پرید اینجا سنجاق بخون
😸روز صد و یکم : ۹ دی📚 رفتن به مدرسه اینکه ازم دوبار اجتماعی پرسید و موفق شدننن🤙😼 زنگ بعدی😾 دادن امتح
🤡روز صد و دوم : ۱۰ دی📸
صبح زودددد از خواب بیدار شدن😭
اینکه گروهمون با یاسی،مهرسا،سروناز بود>>>>>>
عارفه نیومده بود🚮
درست کردن سالاد ماکارونی🥙>>>
لیموناد؟🍵
درست کردن روزنامه دیواری یکساعت قبل تحویل🌹
اینکه حداقل روزنامه دیواری خوبی درست کردیم>🌞🌝
نوشتن درمورد اصفهان✨🌷
رسیدن به خونه و نوشتن تکالیف
ریاضی🛐🛐🛐
مرتب کردن اتاقم و اون نقاشیای بچگیم که پیدا کردم😭🌷>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
پرید اینجا سنجاق بخون
🤡روز صد و دوم : ۱۰ دی📸 صبح زودددد از خواب بیدار شدن😭 اینکه گروهمون با یاسی،مهرسا،سروناز بود>>>>>> عا
روز صد و دوم: نقاشیای ۵ سال پیشم😭
پرید اینجا سنجاق بخون
🤡روز صد و دوم : ۱۰ دی📸 صبح زودددد از خواب بیدار شدن😭 اینکه گروهمون با یاسی،مهرسا،سروناز بود>>>>>> عا
💆🏻♀روز صد و سوم: ۱۱ دی📖
صبح زود از خواب بیدار شدن برای اینکه عطارد رو ببینم ولی ندیدم😭🎀🪐<
رفتن به مدرسه و خستگی
جوابای ریاضی رو دادن✋✊
اینکه از ۱۹ تا ۱۶ تا درست داشتم🕺
اینکه همه دسته جمعی داشتن خانومو نفرین میکردن برای یه م🤡😼
امتحان علوممم
سوالای عجیب امتحان🤡
اینکه کل کلاس سوال آخر رو اشتباه نوشتن✅🙏
رفتن به خونه
سردمههههه🧣🧤
مرتب کردن اتاقم و اون چیزایی که پیدا کردم>>>🐢🦭
ایرپادم گم شد😭😭😭😭
کمک🎀🎀🎀
پرید اینجا سنجاق بخون
💆🏻♀روز صد و سوم: ۱۱ دی📖 صبح زود از خواب بیدار شدن برای اینکه عطارد رو ببینم ولی ندیدم😭🎀🪐< رفتن به م
🏸روز صد و چهارم : ۱۲ دی💍
رفتن به مدرسه و اینکه ورزش داشتیم>>>
بدمینتون بازی کردن با عارفه🛐
روز عجیب:(اینکه زینب زمین خورد بعدش عارفه زمین خورد بعد عینک یکی از بچه هامون شکست )
منو یاسی رفتیم پیش یه چهارمی که داشت گریه میکرد و براش آهنگ خوندیم🤣🤏🎀
اینکه ازخنده داشتیم منفجررررر میشدیم🎀🤣
رفتن به خونه
اینکه با آویشن رفتم کلاس زبان🛐
دیکته ۱۸.۵ شدم🕺
حرف زدن با ملیکا و مریم>>>
اینکه مامان آویشن برام کیک آورده بود🛐>>>(منو مامان آیشین دیگه دوستای صمیمی شدیم🎀)
برگشتن با آویشن >>>>
اون دختره ی عجیب تو راهمون🤏😾
برگشتن به خونه
بابام اتاقمو رنگ زد و بالاخره تموم شد 😭🦙🐸>>>>
لالااااا
پرید اینجا سنجاق بخون
🏸روز صد و چهارم : ۱۲ دی💍 رفتن به مدرسه و اینکه ورزش داشتیم>>> بدمینتون بازی کردن با عارفه🛐 روز عجیب:
روز صد و چهارم: رنگش اینجوریه😭🎀