eitaa logo
🌅 وقت سحر 🌅
2هزار دنبال‌کننده
11.4هزار عکس
3.7هزار ویدیو
7 فایل
کانال شخصی دکتر رفیعی (پزشک)
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴🏴 همدرديم با مردم لبنان 🕯 🕯 🕯 🚩🚩 @vaghtesahar
🏴🏴 برج آزادی به رنگ پرچم لبنان درآمد برج آزادی تهران برای ادای احترام به کشته‌شدگان فاجعه بیروت و همدردی با مردم لبنان به رنگ پرچم این کشور در آمد. 🇱🇧🇮🇷🇱🇧🇮🇷🇱🇧🇮🇷 🚩🚩 @vaghtesahar
❌ روحانى و وعدهٔ گشايش اقتصادى!!!!!!! 🚩🚩 @vaghtesahar
🔴 فرض كه واقعهٔ غدیر نبود... -- فرض کنید اصلا نبوده که پیامبر جلوی هزاران نفر امیرالمؤمنین رو به جانشینی منصوب کنه یکی از احادیثی که در فضیلت هست و وسنی اونو نقل کردن، است. معاویه‌ای که دستور به لعن امیرالمؤمنین داده بود، این حدیث رو نقل کرده، نمیتونست انکار کنه. چون اکثر مردم بارها از زبان پیامبر در جاهای مختلف شنیده بودن. متن حدیث اینه (یاعلی) أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی. (ای علی) تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود چندتا آیه‌ای که درباره حضرت موسی(ع) و هارون(ع) درقرآن هست رو بیاریم، و به‌جای هارون، نام امیرالمؤمنین رو جایگزین کنیم، ببینیم معنی چطور میشه (موسی از خدا خواست) از اهل بیت من وزیر ومعاونی برایم قرار بده، هارون برادرم را، پشتم را به او گرم کن و اورا شریک امر من کن(طه، 29) تو همین آیه به‌جای موسی وهارون، پیامبر(ص) وعلی(ع) رو قرار بدیم: پیامبر از خدا خداست، از اهل بیت من وزیر و معاونی برایم قرار بده، علی برادرم را، پشتم را به اون گرم کن و اوراشریک امر من کن ای موسی به زودى بازویت را به [وسیله‏] برادرت هارون نیرومند خواهیم کرد(قصص35) ای محمد بزودی بازویت را به(وسیله) برادرت علی نیرومند خواهیم کرد و از لطف و مرحمتی که داشتیم برادرش هارون را نیز به او(موسی) عطا کردیم (مریم53) و از لطف و مرحمتی که داشتیم برادرش علی را نیز به او(محمد) عطا کردیم رو دقت کنید و موسی به برادرش هارون گفت: تو اکنون جانشین من در قوم من باش(اعراف142) و محمد(ص) به برادرش علی گفت: تو اکنون جانشین من در قوم باش خیلی جالبه، وقتی حضرت موسی به ملاقات خدا در کوه طور رفت و هارون رو جانشین قرار داد، مردم از هارون فاصله گرفتن و جانشینیش رو نادیده گرفتن و رفتن سراغ سامری و بعد از کلی معجزه، گوساله‌پرست شدن. وقتی موسی برگشت، از هارون پرسید چرا جلوشونو نگرفتی؟ هارون گفت من تلاشمو کردم ولی اینا نزدیک بود منو بکشن(اعراف150) و ترسیدم که تفرقه بین امت بنی اسراییل بوجود بیاد(طه 94) چقدر این اتفاق آشناس، وقتی پیامبر به ملاقات خدا میرفت، قبلش علی(ع) رو بعنوان جانشین معرفی کرد، مردم از علی فاصله گرفتن و به سمت شخص دیگری رفتن و علی(ع) برای اینکه تفرقه در امت بوجود نیاد و اسلام از بین نره صبر کرد درقرآن 20آیه‌ درباره هارون داریم که اکثرا جانشینی موسی مدنظره 🔹 هارونِ موسی کجا، علیِ محمد کجا؟! 🚩🚩 @vaghtesahar
💢استدلال علامه امینی در مورد امیر المومنین(ع) در حضور علمای اهل سنت و سوالی که ماند زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند. اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند. به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند. پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت : قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد اما باز آنها گفتند : پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک نقل کند تا مجلس گردد. ضمناً تمام حضار درجلسه بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. آنان شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به رسید . علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که ابتدا همگی بر بودن یا نبودن سند حدیث کنید. همه قبول کردند سپس علامه امینی فرمود : 👇 قال رسول الله (ص) : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است . سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و تایید_کردند . سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید : 👇👇 آیا فاطمه الزهرا( س) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت... ؟ اگر می شناخت ، امام زمان فاطمه (س) چه کسی بود ؟ تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند و با خود می گفتند 🔹اگر بگوییم نمیشناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه (س) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد 🔹اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده ؟ در حالی که بخاری (از سرشناس ترین علمای اهل سنت) گفته: ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه (س) در حالی از دنیا رفت که به سختی از ابوبکر غضبناک بود و چون مجبور می شدند بر و علی بن ابیطالب (ع) اقرار بورزند کرده و جلسه را ترک کردند. 🚩🚩 @vaghtesahar
لبنان، استقلال یا وابستگی! این‌ها تکه‌های پازلند: آمریکا با تحریم شروع کرد؛ اسرائیل با انفجار ادامه داد؛ فرانسه جرقه اغتشاشات میدانی را زد؛ حالا هم نیروهای سعد حریری عربستانی میخواهند لبنان را به مرحله دخالت نظامی خارجی و لیبی شدن برسانند. اما؛ ان حزب الله هم الغالبون... علیرضا گرائی 🚩🚩 @vaghtesahar
🔴 باورتون ميشه يك زمانى منتقدان‌هاشمی رفسنجانی، دشمن‌ پیغمبر بودند! 🚩🚩 @vaghtesahar
🔸🔸 خون های آلوده به ایدز، اولین بار از طرف کدام کشور وارد ایران شد؟ 🚩🚩 @vaghtesahar
💝 عيد ولادت امام موسى ابن جعفر ع مبارك باد! 💝🌸💝🌸 🚩🚩 @vaghtesahar
🔴 شايد ساعت اول ماكرون بيايد ولى خيلى وقت است كه تصميم آخر را را آنها نمى گيرند! 🚩🚩 @vaghtesahar
✅ داستان مرد روستايى و جنگ نرم! 🌸🌸🌸🌸🌸🌸✨ 🌺🌺🌺🌺🌺✨ 🌸🌸🌸🌸✨ 🌺🌺🌺✨ 🌸🌸✨ 🌺✨ کشاورز فقیری برغاله‌ای را از شهر خرید. همانطور که با بزغاله به سمت روستای خود باز می‌گشت، تعدادی از اوباش شهر فکر کردند که اگر بتوانند بزغاله آن فرد از بگیرند می‌توانند برای خود جشن بگیرند و از خوردن گوشت تازه آن بزغاله لذت ببرند. اما چگونه می‌توانند این کار را عملی کنند؟ مرد روستایی قوی و درشت هیکل بود و این اوباش ضعیف نمی‌توانستند و نمی‌خواستند که به صورت فیزیکی درگیر شوند. برای همین فکر کردند و تصمیم گرفتند که از یک حقه استفاده کنند. وقتی مرد روستایی داشت شهر را ترک می‌کرد یکی از آن اوباش جلوی او آمد و گفت: «سلام، صبح بخیر» و مرد روستایی هم در پاسخ به وی سلام کرد. بعد آن ولگرد به بالا نگاه کرد و گفت: «چرا این سگ را بر روی شانه‌هایت حمل می‌کنی؟» مرد روستایی خندید و گفت: «دیوانه شده‌ای؟ این سگ نیست! این یک بز است.» ولگرد گفت: «نه اشتباه می‌کنی، این یک سگ است و اگر با این حیوان بر روی دوش وارد روستا شوی مردم فکر می‌کنند که دیوانه شده‌ای.» مرد روستایی به حرف‌های آن ولگرد خندید و به راه خود ادامه داد. در راه برای اطمینان خود، پاهای بز را لمس کرد و خیالش راحت شد که حیوان روی دوشش بزغاله است. در پیچ بعدی اوباش دوم وارد عمل شد و دوباره سخنان دوست اوباش خود را تکرار کرد. مرد روستایی خندید و گفت: «آقا این بزغاله است و نه یک سگ.» ولگرد گفت: «چه کسی به تو گفته است که این بزغاله است؟ به نظر می‌رسد کسی سر تو کلاه گذاشته باشد. این یک بز است؟» و به راهش ادامه داد. روستایی بز را از دوشش پایین آورد تا ببیند موضوع چیست؟ اما آن قطعاً یک بزد بود. فهمید هر دو نفر اشتباه می‌کردند اما ترسی در وجودش افتاد که شاید دچار توهم شده است. آن مرد همانطور که داشت به سمت روستای خود برمی‌گشت نفر سوم را دید که گفت: «سلام، این سگ را از کجا خریده‌ای؟» مرد روستایی دیگر شهامت نداشت تا بگوید که این یک بز است. برای همین گفت: «آن را از شهر خریده‌ام.» مرد روستایی پس از جدا شدن از نفر سوم، ترسی وجودش را گرفته بود. با خود فکر کرد که شاید بهتر باشد این حیوان را با خود به روستا نبرد چرا که شاید مورد سرزنش قرار بگیرد. اما از طرفی برای خرید آن حیوان پول داده بود. در همین زمان که دودل بود، اوباش چهارم از راه رسید و به مرد روستایی گفت: «عجیب است! من تا به حال کسی را ندیده‌ام که سگ را بر روی دوش خود حمل کند. نکند فکر می‌کنی که این یک بز است؟» مرد روستایی دیگر واقعاً نمی‌دانست که این حیوان بز است و یا یک سگ. برای همین ترجیح داد خود را از شر آن حیوان خلاص کند. اطراف را نگاه کرد و دید کسی نیست. بز را که فکر می‌کرد دیگر سگ است آنجا رها کرد و به روستا برگشت. ترجیح داد از پول خود بگذرد تا اینکه اهالی روستا او را دیوانه خطاب کنند. با این حقه اوباش‌ها توانستند بز را به راحتی و بدون هیچ گونه درگیری تصاحب کنند. مراقب باشیم رسانه ها با این روش، داشته هایمان و از همه مهمتر اعتقاداتمان را از ما نگیرند! و موضوع این داستان همان معنای جنگ نرم است. 🚩🚩 @vaghtesahar
⛔️ از بعد از انقلاب تا کنون هیچ دولتی در سطح و اندازه دولت روحانی با آمریکا مذاکره و مراوده نکرده بود، در هیچ دولتی‌هم وضعیت قیمت‌ها و ارز اینگونه لگام گسیخته نبوده ‌است! + این تنها بخشی از هزینه‌ عدم مقاومت در برابر آمریکا است! 🚩🚩 @vaghtesahar