امروز خیلی انسان ناراحتی بودم.
به زمین و زمان و تمام اتفاقاتی که افتاده و نیوفتاده فکر کردم.بابت تک تکشون غصه خوردم.کیلومتر ها پیاده راه رفتم.آهنگ هایی که دوست نداشتم رو پلی کردم.برای اولین بار تجمع نرفتم. و خلاصه امروز به خودم اجازه دادم هر چقدر دلممیخواد ناراحت باشم و غصه بخورم و زندگی باب میلم نباشه.فقط نمیدونم چرا هنوز در برابر گریه کردن مقاومت میکنم.فاطمه تو چی هستی؟تو کی هستی؟ گریه کن زن گریه.
نمیدونم چجوری توضیح بدم اما من یه روز کاملا غمگین رو به یه روز یکم شادی یکم ناراحتی ترجیح میدم. پاسکاری شدن بین حال خوب و بد رو دوست ندارم.