-
پشت هم شعر نوشتم که بخوانی ؛ خواندی!؟
بغض کردم که ببینی و بمانی ؛ ماندی!؟
به خدا شعرترین شعر منی ؛ میفهمی!؟
هوسانگیزترین حس منی ؛ میفهمی!؟
وادی | ᴠᴀᴅɪ
- پشت هم شعر نوشتم که بخوانی ؛ خواندی!؟ بغض کردم که ببینی و بمانی ؛ ماندی!؟ به خدا شعرترین شعر منی ؛
بغض کردم که ببینی و بمانی ؛ ماندی؟!(:
- گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید ؛
- راستش ، زور منِ خسته به طوفان نرسید . .
آدم بايد متعلق باشه به جايی به محيطی ،
به گوشه ای ،
به رویایی و مهمتر از همه به آدمی.!.
در غير اين صورت معلقه ((:
-
بدترین حالت ممکن وسط بودنه .
یه جایی که نه خوبی و نه بد ؛
یهچیزی هستی بین این دو که نمیتونی تعریفش کنی !
نمیتونی توضیحش بدی ،
نمیتونی بفهمونی که چی به سرت میاد ؛
نه سقوط میکنی نه صعود . .
مثل مورچه ای که افتاده توی ظرف عسل🚶🏻♂!
- اما خب تو نزاشتی فکرم غمارو بغل کنه .
اومدی تیکه های قلبمو جمع کردی و گفتی باید مواظب قلب کوچیکم باشم !(:
چون قلب کوچیکم میتونه خیلی بزرگ دوست داشته باشه ؛
انقد بزرگ که میتونه همهی تنهاییاتو توش جا بده . .
انقد بزرگ که سقف قلبش پر از آرزوهای قشنگ با تو باشه !
میشه بغلت خیلی کوچیک باشه؟!!
و فقط بتونه منو بغل کنه؟!(.