کاش بفهمی دوست داشتنت خورشید نیست که
دمِ صبح طلوع کنه و غروب بره پی کار و زندگیش ،
حتی مثل ماه ام نیست که فقط شبامو درگیر خودش کنه ،
تو و دوسِت داشتنت واسه من مثل اسمونه ؛
همیشه سرجاش هست ،
حتی اگه یه وقتایی تاریک باشه و یه وقتایی آبیِ روشن ،
حتی اگه از چشام بارون بیاد و قلبم از سردیِ تو یخ بزنه .
در من ترانهای نبود ، تو خواندی
در من آینهای نبود ، تو دیدی
ریشهای بودم در خوابِ خاکهای متبرک ، بیباران در نگاهِ تو سبز شدم !
- محمدابراهیم جعفری .
خوش آمدی ، روزگارِ غمانگیزی داشتم بی تو .
پردهیِ پنجرهام از ابر بود ؛
هرشب با گریه به
خواب میرفتم و کشتیها در بالشِ من غرق میشدند . .
انقدر دوست دارم که خودمم نمیدونم چقدر دوست دارم!
مثلا با خودم فکر میکنم ؛
دریا چهجوری حساب موج هاشو داره؟!
پاییز از کجا میخواد بدونه هربار چندتا برگ از دست میده؟!
بارون از کجا میخواد بفهمه چند قطره باریده؟!
و منم چجوری بگم چقدر دوست دارم؟
دوستترت دارم ، از هر چه دوست
اِی تو به من ، از خود من ، خویشتر
دوستتر از آنکه بگویم چقدر
بیشتر از ، بیشتر از ، بیشتر (:
- قیصر امین پور
رابطه لانگدیستنس اینجوریه كه
میخوای بغلش کنی و کیلومترها ازت دوره!
وقتی ازش بیخبری به جز زنگ زدن و تکست دادن
دستت به هیچ جا بند نیست!
وقتی غم داره جای اینکه سرشو بذاری رو قلبت
و بگی درستش میکنیم نهایتاً میتونی تایپ کنی
"كه جان من بمیرد و اشك روی گونههای تو نریزد" (: