برای اولین بار توی عمرم چشمام لایق دیدن با عظمت ترین صحنه جهان شد !
زمانی که بعد از حدود ۴۰ دقیقه صف ایستادن رسیدم به جایی که از دور تونستم ضریح رو ببینم چشمام بی اختیار شد
نمیدونستم بخاطر چیه؛
بخاطر روضه هایی که توی ذهنم میگذشت؟بخاطر تنهایی خودم؟بخاطر رویایی که بالاخره محقق شده؟یا یا ...
اما حس میکردم الان چشمام فقط موظف بودن به اشک ریختن،علتش مهم نبود
وقتی نزدیک تر شدم و دستم تا چند قدمی لمس کردن ضریح رفت هی تو ذهنم با خودم در حال دعوا و بحث بودم
میگفتم بخاطر دعای مامانه که اینجام؟
بخاطر اشکیه که تو یکی از روضه ها ریختم؟
بخاطر یه لیوان ابی که به پیر زن رو صندلی نشسته هیات دادم؟
بخاطر دعای حضرت معصومست؟
دعای امام رضا؟
نمیدونم نمیدونم نمیدونم..
نمیدونم این حس خوب جواب کدوم کار خوبم بود،کاش میدونستم و هر روز انجامش میدادم :)
رفیق بامعرفت قلبم❤️🩹
بهشت | ۴ شهریور ماه ۱۴۰۳
به این که این روزای کربلا هم تموم میشه و دوباره میره تا سال بعد عمیقا عمیقا عمیقا کل وجودم بغضی میشه.
هدایت شده از -وایه|Vayeh-
مثل اینکه اون لینک مشکل داره
بفرمایید لینک جدید🤍
https://harfeto.timefriend.net/17231282522708
-وایه|Vayeh-
از عکس ها فقط برای پروفایل میتونید استفاده کنید؛ اگه برای استوری یا محتوای کانال هاتون میخواین حتما
من خواهرمم اگه بخواد از عکس و نوشته هام توی کانالش استفاده کنه اسم کانالم رو ذکر میکنه،چون میدونه چقدر ارزشمندن و براشون وقت گذاشتم🤍