eitaa logo
وَعْدَالله🌹
627 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
2.8هزار ویدیو
27 فایل
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللهِ الَّذِی ضَمِنَهُ... وَعْدا غَيْرَ مَكْذُوبٍ یا صاحب الزمان به ظهورت شتاب کن عالم زدست رفت پای در رکاب کن حاجیه تجلی: @Ekhlas_110
مشاهده در ایتا
دانلود
اجتماع عزداران عاشورایی و کفن پوشان مدافع ولایت در محکومیت گُستاخی ترامپ ملعون با حضور گسترده جهادگران و مردم شهید پرور مشهد . 🔻مکان: عرصه میدان شهدا 🔻زمان: ساعت ۹ صبح روز عاشورا ـــــــــــــــــــــــ 🔊 رسانه ابراهیم واحد رسانه گروه جهادی شهید ابراهیم هادی 🆔️@ebrahimhadi_mashhad
رصد اتفاقات و تحرکات صهیونیست‌ها در چند روز گذشته نشان دهنده نیات محور عبری،عربی و غربی به رهبری رژیم صهیونسیتی در عراق و حمله به امکانات و ترور رهبران مقاومت عراق و زمینه‌سازی برای ورود مجدد داعش از طریق حکومت جولانی در سوریه است تا از این طریق فشار بر ایران را افزایش دهند. 🇾🇪یمن الاسلام🇾🇪 @AKHBARE_YAMAN AkhbareYaman.Com
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسیر تکامل... ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ ... به ما بپیوندید...👇 https://eitaa.com/joinchat/1225917211C1d9ab4863e
یار با صولت حیدر سوی خیبر آمد ای شغالان بگریزید که حیدر آمد بنگر شور و جنون شب عاشورا را یار در خیمه‌گه سید و سرور آمد یارب این سرو که گلزار وطن خرم از اوست نگهش دار کزو باغ معطر آمد گوییا عطر خمینی ست در آفاق جهان چشم یعقوب مرا یوسف دیگر آمد پیر ما دست ابالفضل نگهدارش باد که جوانانه به دلداری لشکر آمد... ✍علی‌ محمد مودب 🔴 👇 @bidariymelat
ای میهن خدایی، صحن امام رضایی ایران ذوالفقار و ایران عاشورایی... ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ ... به ما بپیوندید...👇 https://eitaa.com/joinchat/1225917211C1d9ab4863e
📢 «» بخوان... 📝 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: ملّت ایران عزیز است و عزیز خواهد بود، پیروز است و پیروز خواهد بود به توفیق الهی. و امیدواریم خدای متعال این ملّت را در زیر سایه‌ی الطاف خودش همیشه با عزّت و شرف محفوظ بدارد، درجات امام بزرگوار را عالی کند و حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) را از این ملّت، راضی و خشنود کند و کمک آن بزرگوار، پشتیبان این ملّت باشد. ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ 📥 دریافت نسخه باکیفیت | استوری 🖥 Farsi.Khamenei.ir
ایران همه خیمه حسین است ایران همه لشکر حسین است چون رهبر ما امر کند به محو صهیون پیروزی ما قطعا با رب حسین است 🌹https://eitaa.com/vadallah
❤️‍🩹مقتل امام حسين 🔻امام حسین مدتی به کارزار پرداخت تا اینکه جراحت‌های زیادی بر ایشان وارد شد. امام باقر فرمود: بیش از ۳۲۰ نیشِ نیزه، ضربه‌ی شمشیر و زخم تیر به بدن امام حسین رسید. شمربن‌ذی‌الجوشن سواره‌ها را صدا زد و آن‌ها پشت سر پیاده‌نظام قرار گرفتند و به کمانداران دستور داد تا تیر بیندازند. آن‌ها نیز امام حسین را تیرباران کردند. تیرها در بدن امام مانند تیغ در بدن خارپشت شده بود. 🔻امام حسین دقایقی ایستاد تا استراحت کند، چرا که جنگیدن، توان او را گرفته بود. در همین حال که ایستاده بود، ناگاه ابوالحتوف‌جعفی تیری به سوی ایشان رها کرد و تیر بر پیشانی حضرت نشست. امام تیر را از پیشانی بیرون کشید؛ خون بر صورت و محاسن امام جاری شد. امام حسین عرضه داشت: خدایا تو می‌بینی که من در میان بندگان گنه‌کار تو قرار گرفته‌ام. خدایا! تک‌تک آنان را شماره نما و همه را یکی پس از دیگری نابود کن و احدی از ایشان را باقی نگذار و هرگز ایشان را نیامرز . 🔻پیراهنش را بالا زد تا با آن خون را از صورتش پاک کند که تیر سه‌شعبه‌ی تیز و مسمومی به سوی او آمد و بر قلب ایشان فرو‌رفت. امام حسین فرمود: به یاد خدا و همراه او و معتقد به این رسول خدا هستم. و سر به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: معبود من! تو می‌دانی که اینان کسی را می‌کشند که بر روی زمین، کسی جز او پسر پیامبر نیست. آنگاه تیر را گرفت و از پشت تیر، آن را بیرون کشید؛ خون مانند آب ناودان بیرون می‌ریخت. دستش را زیر زخم گرفت، وقتی پر از خون شد، به آسمان پاشید، حتی یک قطره از آن به زمین برنگشت و (تا آن زمان) هیچ سرخی در آسمان دیده نشده بود؛ تا اینکه امام حسین، خون خود را به آسمان پاشید (و رنگ آسمان به سرخی گرایید.) بار دیگر دست به زیر زخم برد، وقتی پر از خون شد، به سر و محاسن خود مالید و فرمود: می‌خواهم این‌گونه باشم تا با خضابی از خون، جدّم رسول خدا را زیارت کنم. 🔻بار دیگر از نبرد خسته شده بود، ایستاد؛ مالک‌بن‌بُسر به سوی او آمد و به امام حسین ناسزا گفت و ضربه‌ای بر سر ایشان زد. کلاه پشمینه‌ای که بر سر داشت، شکافت و شمشیر به سر رسید و کلاه پر از خون شد. حضرت جای آن، عرق‌چین بر سر گذاشت و به روی آن، عمامه‌ای بست. شمر بر سر اسب‌سواران و پیاده‌نظام‌ها فریاد زد: وای بر شما! در کشتن این مرد، منتظر چه هستید؟ زخم‌ها و تیرها دیگر او را از پای درآورده است. به او حمله کنید! مادرانتان به عزای شما بنشینند! 🔻پس از هر سو به امام حمله کردند. حصین‌بن‌تمیم تیری به دهان امام زد و ابوایوب‌غنوی تیری به گلوی حضرت رها کرد. زرعه‌بن‌شریک به دست راست حضرت ضربه‌ی سنگینی زد و امام حسین نیز ضربه‌ای به زرعه زد و او نقش زمین شد. مرد دیگری بر شانه‌ی مقدس حضرت ضربه‌ی سهمگینی زد و عمروبن‌طلحه از پشت سر، ضربه‌ای سخت بر رگ گردن حضرت فرود آورد. بعد همگی عقب نشستند و مدتی صبر کردند؛ سپس بازگشتند و امام را دوره کردند. 🔻امام حسین، خسته و ناتوان به چپ و راست مایل می‌شد و واژگون می‌گشت. صالح بن‌وهب‌مزنی نیزه‌ای بر پهلوی حضرت فرو برد و امام با گونه‌ی راست از اسب به زمین افتاد. سپس از روی زمین بلند شد. آنگاه سنان‌بن‌انس بر استخوان ترقوه‌ی حضرت نیزه‌ای فرو‌کرد و بیرون آورد و دوباره آن نیزه را در استخوان‌های سینه‌ی حضرت فرو برد و سپس با تیری امام را نشانه گرفت و تیر را به گلوی حضرت نشاند. 🔻امام حسین بر روی خاک افتاد و سپس روی زمین نشست. تیر را از گلو بیرون کشید و با صورت بر زمین خورد. مدتی بی‌حرکت بر زمین افتاده بود. حضرت زینب از خیمه‌ها بیرون آمد و ناله می‌زد: ای وای برادرم! ای وای سرورم! ای وای خانه و زندگی‌ام! ای کاش آسمان بر زمین می‌افتاد و کوه‌ها ذره‌ذره می‌شدند و بر صحرا می‌ریختند. ای عمر بن سعد! اباعبدالله کشته می‌شود و تو ایستاده‌ای و او را نگاه می‌کنی؟ اشک‌های عمر‌بن سعد بر گونه و ریشش سرازیر شد، اما صورت خود را از حضرت زینب برگرداند. هر سربازی که به سوی حضرت می‌رفت و می‌توانست او را به شهادت برساند، بازمی‌گشت، چون بیم داشت که شهادت امام بر دوش او افتد! 🔻عمربن سعد به سربازی که سمت راستش ایستاده‌ بود، فریاد زد: وای بر تو! پیاده شو و به سوی حسین برو و او را راحت کن. پس خولی‌بن‌یزید به سوی امام رفت تا سر از بدنش جدا کند؛ اما به لرزه افتاد. ادامه در پست بعدی...👇
🔻 بعد از او، سنان‌بن انس از اسب پیاده شد و به سوی حضرت آمد. محاسن حضرت را گرفت و شروع به ضربه‌زدن با شمشیر بر گلوی امام کرد و می‌گفت: به خدا سوگند، همانا من سر از تنت جدا می‌کنم، درحالی که می‌دانم تو فرزند رسول خدایی و پدر و مادرت بهترین مردمانند‌. و بعد سر مقدّس حضرت را جدا نمود. 🔻گفته شده است، شمر به سوی امام حسین رفت و آن معلون، بیماری پیسی داشت. با لگد بر سینه‌ی حضرت زد و او را به رو انداخت و از پشت سر، محاسن امام حسین را گرفت، در حالی که امام حسین رمقی در بدن نداشت و از عطش، زبان در دهان می‌چرخاند و مدام آب می‌طلبید. 🔻شمر گفت: ای پسر ابوتراب! آیا این‌گونه نیست که گمان می‌کنی؛ پدرت بر سر حوض کوثر هرکه را بخواهد سیراب می‌کند؟ پس صبر کن تا از دست او آب بنوشی! امام حسین فرمود: الله اکبر! اللہ اکبر! راست گفتند خدا و رسولش. رسول خدا فرمود: گویا به سگی سفید و سیاه می‌نگرم که در خون اهل‌بیت من غوطه‌ور است و تو همان سگ سفید و سیاهی هستی که من در خواب دیدم. شمر خشمگین شد و گفت: مرا به سگ تشبیه می‌کنی؟ 🔻ناگاه بروی سینه‌ امام حسین نشست و محاسن او را به دست گرفت و شروع به بریدن سر کرد. امام حسین خنده‌ای کرد و به او فرمود: مرا می‌کشی و نمی‌دانی که چه کسی هستم؟ شمر گفت: بسیار خوب تو را می‌شناسم! مادرت فاطمه زهرا و پدرت علی مرتضی و جدّت محمد مصطفی است و دشمن تو خدای علی اعلی است...... و این اشعار را می‌خواند: امروز تو را می‌کشم و خود با یقین کاملی که هیچ شکی در آن نیست، آگاهم. دیگر فرصتی برای نه‌گفتن وجود ندارد. و پوشیده نیست که پدرت بهترین سخنوران است........ سر شریف را از تن حضرت جدا کرد که روح همه‌ی عالم به فدای او باد. 🔻حضرت زینب، امام حسین را صدا می‌زد و با ناله‌ای جان‌سوز و دلی شکسته فریاد برمی‌آورد: ای وای رسول خدا! ملائک آسمان بر تو درود می‌فرستند، این حسین توست که در خون خود شناور است. شکایت می‌برم به سوی خدا و محمّد مصطفی و علی مرتضی و حمزه سیدالشهدا! ای وای رسول خدا! این حسین توست که به روی زمین بی‌سایبان افتاده است و کشته‌ی فرزندان زنازاده است. وای بر این اندوه! وای بر این بلا! ادامه در پست بعدی...👇
🔻 وقتی امام حسین بر روی زمین افتاده بود، اسب ایشان به پاسداری آن حضرت روی نمود. اسب ایشان بر سواره‌ها حمله‌ور می‌شد، آن‌ها را از روی زین به زمین می‌انداخت و لگدکوب می‌کرد. این اسب بعد از شهادت امام حسین، خودش را در خون حضرت غلطاند، یال و پیشانی‌اش را به خون حضرت آغشته نمود و به سوی خیمه‌ها آمد. کنار خیمه‌ی بانوان حرم، پای بر زمین می‌کوبید، شیهه می‌کشید و سرش را به زمین می‌زد 🔻خواهران امام حسین، دختران و خانواده‌اش، صدای شیهه‌ی اسب را شنیدند و از خیمه‌ها بیرون دویدند که ناگاه اسب را بی‌راکب دیدند و فهمیدند که امام حسین به شهادت رسیده است. 🔻حضرت ام‌ّ‌کلثوم از خیمه‌ها بیرون آمد و دست بر سرش گذاشت و ناله سرمی‌داد و فریاد می‌زد: ای وای بر رسول خدا! ای وای بر جدّ ما! ای وای بر پیامبر خدا! ای وای بر ابا‌القاسم! ای وای بر علی! ای وای بر جعفر! ای وای بر حمزه! ای وای بر حسن! این حسین است که بی‌سایبان بر زمین افتاده و بر خاک کربلا زمین خورده و از پشت، سر از تنش جدا شده و عمامه و پیراهنش ربوده شده است. این‌ها را گفت و از هوش رفت. 🔻امام صادق فرمود: وقتی که امام حسین به شهادت رسید، ملائکه مدام به درگاه خدا ضجه می‌زدند و می‌گریستند و می‌گفتند: پروردگارا! این حسین است! برگزیده تو و پسر فرستاده‌ی تو! پس خدا در جواب، تمثال حضرت مهدی را به آنان نشان داد و فرمود: با او، انتقام حسین را خواهم گرفت. 🔻بعد از شهادت امام حسین، همان زمان، غباری شدید، تاریک و سیاه، به همراه بادی سرخ در آسمان بلند شد که هیچ‌کس و هیچ‌چیز دیده نمی‌شد. اوضاع به گونه‌ای بود که لشکر دشمن یقین کرد عذاب نازل شده است. 📌 ؛ *(منابع: ابن اعثم کوفی، الفتوح ج ۵ ص ۱۱۹؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبي طالب ج ۴ ص ۱۱۱؛ ابن نماحلی، مثير الأحزان ص ۷۴؛ ابو علی مسکویه رازی، تجارب الأمم ج ۲ ص ۸۰؛ احمد بن جابر بلاذری، أنساب الأشراف ج ٣ ص ۲۰۲؛ احمد بن داود دینوری، الأخبار الطوال ص ۲۵۸؛ اسماعيل بن كثیر، البدايه والنهايه ج ۸ ص ۱۸۷؛ سیدبن طاووس، اللهوف ص ۱۲۱؛ شیخ مفید، الإرشاد ج ۲ ص ۱۱۱؛ عزالدین بن اثیر، الکامل فى التاريخ ج ۴ ص ٧٧؛ علامه مجلسى، بحار الأنوار ج ۴۴ ص ۳۲۱ و ج ۴۵ صفحات ۴۹ و ۵۴ و ۵۹؛ فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری ص ۲۴۹؛ محمد بن ابی طالب، تسليه المجالس وزينه المجالس ج ۲ ص ۳۲۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری ج ۵ ص ۴۵۱)