راههای مؤثر در تقویت قدرت_تحلیل_سیاسی
شرحی بر فرمایشات حضرت آقا در 10 آبان 1402
حضرت امام خامنه اي در سخنراني اخير خود خطاب به دانشجويان و دانش اموزان فرمودند بايد تحليل داشته باشيد بعد از ان برخي از دوستان سوال كردند كه چكار كنيم تا تحليل هاي درستي داشته باشيم لذا مصلحت ديديم اين بحث را به اشتراك بزارم :
براي تقويت قدرت تحليل سياسي چه كار بايد بكنيم؟
اول: قدرت ذهن
قدرت تحلیل سیاسی، یک ذهن جوّال و خلّاق میخواهد. دقّتهای ذهنی فلسفی و ریاضی در این موارد تأثیر به سزایی دارد. لذا سعي كنيم با ممارست و تمرين ذهن خود را تقويت كنيم .
دوم: مطالعۀ تاریخ
1. شناخت ريشه هاي جريانات موجود سياسي
برای تحلیل سیاسی، میبایست بر تاریخچۀ حوادث مسلّط بود. جریانات و ریشههای آن را دانست. اگر ریشههای جریان سیاسی را بدانید، رفتار آنها را خیلی آسان میتوانید تحلیل کنید.
يك مثال:
در جنگ صفین، برخی از افراد لشکر امام علی علیه السلام، خطاب به حضرت، گفتند: تو نماز میخوانی، معاویه هم نماز میخواند! کدام يك راست میگوید؟ حضرت فرمودند: بروید سراغ عمّار! چرا عمّار؟ چون عمّار از ابتدای طلوع اسلام این جریان را میشناخت. اتّفاقاً عمّار چه گفت؟ گفت: من با اینها از اول بودم. اینها همان کسانی هستند که با پیامبر جنگیدند. عمل همان عمل است. رفتار همان رفتار است. فقط پرچم و حرفشان فرق کرده.
وقتی عمار این جریان را میشناسد، سر نخها را گم نمیکند. پرسید: یعنی میگویی کشتن اینها حلال است؟ گفت: از کشتن گنجشک هم حلالتر!
2. حوادث تاريخي تكرار ميشود:
حوادث تاریخی سیکلی و دورهای است. یک دوره تمام میشود، دوباره یک دورۀ جدید شروع میشود با یک سطح بالاتر. حوادث تاریخی از صدر اسلام تا امروز، حتی از دورۀ بنی اسرائیل تا به امروز شبیه به هم است.
پیامبر فرمودند: تاریخ بنی اسرائیل را یاد بگیرید زیرا هر عملی بنی اسرائیل انجام داده قوم من هم انجام خواهد داد. حتي اگر بنی اسرائیل در یک سوراخی دست کرده باشد، قوم من هم در همان دست خواهد کرد.
از طرفی تاریخ_معاصر چون به ما نزدیکتر است، یک سطح از ما پایینتر است. تاریخ صدر اسلام چند سطح و تاریخ #بنی_اسرائیل هفت هشت سطح پایینتر است. لذا تاریخ معاصر، بیش از تاریخ اسلام یا تاریخ بنی اسرائیل اهمّیت دارد. تمام این جریانات امروز، صد سال پیش تکرار شده است.
مثال هم خیلی زیاد دارد. بحث توسعه، بحث دشمنی ما با #اسرائیل و عقب ماندن ما از پيشرفت جهاني، جدا شدن ما از غرب. تمام اینها در پنجاه سال اخیر، در ماجرای قرارداد کمپ_دیوید اتّفاق افتادهاند.
يك مثال:
پطروس_غالی در خاطراتش مينويسد: من با بستن قرارداد کمپ دیوید فداکاری كردم. چرا که منافع کشورم را در نظر گرفتم، هرچند بین مردم خودم منفور شدم، امّا در آینده قدر من را خواهند گرفت. چون دارم مشکلات عدم توسعه، مشکلات تحریم و این بدبختیها را از مردم بر میدارم.
ايشان و رييس انور سادات معتقد بودند كه در معادلات جهاني يا بايد طرف فلسطين بايستند يا طرف امريكا اگر طرف فلسطين بايستند از غرب و توسعه جهاني محروم خواهند شد لذا كشورشان عقب مانده و بدبخت خواهد شد ولي از طرف امريكا بايستند مردمش در رفاه و اسايش خواهند بود و خودشان از مواهب توسعه بهره مند خواهند شد لذا علي رغم تمام مخالفتها با اسرائيل صلح كردند
درست همان زمان ايران با غرب قطع رابطه كرد الان اگر نگاهي به زير ساختهاي ا يران و مصر داشته باشيم علي رغم مشابهتهاي فراوان اين دو كشور در سطح منابع زير و رو زميني و همچنين مشابه بودن جمعيت ميبينيم كه مصر بسيار عقب مانده است و بخش بزرگي از ملت او در قبرستانها (مقبره هاي خانوادگي ) زندگي ميكنند و به زحمت شكم خودشان را سير ميكنند و به لحاظ فني نيز يك كشور به شدت وابسته به غرب است. و در معادلات جهاني و منطقه اي چندان قادر به ايفاي نقش نيست
اما ايران يك ابرقدرت جهاني شده است و ملتش علي رغم تورم شديد كسي دران گرسنه نميخوابد و خانواده اي در قبرستان زندگي نميكند و در روزهاي تعطيلي تمام اتوبانها از شدت ماشين ترافيك ميشود
پس آیا مصر که پنجاه سال است با اسرائیل رابطۀ خوبی دارد، هرچه اسرائیل گفت گفتهاند چشم، آیا وضعشان بهتر شده است؟ این یک چیزی است که انسان میتواند ببیند.
سوم: داشتن مبانی دینی و اعتقادی
شخص تحلیلگر باید مبنا داشته باشد؛ روش و هدف و اساس داشته باشد. اگر مبنا نداشته باشیم، تحلیلها پراکنده میشود، بی در و پیکر میشود، سر و ته ندارد، جهت ندارد. مبانی فکری انسان باید تصحیح شود. بفهمیم اهدافمان چیست.
راههای مؤثر در تقویت قدرت_تحلیل_سیاسی
شرحی بر فرمایشات حضرت آقا در 10 آبان 1402
حضرت امام خامنه اي در سخنراني اخير خود خطاب به دانشجويان و دانش اموزان فرمودند بايد تحليل داشته باشيد بعد از ان برخي از دوستان سوال كردند كه چكار كنيم تا تحليل هاي درستي داشته باشيم لذا مصلحت ديديم اين بحث را به اشتراك بزارم :
براي تقويت قدرت تحليل سياسي چه كار بايد بكنيم؟
اول: قدرت ذهن
قدرت تحلیل سیاسی، یک ذهن جوّال و خلّاق میخواهد. دقّتهای ذهنی فلسفی و ریاضی در این موارد تأثیر به سزایی دارد. لذا سعي كنيم با ممارست و تمرين ذهن خود را تقويت كنيم .
دوم: مطالعۀ تاریخ
1. شناخت ريشه هاي جريانات موجود سياسي
برای تحلیل سیاسی، میبایست بر تاریخچۀ حوادث مسلّط بود. جریانات و ریشههای آن را دانست. اگر ریشههای جریان سیاسی را بدانید، رفتار آنها را خیلی آسان میتوانید تحلیل کنید.
يك مثال:
در جنگ صفین، برخی از افراد لشکر امام علی علیه السلام، خطاب به حضرت، گفتند: تو نماز میخوانی، معاویه هم نماز میخواند! کدام يك راست میگوید؟ حضرت فرمودند: بروید سراغ عمّار! چرا عمّار؟ چون عمّار از ابتدای طلوع اسلام این جریان را میشناخت. اتّفاقاً عمّار چه گفت؟ گفت: من با اینها از اول بودم. اینها همان کسانی هستند که با پیامبر جنگیدند. عمل همان عمل است. رفتار همان رفتار است. فقط پرچم و حرفشان فرق کرده.
وقتی عمار این جریان را میشناسد، سر نخها را گم نمیکند. پرسید: یعنی میگویی کشتن اینها حلال است؟ گفت: از کشتن گنجشک هم حلالتر!
2. حوادث تاريخي تكرار ميشود:
حوادث تاریخی سیکلی و دورهای است. یک دوره تمام میشود، دوباره یک دورۀ جدید شروع میشود با یک سطح بالاتر. حوادث تاریخی از صدر اسلام تا امروز، حتی از دورۀ بنی اسرائیل تا به امروز شبیه به هم است.
پیامبر فرمودند: تاریخ بنی اسرائیل را یاد بگیرید زیرا هر عملی بنی اسرائیل انجام داده قوم من هم انجام خواهد داد. حتي اگر بنی اسرائیل در یک سوراخی دست کرده باشد، قوم من هم در همان دست خواهد کرد.
از طرفی تاریخ_معاصر چون به ما نزدیکتر است، یک سطح از ما پایینتر است. تاریخ صدر اسلام چند سطح و تاریخ #بنی_اسرائیل هفت هشت سطح پایینتر است. لذا تاریخ معاصر، بیش از تاریخ اسلام یا تاریخ بنی اسرائیل اهمّیت دارد. تمام این جریانات امروز، صد سال پیش تکرار شده است.
مثال هم خیلی زیاد دارد. بحث توسعه، بحث دشمنی ما با اسرائیل و عقب ماندن ما از پيشرفت جهاني، جدا شدن ما از غرب. تمام اینها در پنجاه سال اخیر، در ماجرای قرارداد کمپ_دیوید اتّفاق افتادهاند.
يك مثال:
پطروس_غالی در خاطراتش مينويسد: من با بستن قرارداد کمپ دیوید فداکاری كردم. چرا که منافع کشورم را در نظر گرفتم، هرچند بین مردم خودم منفور شدم، امّا در آینده قدر من را خواهند گرفت. چون دارم مشکلات عدم توسعه، مشکلات تحریم و این بدبختیها را از مردم بر میدارم.
ايشان و رييس انور سادات معتقد بودند كه در معادلات جهاني يا بايد طرف فلسطين بايستند يا طرف امريكا اگر طرف فلسطين بايستند از غرب و توسعه جهاني محروم خواهند شد لذا كشورشان عقب مانده و بدبخت خواهد شد ولي از طرف امريكا بايستند مردمش در رفاه و اسايش خواهند بود و خودشان از مواهب توسعه بهره مند خواهند شد لذا علي رغم تمام مخالفتها با اسرائيل صلح كردند
درست همان زمان ايران با غرب قطع رابطه كرد الان اگر نگاهي به زير ساختهاي ا يران و مصر داشته باشيم علي رغم مشابهتهاي فراوان اين دو كشور در سطح منابع زير و رو زميني و همچنين مشابه بودن جمعيت ميبينيم كه مصر بسيار عقب مانده است و بخش بزرگي از ملت او در قبرستانها (مقبره هاي خانوادگي ) زندگي ميكنند و به زحمت شكم خودشان را سير ميكنند و به لحاظ فني نيز يك كشور به شدت وابسته به غرب است. و در معادلات جهاني و منطقه اي چندان قادر به ايفاي نقش نيست
اما ايران يك ابرقدرت جهاني شده است و ملتش علي رغم تورم شديد كسي دران گرسنه نميخوابد و خانواده اي در قبرستان زندگي نميكند و در روزهاي تعطيلي تمام اتوبانها از شدت ماشين ترافيك ميشود
پس آیا مصر که پنجاه سال است با اسرائیل رابطۀ خوبی دارد، هرچه اسرائیل گفت گفتهاند چشم، آیا وضعشان بهتر شده است؟ این یک چیزی است که انسان میتواند ببیند.
سوم: داشتن مبانی دینی و اعتقادی
شخص تحلیلگر باید مبنا داشته باشد؛ روش و هدف و اساس داشته باشد. اگر مبنا نداشته باشیم، تحلیلها پراکنده میشود، بی در و پیکر میشود، سر و ته ندارد، جهت ندارد. مبانی فکری انسان باید تصحیح شود. بفهمیم اهدافمان چیست.