وادی | ᴠᴀᴅɪ
_ ♥️ .
- اومدن هیچ آدمی توی زندگیمون سوءتفاهم نیست ، این مابینا دست بر قضا وجود یه آدم با معرفت برات یه جوری زندگی رو قشنگو ، خندهاتو از ته دل میکنه که برمیگردی عقب میگی ؛
چیشد اومد تو زندگیم؟؟
اصلا خیلی یهویی و اتفاقی سروکلت تو زندگی یه آدم پیدا میشه ، حتی فکر رفاقت باهاشم به سرت نمیزنه چون طرف رو میشناسی ولی نه اونجوری که باید . .
گذر زمان بهت ثابت میکنه میشه یه سری چیزا در حد رویا و آرزو نمونه و بهترینا برات رقم بخوره ؛ دقیقا همون چیزایی که یه روز حتی فکرشم نمیکردی!
جمله حتی " فکرشم نمیکردم "
یه سوپرایزِ برای من . .
برای زندگی من . .
برای کسی که ماه آسمونت میشه و راه رو برات روشن و نورانی میکنه ، میشه هممسیر و همسفرت توی تک تک لحظاتی که میدونی باید به کی پناه ببری ،
همون میشه پناهگاه امنت ؛
کسی که ترس از دست دادنش و حال بدش میتونه شب تا صبح بیدار نگه دارتت ، همونجا که شاعر میفرماید :
بیهمگان به سر شود ؛
بی تو به سر نمیشود . .
و تو همان آدم پر منطق بیاحساسی که آمدنم حال تو را ریخت بهم .💙!(:
وادی | ᴠᴀᴅɪ
- الان دقیقا یازدهماهه از قلب شکسته استفاده نکردم ؛
- الان دقیقا دوازدهماهه از قلب شکسته استفاده نکردم ؛
برای فردایی که هنوز نیامده بود غصه میخوردم .
برای اتفاقی که هنوز رخ نداده بود شبها از استرس بیدار میماندم .
برای کسی که هنوز چشمانش را نبسته بود ، گریه میکردم .
برای فردی که هیچوقت از نزدیک ندیده بودمش ، شببیداری میکردم .
نمیدانم ، شاید آدم روشنفکری نبودم که اینگونه تاریکم .
- زهرا عین ؛
تا حالا شده یه آدمیو خیلی دوست داشته باشی و برات متفاوت باشه ،
اونقدر که هر بار میبینیش یه آدم دیگهای ،
اونقدر که نیشت تا بناگوش بازه . .
تا حالا شده واقعا دلت بخواد یه جور دیگه باهاش باشی ،
تا حالا شده دلت بخواد بری همه حستو بهش بگی ؛ اما به یسری دلایل حد خودتو بدونی و از مرز نگذری؟؟
هرچقدر روابط صمیمیتر میشه احتمال فروپاشی بیشتر میشه؛
چون هرچی آدما بهم نزدیکتر میشن انتظاراتشون ازهم دیگه بالاتر میره.
هدایت شده از - ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
شاید من از جملهی دوستت دارم زیاد استفاده نکنم ولی خب یه سری چیزام هستن که تو هیچ وقت نمیفهمیشون . .
مثلاً این که چند بار به صفحهی چتت زل زدم و منتظر موندم تا یه چیزی تایپ کنی ،
یا مثلاً این که چندبار وقتی خودم حالم خوب نبود برای خوبتر شدن حال تو تلاش کردم ،
شاید هیچوقت نفهمی موقع ناراحتیات از خودت ناراحتتر بودم و موقع خوشحالیات چقدر برات خوشحال شدم .
شاید متوجه نشی چقدر موقعهایی که خودم پر بودم بهت گفتم من هستم اگه بخوای خودتو خالی کنی و حرف بزنی ،
شاید از جملهی دوستت دارم زیاد استفاده نکرده باشم ولی خیلی کارا کردم که ارزششون از این جمله بیشتر باشه . .
این منم ؛ آدمی که ابراز احساسات بلد نیست و فوق العاده بداخلاق و عصبی و بی حوصلست ، اما خب برای خوب موندن و خوشحال شدنت حاضره دنیاشو بذاره وسط . . "
اگه کسی رو داشتم که وقتی ناراحتم بغلم کنه ؛
سرمو بذاره رو شونههاش و چشامو ببندم ،
دیگه تنها چیزی که میتونست ناراحتم کنه ،
از دست دادن همون آدم بود . . نه هیچ چیز دیگهای؛
هدایت شده از TheEndخسـته¡
-به یادِ شما بزگوارانِ موندگار ^^!
داریخماخ - موازی - وادی
فگار - چیزهایی که نگفتیم
واگویھ - پارادوکس - ویرگول
کهکشانِآرامش - هیپوفرنیا
بروبچ پارادوکس -
MindPalace - My puᴉɯ (: - Blue
stupid heart - Hilda -
- Schwarz|دیوونه