کاش میشد قلب و مغزمو در بیارم و مثل لباسی که تازه شسته شده بپیچونمش و تموم آبشو بچلونم تا تموم غم و فکرام بریزه رو زمین ؛ بعدش هم بتکونمشون و بذارم سرجاشون. .
- ولی یه چیزی و خیلی خوب میدونم حال من وصل به حال تو !
وقتی ازت حالت و میپرسم و میگی خوبی در صورتی که دروغه ؛
من حسش میکنم چون حال منم همونقدر بده . . .
دوست داشتنت چی بود که یهو افتاد تو زندگیم؟!!
تو دقیقا مثل یه بمب بودی که با اومدنت تو زندگیم منفجر شدی ؛
تنها فرقش اینه با این بمب همه جا قشنگ شده بود !(:
وادی | ᴠᴀᴅɪ
_
- دلبر راستش و بخوای ، میخوام بدونی که ؛
یکی اینجا هست که ،
همیشه منتظر اینه تو چالگونهی سمت چپ صورتت جوونه بزنه..!(:
هراس رفتنت از روز آشنایی بود ! که آشناییات آغاز این جدایی بود ؛ هزار پنجره دلتنگم و نپرس چرا؟! کجا دل من و تو در پی چرایی بود؟! به شانههای تو مدیونم اشکهایم را ؛ به خندههات که تندیس بیریایی بود . به دستهات که پیغمبر نوازش بود ؛ و چشمهات که سرچشمهی رهایی بود ! غمت بزرگتر از قلب کوچکم شدهاست ؛ برای اینهمه غم کاش انتهایی بود . .
- میگویند تو رفتهای ؛
و تمام شده است همه چی . .
اگر رفتهای پس این همه تو!
در میان نوشته هایم چه میکند؟!(:
اون آدمی که وقتی دلشو میشکنی و میپرسی ناراحتی؟!
میگه - نه! چیزی نیست، اشکال نداره -
رو اذیت نکن . .
این آدم دوستت داره !
حاضره خودش ناراحت بشه ، ولی تو رو از دست نده ؛
اینجور آدما سرتاسر وجودشون ، قلبشونه . . !
یوقتا بیهوا برو بهشبگو ؛
زندگی "بدونِ اون" برات جهنمی بیش نیست!(:
و بذار خوب بدونه که وجودش چقدر تو زندگیت مهمه!
و "بذار حس کنه" چقدر بودنش تو زندگیت ، بایده . .
آدما هم همیشه با ابراز علاقه نمیرن ؛
" یوقتا از نشنیدنه که میزارن میرن . .
یه جایی خوندم نوشته بود :
« اگه میتونستی ذهنمو بخونی ، اشک میریختی .
چون بعدش متوجه میشدی چقد برام ارزش داری . . »
- خواستم بگم واقعا مود الانمه ! -
هدایت شده از حصلہنیست!'
ولـے اگہ بھت میگم حالم خوب نیست ھمش بخاطر اینہ ڪه فقط تویـے ڪه میتونـے حالمو خوب کنـے (:
-