eitaa logo
کانال ܝ‌وܢܚ݅ܝ̇ߺܭَـــܝ‌ܨ و ܢ̣صــــیܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ
1.1هزار دنبال‌کننده
40.3هزار عکس
30.8هزار ویدیو
258 فایل
🌴عرصه ی جنگ نرم، بصیرتی عمارگونه و استقامتی مالک اشتر وار می طلبد. امام خامنه ای 🍒 🌴 قرارگاه بسوی ظهور 🌷یک لشکر سایبری آتش به اختیار 🌷میباشد. #کانال_روشنگری_و_بصیرت☫ 🇮🇷 #قرارگاه_بسوی_ظهور 🆔 @uphjnv @Sydmusavi @cyber_2017
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷🔹بسم الله الرحمن الرحیم🔹🔷
🔷👈 تحلیل حماسی : تفسیر حماسی‌ : پیش فرض این‌ دیدگاه‌ این است که‌؛ در شرایط خاصی‌ که‌ امام‌ حسین‌ (ع‌) پس‌ از معاویه ‌در آن قرار داشت‌، جامعه‌ نیازمند حماسه‌ای‌ خونین‌ و شهادتی‌ هدفمند بود تا حیات ‌اجتماعی‌ و دینی‌ اسلام‌ تأمین‌ شود.
این دیدگاه‌ نظریه‌ی‌ ماورایی‌ را تحت‌ تأثیر روح‌ صوفیانه‌ و بینش‌ مسیحی‌ می داند و با نظریه‌ی‌ سیاسی‌ ـ انقلابی‌ نیز موافق‌ نیست‌؛ چون‌ به نظر آنان، این نظریه‌، نهضت‌ کربلا را یک‌ نهضت‌ شکست‌ خورده‌ چون‌ نبرد احُد می‌داند. با اینکه‌ نظریه‌ سیاسی‌ – انقلابی‌ یک‌ایده‌آل‌ است‌، ولی‌ واقعیت‌ خارجی‌ با آن‌ سازگار نیست‌. [۶۵] مگر ممکن‌ است‌ شخصی‌ در قلب‌ حکومت‌ بنی‌ امیه‌ زندگی‌ کند و علناً با خانواده‌ و کاروان‌، رسمی‌ و آشکار در مقابل‌ حکومت‌ بایستد. امام اگر می‌خواست‌ قیام‌ کند، باید اعلام ‌نمی‌کرد و مخفیانه‌ چنین‌ اقدامی‌ می‌کرد. [۶۶]
این نظریه که در سالهای اخیر با نظریه های قبلی، در تعارض قرار گرفته است، در ضمن پاسخ به منتقد خود، می گوید: ما در اسلام هدفی به معنای شهادت و کشته شدن نداریم، بلکه آنچه هدف است، امر به معروف و نهی از منکر و قیام و مبارزه با ظلم است و اگر در این راه به شهادت رسیدیم، خود یک پیروزی است.
در هرحال‌ این دیدگاه معتقد است که ‌نظریه‌ی‌ «حماسه» و «شهادت‌»، نظریه‌ای‌ است‌ برتر و موجه‌تر، که‌ تازه‌ بعد از شکست ‌مجاهد، جلوه‌ می‌کند و کارساز می‌شود. [۶۷] حسین‌ (ع‌) برای‌ شهادت قیام‌ کرد، نه ‌برای‌ مبارزه‌ با حکومت‌. او می‌خواست‌ خود را فدای‌ امت‌ و محبّان‌ اهل‌ بیت‌ کند. ماهرانه‌ترین‌ حیله‌ را به‌ کار گرفته‌اند، که‌ با حفظ عظمت‌ و جلالت‌ حسین‌(ع)، شهادت ‌او را پوچ‌ کنند و آن‌ را خالی‌ و بی‌ محتوا سازد و…هیچ‼️ آنان‌ در عین‌ اینکه ‌جلادان‌ حسین‌(ع) را مطابق‌ مشیت‌ الهی‌ تبرئه‌ می‌کردند، همه‌ی‌ جباران‌ یزیدی‌ و بیعت‌ گیرهای‌ معاویه‌ای‌ را برای‌ همیشه‌ از خطر عاشورا و خاطره‌ی‌ امام ‌مصون‌ می‌سازند، تا جهت‌ شهادت‌ را نه‌ برای‌ مقابله‌ با قدرت‌های‌ جور و غاصب‌، بلکه‌ به‌ سوی‌ هیچ‌ و علیه‌ هیچ‌ منحرف‌ سازند. [۶۸]
هنگامی‌که‌ امام‌ در مقابل‌ دو نتوانستن‌ گرفتار شده‌ است‌ و همه‌ چیز دارد ریشه‌ کن‌ می‌شود، نه‌ می‌تواند قیام‌ کند و نه‌ می‌تواند سکوت‌ کند و خاموش‌بنشیند [۶۹] ، پس‌ چه‌ باید کرد⁉️ و اما حسین‌(ع) در تنهایی‌ و عجز، بی‌ سلاح‌ و بی‌ همراه‌ نیز «حسین‌(ع)» است‌. با این حال آیا باز هم‌ وظیفه‌ دارد که‌ بجنگد⁉️ «حسین‌ بودن‌» او را به‌ نبرد با «یزید بودن‌» می‌خواند. همه‌ی‌ متولیان‌ عقل‌ و دین‌، نصیحتگران‌ شرع‌ و عرف‌ و مصلحت‌ پرستان‌ صلاح‌ و منطق‌ همه‌ یک‌ صدا می‌گویند: نه❗️ و حسین‌(ع) می‌گوید: آری❗️[۷۰]
حسین‌ بن‌ علی‌(ع‌) یک‌ پارچه‌ حماسه‌، و پرخاشگری‌ و اعتراض‌ و انتقاد است‌. گویی‌ از دهانش‌ آتش‌ می‌بارد و بهیچ‌ وجه‌ حاضر به‌ زیر بار زور رفتن‌ نیست‌. [۷۱] حسین‌(ع) آموخت‌ که‌ «مرگ‌ سیاه‌» سرنوشت‌ شوم‌ مردم‌ِ زبونی‌ است‌، که‌ به‌ هر ننگی‌ تن‌ می‌دهند تا «زنده‌» بمانند؛ کسانیکه‌ گستاخی‌ آن‌ را ندارند که‌«شهادت‌» را انتخاب‌ کنند، «مرگ‌» آنان‌ را انتخاب‌ خواهد کرد. [۷۲]
شهادت‌ در فرهنگ‌ ما یک‌ درجه‌ است‌، وسیله‌ نیست‌، خود، هدف‌ است‌، اصالت‌ است‌، در همه‌ی‌ قرن‌ها و عصرها. هنگامیکه‌ پیروان‌ یک‌ ایمانی‌، یک ‌اعتقادی‌ قدرت‌ دارند، با جهاد، عزتشان‌ و حیاتشان‌ را تضمین‌ می‌کنند، ولی‌ وقتیکه‌ به‌ ضعف‌ دچار شدند و همه‌ امکانات‌ مبارزه‌ را از آنان‌ گرفتند، با شهادت‌، حیات‌ و حرکت‌ و زندگی‌ و ایمان‌ و عزت‌ و آینده‌ و تاریخ‌ خودشان‌ را تضمین‌می‌کنند؛ که‌ شهادت‌ دعوتی‌ است‌، به‌ همه‌ی‌ عصرها و به‌ همه‌ی‌ نسل‌ها، که‌: 👈 اگر می‌توانی‌ بمیران‌❗️و اگر نمی‌توانی‌ بمیر❗️ [۷۳]
تفسیر فقهی‌ – کلامی‌ : این‌ نگرش‌ به شدت تحت تاثیر اندیشه فقهی و کلامیِ شیعه انقلابی است. بنابر تفسیر فقهی‌ِ فقهاء گذشته‌ چون‌ علامه‌ حلی‌، محقق‌ کرکی‌ و صاحب‌ جواهر، حرکت‌ امام‌ حسین‌(ع‌) یک استثناء در فرهنگ تقیه ای شیعه است، اما در نگرش معاصر فقهی کلامی، حرکت ابی عبدالله الحسین نه‌ یک‌ استثنا، بلکه‌ قاعده‌ و نه‌ یک‌ دستور خصوصی‌ و سری‌ بلکه‌ دستوری‌ مبنایی‌ و درس ‌آموز برای‌ همه نسلهاست. به‌ همین‌ جهت‌، این‌ دیدگاه،‌ نهضت‌ عاشورا را به‌ علل‌ و عوامل‌ مختلفی‌نسبت‌ می‌دهد و وظیفه‌ی‌ شرعی‌ امام‌ را متناسب‌ با آن‌ عوامل‌ مورد بحث‌ و تحلیل‌ قرار می‌دهد و معتقد است‌ که‌ امام‌ در شرایط متفاوت‌، بر اساس‌ تکلیف ‌مناسب‌ با آن‌ شرایط عمل‌ می‌کرده است. [۷۴]
این‌ نگرش‌، بر نگرش‌ اسطوره‌ای‌ و ماورایی‌ خرده‌ می‌گیرد و آن را تحریفی بر حرکت اصیل شیعه دانسته، می‌گوید: دشمن‌ نتوانست‌ در حادثه‌ی‌ کربلا تحریف‌ ایجاد کند؛ هر چه‌ تحریف‌ شده‌ است‌، از ناحیه‌ی‌ دوستان‌ بوده‌ است‌. [۷۵] به‌ عبارتی‌، امام‌ را سه‌ گونه‌ به‌ شهادت‌ رسانیدند: شهادت‌ تن‌ که‌ به‌ دست‌ دشمن‌ انجام‌ شد، شهادت‌ نام‌ و شهادت‌ هدف‌ ؛ که‌ توسط دوستان‌ تحقق‌ یافت‌. [۷۶] آنان تحریف فرهنگ عاشورا یکی‌ از جهت‌ لفظ و قالب‌، و دیگری از جهت‌ معنا و محتوا مورد ارزیابی قرار داده اند. [۷۷] تحریف‌ لفظی‌، نسبت‌ دادن‌ حوادثی‌ به‌ امام ‌است‌، که‌ سندیت‌ تاریخی‌ ندارد و تحریف‌ معنوی‌ِ عاشورا، خود از چندین‌ زاویه انجام شده است‌ : یکی‌ تحریف‌ درهدف‌ امام‌؛ می‌گویند امام‌ شهید شد، تا کفاره‌ی‌ گناه‌ امت‌ باشد. آنان‌ امام‌ را سنگر گنهکاران‌ کرده اند و شرکت‌ بیمه‌ی‌ گناه‌ تأسیس‌ نموده اند. [۷۸]
تحریف‌ دیگر، قائل‌ شدن‌ به‌ این‌ بود که‌ حرکت‌ سید الشهدا(ع‌)، معلول‌ یک‌ دستور خصوصی‌ و محرمانه‌ به‌ نحو قضیه‌ی‌ شخصیه‌ بوده‌ است‌. به‌ امام‌ در خواب‌ یا بیداری‌، دستور خاصی‌ داده‌ می‌شود و او موظف‌ است‌ بر طبق‌ آن ‌دستور العمل‌ رفتار کند. این‌ تحریف‌، انحراف‌ فلسفه‌ عزاداری‌ است‌ و مانع‌ سرمشق‌ گرفتن و الگوبرداری‌ از نهضت‌ کربلا است‌، و بزرگترین‌ خیانت‌ قابل‌تصور به فرهنگ شیعه است‌. [۷۹] اصولا هر اندازه‌ در این‌ زمینه‌ خیالبافی‌ بیشتر بشود (از جن‌ و مَلَک‌ و خواب‌ و بیداری‌ و دستورهای‌ خصوصی‌ زیاد گفته‌ شود) این‌ نهضت ‌بی‌مصرف‌تر می‌شود، چون‌ قیام‌ امام‌ حسین(ع)‌ را از حوزه‌ قابل‌ اقتدا و پیروی‌ خارج‌ می‌کند و به‌ اصطلاح‌ از زمین‌ به‌ آسمان‌ می‌برد. [۸۰] این‌ دوستان‌ به‌ دلیل‌ تمایل‌ به ‌اسطوره‌ سازی‌ یا زنده‌ نگه‌ داشتن‌ یاد امام‌ و گریه‌ بر امام‌؛ بدون‌ توجه‌ به‌ فلسفه‌ و هدف‌ مقدس‌ آن‌، از ابزار نامقدس‌ استفاده‌ کردند. [۸۱]