وَلو
با بچهها میخواستیم بریم شیراز، انقد خونه نبودم گفتم ولش یکم بمونم خونه
من پشیمونم، میخوام برم
وَلو
یهجوری آدمو زده میکنین که دیگه میخواد نشنوه، نبینه، نخونه
ولی منِ همیشه، دوس داره بازم بخونه، بازم بشنوه، بازم ببینه