دیدگاه اسلام در مورد «سؤال کردن» چیست؟
هر انسانى در برابر انبوهى از مجهولات و مشكلات درباره خود و ديگران قرار دارد، كه گاه مربوط به مسائل مادّى است و گاه معنوى و كليد حلّ آنها غالباً سؤال از آگاهان و انديشمندان است. به همين دليل، خداوند در عالَم تكوين و تشريع، درهاى سؤال را به روى انسان گشوده است. از نظر تشريع در دستورات اسلامى نه تنها اجازه سؤال به هر كس و درباره هر چيز داده شده است، بلكه به سؤال كردن امر كرده است. قرآن_مجيد در دو آيه مى فرمايد: «فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ» [۱] (از آگاهان سؤال كنيد اگر نمى دانيد).
اميرمؤمنان امام_علی (عليه السلام) در بعضى از كلمات پرمعنايش در نهج_البلاغه ميفرمايد: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ» (هيچ گاه كسى در فراگيرى علم و سؤال از مجهولات، شرم و حيا به خود راه ندهد). آرى، سؤال كردن عيب نيست. عيب آن است كه انسان پرسش نكند و در جهل و نادانى باقی بماند. جالب اين است كه در خطبه ۱۶۲ سؤال كردن را حقّى براى هر كس ذكر فرموده و اين معنا در مورد جوانان و نوجوانان بسيار مهمتر است، چرا كه آنها داراى مجهولات فراوان از نظر تكوين و آفرينش هستند.
خداوند نیز، حسّ_كنجكاوى و جستجوگرى را در ذات انسان قرار داده است. انسان، همواره مايل است از چيزهايى كه نمى داند، بپرسد و بداند. اين حسّ در جوانان و نوجوانان شديدتر است؛ به سبب همان نيازى كه دارند، گاه آن قدر پدر و مادر را سؤال پيچ مى كنند كه داد و فريادشان بلند مى شود؛ در حالى كه وظيفه آنها اين است كه با محبّت و مدارا به اين نياز روحى شان پاسخ مثبت دهند. آنچه را مى دانند، در اختيارشان بگذارند و آنچه را نمى دانند به كسانى كه مى دانند ارجاع دهند.
بعضى فكر مى كنند اگر از مسائل اصول_عقايد سؤال كنند نشانه كفر و بى اعتقادى است، در حالى كه اين پرسش ها براى تحقيق بيشتر و استحكام بخشيدن به عقيده است. دانشمندان و آگاهان، به ويژه عالِمان_دينى وظيفه دارند كه در هر حال و در هر شرايط، براى پاسخ به سؤالات اعلام آمادگى كنند و با محبّت و احترام از پرسش_كنندگان استقبال كنند و فراموش نكنند كه بر اساس روايتى كه از اميرالمؤمنين #امام_على (عليه السلام) نقل شده، چنين وظيفه اى بر دوش دارند: «خداوند از افراد_نادان، پيمانِ فراگيرى علم نگرفته، مگر آنكه پيش از آن از #دانشمندان، پيمان آموزش گرفته است». [۳]
اين بحث را با ذكر چند حديث پر معنا پايان مى دهيم؛ امام_صادق (عليه السلام) يكى از يارانش به نام «حمران بن أعين» را تشويق به سؤال كرد و فرمود: «مردم به اين علت، هلاك و گمراه مى شوند كه #پرسش نمى كنند». [۴] امام_علی (عليه السلام) مى فرمايد: «دلها قفل شده است و كليد آن، سؤال است». [۵] از رسول_خدا (صلّی الله علیه و آله) روايت شده كه: «علم، خزانه هايى است و كليدهاى آن سؤال است. خدا شما را رحمت كند، همواره سؤال كنيد؛ چرا كه چهار گروه براى آن پاداش داده مى شوند: سؤال كننده، پاسخ گوينده، كسانى كه در آنجا مستمعند و آنها كه بدان ها علاقه مندند». [۶]
در تاريخ آمده كه: «در روز جنگ جمل، مرد عربى به #پاميرمؤمنان (عليه السلام) عرض كرد: اى اميرمؤمنان! تو مى گويى خداوند يگانه است؟ [منظور از اين يگانگى چيست؟] مردم از هر سو به او حمله كردند. گفتند: اى مرد عرب، نمى بينى تمام فكر اميرمؤمنان متوجّه جنگ است؟ [هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد!] امام (عليه السلام) فرمود: او را رها كنيد. چيزى كه اين مرد عرب مى خواهد، همان چيزى است كه ما از اين قوم مى خواهيم [ما هم از اين گروه، توحيد و يگانگى مى طلبيم و جنگ براى فراگيرى اين تعليمات مقدّس است]». [۷]
پی نوشتها؛
[۱] نحل، آيه ۴۳؛ انبياء، آيه ۷. [۲] نهج البلاغة، صبحی صالح، هجرت، قم، چ ۱، ص ۴۸۲، حکمت ۸۲. [۳] الكافی، دارالكتب الإسلامية، چ ۴، ج ۱، ص ۴۱. [۴] الكافی، همان، ص ۴۰. [۵] غرر الحكم و درر الكلم، دارالكتاب الإسلامی، چ ۲، ص ۷۶، حکمت ۱۴۶۵. [۶] كنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، صفوة الس مؤسسة الرسالة، چ ۵، ج ۱۰، ص ۲۳۰، ح ۲۸۶۶۲. [۷] شرح آن را در كتاب التوحيد، ابن بابويه، جامعه مدرسين، چ ۱، ص ۸۳، باب ۳ (معنى الواحد و التوحيد و الموحد) مطالعه فرماييد.
پيام امام اميرالمؤمنين(ع)، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه، چ اول، ج ۶، ص ۲۹۵
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)