شاید این گذر زمانه که بهت ثابت میکنه با اخلاقیاتی که داری کی ، کجا و کِی کنارت میمونه و بهت ثابت میکنه چقدر تو دوست داشتنی هستی و برای بودنت و حالت ؛ حاضر به انجام هرکاری هست . .
لفظ رفیق برای همچین آدمی شاید کم باشه ، فراتر از اینا میشه به کار برد براش ››
تو را دوست دارم
بیشتر از نوشتنِ آخرین سطرِ مشقهای مدرسه
بیشتر از تقلب در امتحان
حتی بیشتر از بستنی قیفیهای قدیم و پفکهای طعمِ پنیر
تو را بیشتر از توپهای پلاستیکی کوچههای خاکی . .
این را که میدانی چقدر بود
بخدا تو را از خوابِ نرسیده به صبح هم
بیشتر دوست دارم ، بیشتر از صبحهای جمعه . .
عصرهای لواشک و آلوچه
تو را از زنگهای تفریح هم بیشتر دوست دارم .
بیشتر از خیلی بیشتر از زیاد
من تو را یک عالمه دوست دارم"
- افشین صالحی -
کاش بفهمی دوست داشتنت خورشید نیست که
دمِ صبح طلوع کنه و غروب بره پی کار و زندگیش ،
حتی مثل ماه ام نیست که فقط شبامو درگیر خودش کنه ،
تو و دوسِت داشتنت واسه من مثل اسمونه ؛
همیشه سرجاش هست ،
حتی اگه یه وقتایی تاریک باشه و یه وقتایی آبیِ روشن ،
حتی اگه از چشام بارون بیاد و قلبم از سردیِ تو یخ بزنه .
در من ترانهای نبود ، تو خواندی
در من آینهای نبود ، تو دیدی
ریشهای بودم در خوابِ خاکهای متبرک ، بیباران در نگاهِ تو سبز شدم !
- محمدابراهیم جعفری .
خوش آمدی ، روزگارِ غمانگیزی داشتم بی تو .
پردهیِ پنجرهام از ابر بود ؛
هرشب با گریه به
خواب میرفتم و کشتیها در بالشِ من غرق میشدند . .
انقدر دوست دارم که خودمم نمیدونم چقدر دوست دارم!
مثلا با خودم فکر میکنم ؛
دریا چهجوری حساب موج هاشو داره؟!
پاییز از کجا میخواد بدونه هربار چندتا برگ از دست میده؟!
بارون از کجا میخواد بفهمه چند قطره باریده؟!
و منم چجوری بگم چقدر دوست دارم؟
دوستترت دارم ، از هر چه دوست
اِی تو به من ، از خود من ، خویشتر
دوستتر از آنکه بگویم چقدر
بیشتر از ، بیشتر از ، بیشتر (:
- قیصر امین پور
رابطه لانگدیستنس اینجوریه كه
میخوای بغلش کنی و کیلومترها ازت دوره!
وقتی ازش بیخبری به جز زنگ زدن و تکست دادن
دستت به هیچ جا بند نیست!
وقتی غم داره جای اینکه سرشو بذاری رو قلبت
و بگی درستش میکنیم نهایتاً میتونی تایپ کنی
"كه جان من بمیرد و اشك روی گونههای تو نریزد" (: