ولی واقعا قبل از «پشمام» برای تعجبهای سنگین چی میگفتیم که حق مطلب ادا شه؟
من هرچی فکر میکنم بهش به نتیجه ای نمیرسم
هیچوقت مامور آب خوری رو یادم نمیره که نمیذاشت با دست آب بخورم. چطوری یزید به کجا رسیدی؟
نشد یکبار که از چشمی در بیرون رو نگاه میکنم یه نفر با تفنگ شلیک کنه تو چشمم، چیه این زندگی بدون اندکی هیجان
از شگفتی های زبان فارسی همین و بس که بچهﻯ خوبی هستی با خوب بچهﺍی هستی یه دنیا با هم فرق دارن
از سرما خوشت نمیاد؟ میتونی درموردش گریه کنی یا سرتو بکوبی به دیوار کاری که من تابستونا انجام میدم