-وایه|Vayeh-
حقیقتا در لحظهی اول صحبت،حتی بدون اینکه طرف مقابلم جملش رو کامل کنه دروغ رو روی هوا میزنم.اما ذره ا
واقعی نشون دادن خیالات به ادم های دیگه خیلی حقیرانست،خیلی. گاهی فقط به این فکر میکنم چقدر یه فرد میتونه تهی و الکی و پوچ باشه که اینکارو بکنه.
اونجایی که تو داری از توهماتت با برچسب واقعیت برای من تعریف میکنی، من بیشتر از اینکه حواسم به تو و دروغات باشه، دلم برات میسوزه! که چرا؟ مگه تعریف کردن اتفاقات واقعی زندگی خودش چه ایرادی داره که حتما باید یه سناریو خیلی خفنِ ذهنی و دروغین بچینه. خیلی گناه دارن اینجور آدما.
هدایت شده از [ لاجَرم ]
با کسی که اوج سطح سواد اجتماعی و سیاسیش اینه که "پول نداریم؟ پول چاپ کنید خب" بحث کردن فقط از دست دادن سلامت روانه.
پ.ن:فارغ از مدرک آکادمیک.
چند ماهی میشه که ناشناس نداریم.
پس بفرمایید!🎀
https://abzarek.ir/service-p/msg/3050419
-وایه|Vayeh-
چند ماهی میشه که ناشناس نداریم. پس بفرمایید!🎀 https://abzarek.ir/service-p/msg/3050419
تا جایی که بشه توی خود لینک جواب میدم.✨
“شب بیست و سوم.”
چند شب پیش همینجا توی کانال نوشته بودم که قم این چند وقت اب هوایی رو تجربه کرده که نه تنها امسال بلکه سال های پیشم این هوا رو توی این موقع از سال به خودش ندیده بود. امشب دیگه انگاری یه اتمام حجت بود.
هیچ وقت قم به این زودیا بهار نمیشد !
یا لاقل توی هفتهی اول فروردین بارون نمیگرفت. اما بارون امشب به حدی شدت داشت و تقریبا طولانی مدت بارید که خیلی از جوب ها و عابر ها پر اب شده بود. مشخصا اگه با همون شدت ادامه پیدا میکرد اوضاع جالبی نمیشد.
این وسط یه سری صحنه ها عجیب بود.
به بچه ها میگفتم جدی جدی انگار تو دوران ۵۷ داریم زندگی میکنیم. مردم تو گرما و سرما و برف و بارون همیشه توی خیابون بودن و هر کی مشغول یه فعالیت بود.
امشب اون وظیفه ای که روی دوشم بود رو خیلی بیشتر از شب های دیگه احساس کردم،انگاری باید خیلی بیشتر خودمونو نشون بدیم و ثابت کنیم.حالا چه توی سرما چه توی بارون و چه توی گرمای شدید.
جملهی ایرانی جماعت باخت نمیده شاید واسه یه سری ها شده یه جملهی طنز و تمسخر، ولی این شبا تو خیابون با شرایط های مخالف میبینی که عه!نه جدی ایرانی جماعت باخت نمیده..
خوشحالم بابت ایرانی بودنم.
خوشحالم بابتِ جمهوری اسلامیِ ایران..♥️
۳ فروردین ماه ۱۴۰۵ | قم المقدسه