هدایت شده از TheEndخسـته¡
اره من برعکسِ همتون که میگین نمیتونیین
به رفتنتش/نبودش فکر کنید ؛ من فکر میکنم!
قشنگ سناریو اون روز رو میچینم و
تهِ داستان در لحظهای که میام به خودم بجنبم و
فردای اون روز رو ببینم ،
نمیدونم که چه اتفاقی میفته ادامه پیدا نمیکنه .
اره من فکر میکنم به نبودت که میشه نبودنم .
اره میتونم تصور کن هرشب که تو رفتی
و دیگه منی وجود نداره بخواد
فردای اون روزا رو ببینه و داستان نصفه میونه .
میدونی نبودم به معنیِ این نیست که دیگه نفس نکشم ،
اتفاقا میکشم با این تفاوت که اینبار تو هر نفسم یکبار میمیرم!
حالا تو حساب کن اگر کلا بمیرم بهترِ یا اینکه بری:/!
وادی | ᴠᴀᴅɪ
_
اره واسم مهم نیست که قلبم همزمان ۱۰۰۰ تیکه میشه و هر ۱۰۰۰ تا خورده شیشه فرو میرو تو تیکه های شکسته .