جملهی «اشکال نداره، تجربه شد» عجیب ترین جملهی دنیاست. چون بعد از شنیدنش آدم اینجوری میشه که جدی اشکال نداره یا باید وانمود کنم که اشکال نداره؟ این تجربهای که به دست آوردم ارزششو داشت یا بیخودی بابتش اذیت شدم؟
فکر میکنم تمایل نداشتن به تکرارِ اشتباهِ مورد علاقت، دیگه واقعا بخشی از بزرگسالی باشه.
خدا اون لحظه ست که دلت خالیه اما نمیذاره بشکنی.بغض داری اما یه دفعه آروم میشی.یه نور و امید که یهو میتابه به قلبت، یه کمک غیر منتظره، یه شانس، در واقع اون حضور بی صدا، که همیشه باهاته.
برای من بهترین و ارزشمند ترین ها،همیشه از اینجا اغاز میشه. پس از لوکیشن محبوبم، سلام به روز های ۲۰ سالگی.✨
-۲۷ تیرماه ۱۴۰۵-
شب تولدم وقتی راس ساعت ۱۲ شب پشت سر هم برام نوتیف میاد،متوجه میشم تمام ادم های اصلی زندگیم رو درست انتخاب کردم.