وادی | ᴠᴀᴅɪ
کاش بفهمی خوشم به خوشیت ؛ خرابم با حال داغونیت .
کاش الان پیشم بودی از خودت به خودت گلایه میکردم .
هدایت شده از -ᴍᴀʜᴠ
یا کلن نرو؛
یا اگرم میری،
برو و دیگه برنگرد.!
ولی نه
چرا
برگرد
هرچقدرم رفتی
بازم برگرد
من منتظرت میمونم
و اینکه
هروقت که برگردی
بازم همونقدر
تو رو دوسِت دارم.
- من وقتی رفیقم حالش بده ؛
میخام کاری کنم بخنده :
چن تا انگشت داری؟!
خب چن تا مژه داری؟!
چن تا ناخون داری راستی؟!
- من اینجوریم که اگه تو زندگی یکی باشم حالا چه به عنوان رفیق ، چه عشق ، چه یه آشنا ، همیشه خودمو مقابلش مسئول میدونم ؛
و ناراحتیش ناراحتیمه ؛ خندش قهقهمه .
کاش اینجوری نبودم یا اصلا کاش همتون اینجوری بودین . . .
پ.ن : مخصوصا رفیق ؛