وقتی دوستش داری و نگاش میکنی ؛
سریع لو میری . . .
-
انگار که آهنگی رو روی گوشیت پخش کنی و حواست نباشه ،
و ولومش تا ته باز باشه و تا بیای صداشو کم کنی ؛
همه شنیده باشنش دیگه . . .
- ما اونقدر همش منتظر بودیم ،
که دیگه اصلا یادمون رفته منتظر نبودن چه شکلیه . . !
انتظاری شدیم که یه آدم چسبیده بهش !(:
- دوست داشتنت دریاست ؛
گاه آرام و پر از سکوت . .
گاه طوفانی و پر از هراس !
و من سالهاست دل به دریا زدهام ((:
کاش میشد قلب و مغزمو در بیارم و مثل لباسی که تازه شسته شده بپیچونمش و تموم آبشو بچلونم تا تموم غم و فکرام بریزه رو زمین ؛ بعدش هم بتکونمشون و بذارم سرجاشون. .
- ولی یه چیزی و خیلی خوب میدونم حال من وصل به حال تو !
وقتی ازت حالت و میپرسم و میگی خوبی در صورتی که دروغه ؛
من حسش میکنم چون حال منم همونقدر بده . . .
دوست داشتنت چی بود که یهو افتاد تو زندگیم؟!!
تو دقیقا مثل یه بمب بودی که با اومدنت تو زندگیم منفجر شدی ؛
تنها فرقش اینه با این بمب همه جا قشنگ شده بود !(:
وادی | ᴠᴀᴅɪ
_
- دلبر راستش و بخوای ، میخوام بدونی که ؛
یکی اینجا هست که ،
همیشه منتظر اینه تو چالگونهی سمت چپ صورتت جوونه بزنه..!(:
هراس رفتنت از روز آشنایی بود ! که آشناییات آغاز این جدایی بود ؛ هزار پنجره دلتنگم و نپرس چرا؟! کجا دل من و تو در پی چرایی بود؟! به شانههای تو مدیونم اشکهایم را ؛ به خندههات که تندیس بیریایی بود . به دستهات که پیغمبر نوازش بود ؛ و چشمهات که سرچشمهی رهایی بود ! غمت بزرگتر از قلب کوچکم شدهاست ؛ برای اینهمه غم کاش انتهایی بود . .
- میگویند تو رفتهای ؛
و تمام شده است همه چی . .
اگر رفتهای پس این همه تو!
در میان نوشته هایم چه میکند؟!(: