فضای اینستاگرام تا حالا اینقدر برام عجیب نبوده. دونه دونه دارن وصل میشن و همه یا داشتن خودشونو با سرکارشون سرگرم میکردن، یا طلاق گرفتن و یا ازدواج کردن. ما هم اینجوری ایم که وا.
دیدن چت هایی که دو طرفه پاک شدن و چت با اکانت های “حساب کاربری حذف”شده، برای چند ساعتی بهم حس ناامنی و غم میده.
این چند وقت اینقدر همه راجب چنلِ پاک شدهی تلگرامم باهام صحبت کردن که واقعا خودمم دلم تنگ شد. بیشتر از اون دلم برای ویدیو مسیج های چنل پرایوت تنگ شده.
امروز خیلی انسان ناراحتی بودم.
به زمین و زمان و تمام اتفاقاتی که افتاده و نیوفتاده فکر کردم.بابت تک تکشون غصه خوردم.کیلومتر ها پیاده راه رفتم.آهنگ هایی که دوست نداشتم رو پلی کردم.برای اولین بار تجمع نرفتم. و خلاصه امروز به خودم اجازه دادم هر چقدر دلممیخواد ناراحت باشم و غصه بخورم و زندگی باب میلم نباشه.فقط نمیدونم چرا هنوز در برابر گریه کردن مقاومت میکنم.فاطمه تو چی هستی؟تو کی هستی؟ گریه کن زن گریه.
نمیدونم چجوری توضیح بدم اما من یه روز کاملا غمگین رو به یه روز یکم شادی یکم ناراحتی ترجیح میدم. پاسکاری شدن بین حال خوب و بد رو دوست ندارم.