صبح ساعت هفت بابام بیدارم کردن(وی دیشب ساعت۴ خوابش برد) که واسشون بسته نت بگیرم.
بعد من چشم بسته دوباره همون بسته رو واسشون گرفتم که قبلا گرفته بودم و دوباره خوابیدم.
تا خوابیدم یادم اومد ک من ۳ روز پیش واسشون نت خریده بودم و امکان نداره ۱۲ گیگو تو سه روز تموم کرده باشن.
پاشدم رفتم دوباره چک کردم و دیدم بعلهههه
به جای بسته ۳۰ روزه، ۳ روزه واسشون خریدم.
با عذاب وجدان زیاد ولی بازم خوابیدم.
(کاری از دستم برنمیومد!)
#پارت_اول
#ضرر_اول
ساعت۱۱ مامان صدام کرد و گفت مگه کلاس نداری؟ نمیخوای بری؟
به سختی بلند شدم و از درد ناله کردم و نشستم سر حفظم.
تو بیست دیقه نیم صفحمو حفظ کردم.
بعد دیدم نه خب واقعا حالم بده و خوبه نرم.
بعد اینطوری بودم که خب نه پاشو بریم.
و تا دیقه۹۰ هعی پوشیدم و کندم.
و در آخر راهی جامعه شدم.
#پارت_دوم
بعد استاد گفت بدوعم برم ببینم موبایلی کنار جامعه بازه یا نه.
رفتم پایین و دیدم بعلههه زهرا خانوم گلِ گلاب نشسته سرکلاس حفظ جز۱.
ولی خب نمیتونستم برم سرکلاسشون(اضطراب اجتماعی)
#پارت_چهارم
کلاس تموم شد و من با گوشی خاموش زدم بیرون که یادم اومد ای داد بیداد کارت اتوبوسم رو گوشیمه که!
هیچی دیگه تا ایستگاه مترو رفتم و یادم اومد بطریمو تو کلاس جا گذاشتم!
#ضرر_سوم
#ضرر_چهارم