مریم شفیعی میگه ك ؛
تو مثل کمپرس سرد روی کبودیهای دستی ،
یه چیزی شبیهِ بغل محکم بین یه عالمه خستگی . .
همونقدر قشنگ و دلچسبی ، همونقدر پناه ؛
با داشتنِ تو میشه قشنگترین لبخندِ روی لب رو داشت !(:
تو با همهی این آدمای خستهکننده فرق داری .
تو امیدی ؛ حالِ خوبی . .
تو مثل پتویی وسط زمستون!
تو یه قابِ عکسی روی میز کارم ، که دوست دارم همیشه نگاهت کنم"..
باش ، این روزا باش ، همیشه باش .
تو فقط باش!
وادی | ᴠᴀᴅɪ
و اینم باشه خدمتتون😂!
وقتی نمیتونم کاری کنم خوشحال شی ؛
خودم از تو بیشتر ناراحت میشم .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
از اینکه یه چنل دیگه دارم ؛ و میتونم حرفامو بزنم ؛ و کسی ب صورت عمومی به خودش نگیره خرسندم ؛ و از ای
یکی اینجا چن وقت پیش کذب گفت ؛
الا جوری همه دارن میفهمن ، وی احساس خطر میکنه و جرئت نداره پیام اون چنلو ، برا جذب ممبر اینور فورو کنه😂. .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
یکی اینجا چن وقت پیش کذب گفت ؛ الا جوری همه دارن میفهمن ، وی احساس خطر میکنه و جرئت نداره پیام اون
قبول ندارم ، این از باهوشیتون نی
این از تایپ ضایع منهههشمچخستصد
وادی | ᴠᴀᴅɪ
با تریلی از روم رد شو ؛ ولی نزن تو ذوقم .
با تریلی از روم رد شو ؛
ولی به آدم زندگیم و علاقیم توهین نکن .