبود، هنوز هم درد را حس می‌کردم. مثلاً اگر کسی به من ضربه می زد، دردش را می فهمیدم. از نظر اخلاقی هم همینطور بود. اگر اتفاق به شدت غم انگیزی می افتاد، باز هم احساس ترحم می کردم، درست مثل وقتی که زندگی هنوز برایم مهم بود. رویایِ آدمِ مضحک| فئودور داستایفسکی.
چنان گریستم که هرگز در تمام عمر نگریسته بودم. در میان گریه گفتم:« آن ها نمی گذارند... نمی توانم آدم خوبی باشم.» یادداشت های زیرزمینی | فئودور داستایفسکی.
آگاهیِ بسیار، نوعی بیماری است... یک بیماری واقعی. یادداشت های زیرزمینی | فئودور داستایفسکی.
خب...راستش نمی‌خواستم جایی به اشتراک بذارم شعرامو اما... احساس میکنم دارن تو نوت گوشیم خاک میخورن.
اینک که از آن شهر پر از همهمه دورم وز ملت بدکینه و بد کیش ملولم با گوشه به این دیده ی خونین نتوان گفت کز دوری یاران قسم خورده صبورم...
ما همیشه در حال گم کردنیم. گم کردن اشیاء، گم کردن آدما، گم کردن احساسات، گم کردن تاریخ، گم کردن خاطرات، گم کردن روابط، گم کردن خودمون... پس ما همیشه در حال گشتن هم هستیم. ولی بعضی از این چیزا قرار نیست پیدا بشن...قراره از دست برن. و پذیرفتن این موضوع، قدرت میخواد. چرا همیشه در حال گشتن هم هستیم؟ با اینکه میدونیم بعضی چیز ها رو خیلی وقته که از دست دادیم؟ جوابش سادست..."چون دوست نداریم چیزی رو از دست بدیم"... اونقدری که از دست دادن ناراحتمون می‌کنه، به دست آوردن شادمون نمیکنه‌... اولین دلیلش اینه: به طور غریزی دنبال بقا هستیم. یعنی سعی میکنیم در هر صورت زیان نبینیم‌... دومین دلیلش اینه: چیزهایی که داریم رو، بخشی از هویتمون می‌دونیم... و اگه از دستش بدیم انگار بخشی از خودمون رو از دست دادیم... "اگه بدونیم چیزی کاملاً از دست رفته، ممکنه که بازم دنبالش بگردیم؟" شاید...میپرسی چرا؟ چون ذهنمون میخواد این ناپیوستگی که با از دست دادن ایجاد شده رو پر کنه...هر از دست دادنی، یادآور ناپایداری جهان به ماست...و بزرگترین رنج انسان هم همینه... ناپایداری... من دوست دارم کتونیام مثل روز اول نو بمونه! میمونه...؟
𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 🇮🇷
اینک که از آن شهر پر از همهمه دورم وز ملت بدکینه و بد کیش ملولم با گوشه به این دیده ی خونین نتوان گف
سایه های درهم... کوچه های تاریک... میشود بفرمایید؟ تا چراغی روشن از دو چشم خورشید، بر جهان بیارایند؟ روح باران مرده، لاله ها پژمرده... میشود گهگاهی، تندر و طوفانی... ابر غافل شده را، سخت ببارانند؟ خواب ماه آشفته، چشم آهو خفته... میشود امشب را کرم های شبتاب... در نبود مهتاب... پرتویی بیفشانند؟
هدایت شده از Tsukino...:)
یه نقاشی نسبتا قدیمی..؟ آنجلا و آنجلوس و ماریوس👽..
هدایت شده از Tsukino...:)
اینم که از اول شب مونده بود..‹:
هدایت شده از ‌یتیم خونه رهان-
اون گوشه ی بالا واقعا داره با روح و روانم بازی میکنه😭