دیشب مردم عالی بودن😂، این هوای یهو سر کن مشهد اذیت کننده بوده براشون
خونوادگی اومده بودن مشد زیارت، منتظر بودن بقیه هم بیان، خوب که جمعشدن، یکیشون گفت: خب بریم چایخونه، اون یکی گف بازم؟!
همین قبلیه جوابشو داد که: سرده، بریم یه چای بخوریم گرم شیم😂
بعد اینجوریه که تو، یه دوپا میبینی که از یه کاپشن زده بیرون و داره جلو جلو برا خودش راه میره، مامانباباشم پشت سرش
یا بچههایی که مامانبزرگ بابابزرگشون از روی صندلی چرخدارها بلند میشه، سریع میشنن روش تا صفا کنن
نه گوشی و نه حوصلهی خوبی دارم، وگرنه حتما براتون از سوژهها و صحنههای قشنگ حرم عکس میدادم
هدایت شده از فیالبداهه.
میشه برای سادات حمد شفا بخونید؟
سرماخورده و سینهش اذیته. بیقراری میکنه
هدایت شده از فیالبداهه.
توروخدا تلفنی با من حرف نزنید. بدون اینکه متوجه باشم مثل منگلزادهها حرف میزنم و یه سوتی بزررررگ میدم آبروم میره. یا حضوری باشید که قشنگ در حضورتون سوتی لفظی بدم و همونجا آبروم بره و بخندیم، یا پیام بدید که ازش جلوگیری بشه. از موقعی که الاهه زنگ زده تا الان خواهرم بهخاطر سوتیای که دادم مسخرهم میکنه=)