eitaa logo
وارسته
25 دنبال‌کننده
334 عکس
46 ویدیو
0 فایل
هم‌صحبتی چیزی بود هستم https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bd2xwi6&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
چقدر خوبه آدم یکیو داشته باشه که باعث شه آدم بشینه سه چهار ساعت فکر کنه به حرفاش و دوباره خودشو رفرش کنه.
این دفترم واسه مکانیک تحلیلی یکم زیادی گوگولیه!
ظاهرش vs باطنش
اینجا کلا همه‌چی خوشمزس!
پرچم را به دوش کشیده بود و مردانه قدم برمی‌داشت. مامان‌اش یادش داد که پرچم را به کتفش تکیه دهد تا دستش درد نگیرد. گفت "چشم" و بعد دست مادرش را رها کرد و برای خودش در شهدا می‌پلکید. انگار دنبال چیزی یا کسی می‌گشت. مردانه راه می‌رفت. محکم دسته‌‌ی پرچم‌اش را گرفته بود. یک دفعه میان قبرها چشمش برق زد. ایستاد و کمی به تصویرِ بالای مزار نگاه کرد. بعد انگار دلش فرو ریخت. دو زانو نشست پایینِ مزار شهید.. پرچمش‌ اما هنوز روی دوشش بود. نه فامیلشان بود و نه شهیدِ معروفی. فقط خدا سرّ این بزرگ مرد کوچک را با این شهید می‌دانست. بعد از چند دقیقه انگار به خودش آمد. دور و برش را پایید تا نکند مادرش آنجا باشد. نگاهش به دوربینِ من افتاد که زوم شده بود رویش. خجالت کشید و سرش را زیر انداخت!
اصلا من اعتراف می‌کنم که بی‌سواد‌ترین آدم روی زمینم. اعتراف می‌کنم که هیچی از این دنیای پیچیده و اتفاقاتش نمی‌دانم‌. اما حقیقتی به بزرگیِ دیدگاهِ خودم روبه‌رویم ایستاده. من انتخاب کردم! بین آدمی(آدم که چه عرض کنم...) که در جزیره‌ای کوفتی بچه‌های بی‌گناهِ دزدیده شده را به صف می‌کند تا گوشتِ تنشان را به سیخ بکشد... و آدمی که با زبان روزه کشته شد ولی عاشقِ دختربچه‌هایی با موی بلند بود!
یادمه سال کنکورم مدام با خودم می‌گفتم کاش پاشم ببینم همه‌چی خواب بوده و یه دانشجوی فیزیکم که داره رو پروژه‌ش کار می‌کنه! امروز یادم اومد از اون خواب بیدار شدم!