20M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مداحی فوق العاده زیبای
«یا فاطمه من عقده دل وا نکردم
گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم»
🔺 با صدای مرحوم استاد حاج سلیم مؤذن زاده اردبیلی به همراه تصاویری از قبرستان بقیع
#فاطمیه
التماس دعا
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
💠امام صادق علیه السلام
🔹 تسْبِيحُ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلاَةٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ صَلاَةِ أَلْفِ رَكْعَةٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ
🔹تسبيحات فاطمه زهرا عليهاالسلام در هر روز پس از هر نماز، نزد من محبوبتر از هزار ركعت نماز در هر روز است.
📗الکافي ج3 ص343
✅ ذکر تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)
🔻این ذکر را پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س) آموخت
🔸۳۴ بار الله اکبر
🔸۳۳ بار الحمدلله
🔸۳۳ بار سبحان الله
أللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ، وَ أُمِّ أَحِبَّائِكَ وَ أَصْفِيائِكَ، الَّتِی انْتَجَبْتَها وَ فَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَىٰ نِساءِ الْعالَمِينَ.
أللّٰهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَ كُنِ الثَّائِرَ اللّٰهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها.
أللّٰهُمَّ وَ كَما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدىٰ، وَ حَلِيلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَ الْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلىٰ، فَصَلِّ عَلَيْها وَ عَلَىٰ أُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أَبِيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَ تُقِرُّبِها أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها، وَ أَبْلِغْهُمْ عَنّی فی هٰذِهِ السّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَ السَّلامِ.
خدایا درود فرست بر صدّیقه فاطمه زکیه، محبوبهی حبیبت و پیامبرت و مادر دوستانت و برگزیدگانت که او را انتخاب نمودی و برتری دادی و برگزیدی بر فراز بانوان جهان.
خدایا از کسانی که به او ستم کردند و حق او را سبک شمردند، انتقامش را بگیر و خونخواه خون فرزندانش باش.
خدایا چنان که او را مادر امامان هدایت و همسر صاحب پرچم در قیامت و در جایگاهی بسیار برتر در آسمانها ارجمند گردانیدی، پس بر او و مادرش خدیجه کبری درود فرست، سلام و درودی که آبروی محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به آن گرامی بداری و دیده فرزندانش را روشن کنی و برسان به ایشان از سوی من در این ساعت بهترین درود و سلام را.
🔖#مفاتیحالجنان | صلوات بر حضرت فاطمه زهرا علیها سلام
ماجرای حمله به خانه حضرت زهرا (س) از زبان فضه، خدمتگزار آن حضرت | بخش اول
📚 #برشی_از_کتاب دفتر خاطرات فضه کنیز حضرت زهرا (علیها السلام)
✍🏻 نوشته محمدرضا انصاری
عمر همراه خالد و قنفذ و عده ای از یارانشان پشت در خانه آمدند و در را به شدت کوبیدند.
من خدمتکار این خانه بودم و باید خود را سپر بلا می کردم. این بود که پیش از همه خود را پشت در رساندم و گفتم کیستی؟ پاسخ داد: به علی بگو: "سخنان باطل خود را رها کن و برای طمع در خلافت با نفس خود لجاجت مکن امر خلافت برای تو نیست بلکه برای آن شخصی است که مسلمانان انتخاب کرده اند و بر او اتفاق نظر دارند!"
من که از گستاخی و بی پروایی او ناراحت شده بودم گفتم: "امیرالمؤمنین از شما رویگردان است اگر انصاف داشته باشید و از خدا و رسولش بترسید میدانید که حق با اوست."
اما عمر به من دشنام داد و گفت: "این سخن را رها کن و به او بگو باید بیرون بیاید و گرنه وارد خانه اش میشویم و او را بیرون میکشیم"
خدایا چه میشنیدم؟ در مقابل این پرده دری چه باید میکردم؟ ای کاش مرا پشت در میکشتند و کار به آنجا نمی رسید که بانویم پشت در بیاید
به هر حال من پیام آنان را به مولایم رساندم، اگر چه همه اهل خانه صدای فریاد او را از پشت در میشنیدند.
اما این بار بانویم فاطمه عليها السلام به سوی در حرکت کرد و اجازه نداد امیرالمؤمنین علیه السلام به استقبال مهاجمین برود.
@vaezan_eitaa
ماجرای حمله به خانه حضرت زهرا (س) از زبان فضه، خدمتگزار آن حضرت | بخش دوم
📚 #برشی_از_کتاب دفتر خاطرات فضه کنیز حضرت زهرا (علیها السلام)
✍🏻 نوشته محمدرضا انصاری
بیرون خانه غوغایی بود. صدای "خانه را با اهلش آتش میزنیم" به وضوح شنیده میشد. حتی صدای چیدن هیزم پشت در و دیوار خانه محسوس بود. اما چه کسی باور میکرد آتش بپا کنند، آن هم بر در خانه زهرا علیها السلام؟!
اکنون بانویم پشت در خانه بود ناگهان دود از بالای دیوار وارد خانه شد و در آتش گرفت و در آن حال حضرت زهرا علیها السلام به مهاجمین
خطاب می کرد که نمی گذارم بدون اجازه وارد خانه ام شوید و آنان فریاد می زدند که اگر در را باز نکنی به زور و بدون اجازه وارد میشویم!!
آتش از زیر در به داخل خانه سرایت کرده بود و به صورت فاطمه علیها السلام میخورد.
هر لحظه احتمال شکستن در توسط مهاجمین وجود داشت.
اما نگرانی اصلی من برای محسن بود فرزندی که بانویم در رحم داشت. خدایا در این غوغای آتش و فریاد و وحشت به کودک آسیبی نرسد.
بعداً فهمیدیم که هم در به حضرت زهرا علیها السلام اصابت کرده و هم با تازیانه و غلاف شمشیر به پهلوی او زده اند و هم سیلی مهاجمین صورت آسمانی اش را نیلی کرده است.
همه اینها در چند لحظه سیاه اتفاق افتاد و نمیدانم آن لحظه ها چگونه بر من گذشت.
ناگهان صدای فریادش را شنیدم که مدینه را زیر و رو کرد:
"یا رسول الله اینگونه با دختر عزیزت رفتار می کنند. آه، فضه مرا دریاب به خدا سوگند فرزندی که در رحم داشتم کشته شد."
امیرالمؤمنین علیه السلام و من به سمت در دویدیم و حضرت به من فرمود: «فضه، نزد بانویت باش که او اکنون به کمک تو نیاز دارد، زیرا فشار در و ضرب لگد باعث سقط محسن شده است».
من کنار بانویم نشستم و مولایم به سوی عمر و خالد و قنفذ و عبدالرحمن حمله ور شد و آنها را از خانه بیرون کرد.
آنگاه نزد ما بازگشت و درباره فرزند سقط شده فرمود:
ای فضه، پیامبر صلی الله علیه و آله از این ماجرا در چنین روزی خبر داشت و آن را به من و فاطمه و حسن و حسین خبر داده بود در زمانیکه انواری در سمت راست عرش بودیم.
اکنون او را در آخرین نقطه خانه به خاک بسپار که به پدربزرگش ملحق خواهد شد و به او
شکایت خواهد کرد.
ما محسن را در گوشه ای از خانه به خاک سپردیم؛ و این خبر را به شما میدهم تا قبر او را در خانه حضرت زهرا علیها السلام کنار قبر پیامبر صلى الله علیه وآله زیارت کنید.
@vaezan_eitaa
ماجرای حمله به خانه حضرت زهرا (س) از زبان فضه، خدمتگزار آن حضرت | بخش سوم
📚 #برشی_از_کتاب دفتر خاطرات فضه کنیز حضرت زهرا (علیها السلام)
✍🏻 نوشته محمدرضا انصاری
گمان میکردم با این اتفاقی که برای دختر پیامبر صلی الله علیه وآله افتاد دیگر مهاجمین باز نمی گردند اما دقایقی نگذشته بود که با افراد بیشتری حمله کردند تا آقایم را به مسجد ببرند.
حضرت زهرا علیها السلام با همان حال از جای خود برخاست و مانع بردن همسرش به سوی مسجد شد.
کاش کور شده بودم و نمی دیدم که قنفذ با تازیانه چنان بر بازوی بانویم زد که دستش از کمربند مولایم علی علیه السلام جدا شد.
به این کتفا نکردند و عمر با غلاف شمشیر چنان بر کتف آن حضرت زد که بیهوش شد و بر زمین افتاد و امیرالمؤمنین علیه السلام را در حالی که طناب بر گردنش انداخته بودند کشان کشان به مسجد بردند.
همه به سوی مسجد رفتند و کسی در خانه نماند.
لحظاتی بعد بانویم به هوش آمد و وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام را ندید از من و بانوانی که آنجا بودیم درباره او سؤال کرد، و ما عرض کردیم آنان امیرالمؤمنین علیه السلام را به اجبار و کشان کشان به مسجد بردند.
بانویی باردار که فرزند از دست داده با صورتی نیلگون و پهلویی شکسته در حالی که طاقت ایستادن بر روی پا نداشت به حمایت از امام خویش از جا برخاست و حجاب بر تن کرد و با حسن و حسین علیهما السلام و عده ای از بانوان به سوی مسجد رفتند.
نمیدانم در مسجد چه گذشت اما شنیدم پیراهن پیامبر صلی الله علیه وآله را بر سر گذاشته و قصد نفرین آنان را داشته که امیرالمؤمنین علیه السلام سلمان را فرستاده و از بانویم خواسته که دست دعا را پایین آورد و از نفرین مردم درگذرد.
ساعتی بعد بانویم به خانه بازگشت و در بستر بیماری افتاد ،آری حضرت زهرا علیها السلام در سن هیجده سالگی با داغ فراق پدر و غصب خلافت شوهر اینچنین آزرده خاطر شد و گریه کار شب و روز او گردید.
@vaezan_eitaa