توی دوران جنگ، جوری به خواهرم نزدیکتر شدم و باهم صمیمیتر شدیم که باهم راجب همجنسگرا ها صحبت میکنیم و خواهرم به لطف من فهمید چقدر همجنسگرایان دوست داشتنی و ناز هستن:)
https://eitaa.com/vivat0/7264
اون ی ذره بچه اس این سیو یک سالش شد، بعد خودش میدونست خداروشکر من باعث شدن بهشون علاقمند شه:)
https://eitaa.com/vivat0/7270
دارم به این فکر میکنم چه لذتی داشتی وقتی داشتی براش توضیح میدادی چخبره و اون بیشتر مغزش هنگ میکرده
آرزوی مادر و پدربزرگی که وقتی جوون بودن توی ی بند موسیقی بودن، توی بند آشنا شدن و بهم دل بستن، توی دلم میمونه.